مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۲ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پروژه سینمایی «لاله» و حجت الاسلام محمدی:
 «مدرنیته اسلامی» تفکری التقاطی است/ می‌گویند زن عفیف باشد و کار مردانه کند
یک کارشناس حوزوی با بیان اینکه «مدرنیته اسلامی» یک تفکر التقاطی است، گفت: «مدرنیته اسلامی» می‌گوید زن در تمام عرصه‌های غربی و مردانه می‌تواند ورود پیدا می‌کند ولی باید حجابش را رعایت کند و این یک نگاه ناکارآمد به زن است
برخی رسانه‌ها و مسؤولان به بهانه مقابله با هجمه کشورهای غربی به خاطر حقوق بشر، زنانی را که کارهای مردانه انجام می‌دهند به عنوان الگوی مناسب زنان مسلمان معرفی می‌کنند. چندی‌ پیش از یک زن راننده تریلر لرستانی به عنوان «الگوی مناسب زنان مسلمان جهان» تقدیر شد و همچنین مدتی است پروژه سینمایی «لاله» با هزینه‌های هنگفت فیلم سینمایی درباره زنی که قهرمان رالی بوده است، ساخته شود. حجت‌الاسلام علی محمدی که محقق و پژوهشگر حوزه درباره الگوی مناسب زن مسلمان گفت‌وگویی صورت داده و به بررسی نگاه‌های مختلف به مسئله زن و تفاوت نگاه انقلاب اسلامی با غرب می‌پردازد. این روزها شاهد آن هستیم که برخی از رسانه‌ها یا مسؤولین، زنانی که کارهای سخت و مردانه انجام می‌دهند را بعنوان الگو معرفی می‌کنند. مؤلفه‌های یک زن مسلمان چیست؟ بحث زنان یک مسئله‌ ذوابعاد و بسیار پیچیده است. در نشست راهبردی مقام معظم رهبری که با موضوع زنان برگزار شد، آقا چند تعبیر داشتند که این تعابیر خیلی عجیب بود. فرمودند مسئله‌ زنان و خانواده جزء مسائل اساسی و درجه یک کشور ماست. همچنین آقا در صحبت دیگری فرمودند که مسئله‌ خانواده محور اصلی جنگ‌نرم و تنگه‌ احد انقلاب اسلامی است. به همین خاطر ورود به مسائل زنان و خانواده و مطالعاتی که باید نسبت به آن صورت بگیرد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و هر کسی که می‌خواهد به این عرصه ورود پیدا کند باید با یک جامعه‌نگری و اشراف کامل به مسائل زنان و پیامدهای آن، به مسئله ورود پیدا کند. در کشور ما به‌طور کلی سه جریان اصلی فکری وجود دارد. اگر ما این سه رویکرد را بشناسیم، می‌توانیم تا حد زیادی به فضای اندیشه‌ای ایران بعد از انقلاب 57 مشرف شویم و تصویر کلانی از نوع نگرشِ جریان‌های مختلف به اتفاقات و مسائل پیش آمده در این سالها ـ و از جمله مسائل زنان ـ به دست آوریم. * سه جریان اصلی نگاه به زن و جامعه پس از انقلاب اسلامی اولین جریانی که در کشور ما وجود دارد «جریان روشنفکری» است که قدمت دویست ساله دارد و متأثر از دنیای مدرن است. از بدو مواجهه‌ ایران با دنیای مدرن، در اواخر دوره قاجار، این جریان به نام جریان روشنفکری شکل گرفته و دوره‌های مختلفی را پشت سرگذاشته تا به جریان روشنفکری بعد از انقلاب اسلامی رسیده است. ولی در عین حال چند اصل اساسی دارد که در همه‌ دوره‌ها این اصول ثابت بوده‌اند. پایه‌ای‌ترین اصل فکری این جریان این است که «مدرنیته» هرچند اتفاقی است که در غرب افتاده، ولی یک اتفاق مبارک و میمون است و ریشه‌ عقب افتادگی‌های ملت‌های دیگر در این است که اقتضائات مدرنیته و لوازم ورود به دنیای جدید را نمی‌پذیرند و در برابر آن مقابله بی‌جا انجام می‌دهند. این جریان معتقد است هر کشوری که به این الزامات تن در‌ندهد دچار ناهنجاری می‌شود. وقتی این نگاه درحوزه‌ سیاست، حقوق، فرهنگ و تکنولوژی ورود