یادداشت
مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۷ شنبه ۲۸ مهر
نشست هنرمتعالی

  



یادداشت
یادداشت سردبیر

جایگاه فقه و فلسفه در هنر اسلامی

هنر اسلامی، در سده های دور با فرم و محتوای مخصوص به خود، هم تمدن ساز بود و هم میان مخاطب و هنرمند پل واقعی را ایجاد کرده بود. در این میان البته بخاطر شرایط هویتی – فرهنگی سده های دور، گرچه منتقد و نقد به معنای امروزین آن در قسمت های مختلف نداشتیم اما رابطه استاد- شاگردی، و هنرمند- مخاطب، فضایی را ایجاد کرده بود که هنرمند در صیقل دادن به اثر خود حساسیت خاصی داشت.
اما هنر اسلامی متاسفانه در 200 سال گذشته شدیداً دچار رکود شد. با تهاجم فرهنگی غرب از یک سو و ضعف مدیریتی سلسله قجر و بعد از آن خاندان پهلوی از سوی دیگر، این درخت بارور و عظیم بیشتر آسیب دید.
طلیعه انقلاب اسلامی، فرصت جدیدی بود تا این درخت کهن که ریشه در گذشته پر افتخار دین و فرهنگمان دارد جوانه بزند. اما شرایط در زمان کنونی تغییرات بسیاری کرده است. هنر غربی خصوصاً هنر غیردینی غربی، شدیداً بر جهان سیطره پیدا کرده است. اکنون بیش از هر زمان دیگری به تولید آثار دینی که هم از جنبه فرم دینی باشد و هم از جنبه محتوا، باطنی دینی داشته باشد نیاز داریم.
متاسفانه با تمام تلاش هایی که صورت گرفته آن طور که باید، در این زمینه گام های خوبی برنداشته ایم. بی شک حوزه علمیه می تواند دراین زمینه گام های خوبی بردارد. به نظرم حوزه علمیه با داشتن فقه و فلسفه به مثابه دو بال بزرگ، می تواند به هنر، هنرمندان و جامعه هنری کمک شایان توجهی بکند. از یک سو با استفاده از فقه، دیگر هنرمندان به چشم آدم های بی هویت و لاابالی جامعه دیده نمی شوند و از سوی دیگرباعث می شود هر کسی با هر ذهنیت مسمومی وارد فضای مقدس هنر نشود.
فلسفه نیز به هنرمندان کمک می کند تا اندیشه هایشان عمیق شود، جهانی که برای مخاطب به تماشا گذاشته می شود او را در هستی الهی خود غرق کند و از بی هویتی محتوایی و فرمی که امروز شدیداً در بخش های مختلف گریبان‌گیر جامعه هنری شده است جلوگیری کند.
طلاب و فضلای علاقه مند به فضای هنری در این زمینه می توانند پشت گرمی جامعه هنری باشند. آن ها اگر عالمانه و هنرمندانه به لباس فقه و فلسفه مجهز باشند می تواند در گذرگاه های خطرناک، نگاهبان هنرمندان باشند.

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.