پیدا می‌کند، می‌گوید شما باید اقتضائات دنیای مدرن را بپذیرید. البته جریان روشنفکری بعد از انقلاب اسلامی می‌پذیرد که دنیای مدرن ممکن است یک ضعف‌هایی هم داشته باشد، ولی ورود به این دنیا و پذیرش مؤلفه‌های اصلی دنیای مدرن را اجتناب ناپذیر می‌داند. اگر نپذیرید و لج کنید جز این که ناهنجاری‌های اجتماعی شما افزایش پیدا کند اتفاقی نمی‌افتد و به تعبیر کوچه بازاری می‌گویند: آخر مجبورید هم کتک را بخورید و هم پیاز را! این رویکرد روشنفکری که به اسم «مدرنیزاسیون» در کشور فعّال است وقتی به مسئله‌ زنان نگاه می‌کند همان اتفاقی که در غرب برای زنان افتاده و ورود به عرصه‌های جدیدی که برای زنان مطرح شده را در کشور می‌پذیرد. اساس این نگاه این است که افراد باید فایده و سود مادی داشته باشند. به همین خاطر هرکس می‌خواهد در این جامعه ورود پیدا کند ارزش‌گذاری‌اش بر اساس سود اقتصادی است؛ یعنی ببینید چه نقشی برای مردان یا زنان سودآوری بیشتری دارد؟ * جریان روشنفکری ضد زن و ضد خانواده است اما مقام معظم رهبری با ظرافتِ تمام چندین و چند بار بر این مسئله تأکید کرده‌اند که در غرب خیلی بر بحث «حقوق زنان» تکیه می‌کنند، ولی به هیچ وجه اسمی از «خانواده» آورده نمی‌شود. بنای آن‌ها بر این است که چون خانواده هزینه‌بر است و کار‌آمدی اقتصادی را در جامعه کاهش می‌دهد، باید ساختار آن به نفع بازدهی اقتصادی حضور زن در جامعه دستخوش تغییر شود. به همین خاطر است که جامعه مدرن به سمت اضمحلال خانواده حرکت می‌کند. خانواده‌ مدرن اصلاً شبیه آن چیزی که ما در ادیان و سنن گذشته داریم نیست. به همین دلیل جامعه مدرن هیچ وقت روی خانواده تأکید نمی‌کند و اگر هم تأکیدی باشد روی خانواده مدرن است که ساختار و نوع روابط آن هیچ شباهتی به خانواده شناخته شده در فرهنگ و آیین ما ندارد. چون معتقدند که ورود زن به عرصه‌ی اقتصاد و سودآوری، با ایفای وظیفه او در خانواده‌های دینی و سنتی در تضاد است. به همین خاطر با جرأت می‌توان گفت که دنیای مدرن، ضد خانواده است. در این نگاه زن باید با تمام سرمایه‌هایش سودآوری داشته باشد و یکی از بزرگترین سرمایه‌های زن جذابیت‌های ظاهری‌اش است. زن باید در عرصه‌های مختلف اقتصادی جامعه حضور پیدا کند و از جذابیت‌های زنانه خود استفاده کند تا در مردان و زنان دیگر نسبت به دنیا و کالاهای دنیای مادی «رغبتِ مصرف» ایجاد کند. لذا در جوامع مادی عملاً کاری که زن می‌کند این است که نشاط جامعه‌ مادی را برای مصرف و برخورداری بیشتر از تمتعات ظاهری دنیا حفظ می‌کند. فرض کنید برای معرفی یک یخچال یا تبلیغ یک ماشین یا کولر یا خوراکی حتماً از جذابیت‌های زنانه استفاده می‌کنند و با تلفیق این زیبایی‌های ظاهری و مادی سعی می‌کنند این محصول را زودتر و بیشتر در روح انسان‌ها نفوذ دهند و نسبت به آن، تعلق خاطر درست کنند. این یک نگاهی است که در آن همه چیز فدای سود ‌انگاری است، کرامت انسانی اصلاً مورد نظر نیست. حتی جریان‌هایی که به نام ضد‌مدرن شناخته می‌شوند مانند فمینیسم در این پازل هستند و عملاً به اشتباه مسأله را طرح می‌کنند. عمده جریان فمینیستی، زنانی بودند که می‌خواستند برای بیرون آمدن از منجلابی که دنیای مدرن برای آن‌ها درست کرده و خفّتی که دنیای مدرن به آن‌ها داده، برای احقاق حقوق زنان مبارزه کنند، اما در بطن این جریانات می‌بینید که آن‌ها هم به جای اینکه به دنبال این باشند که جایگاه درست زن در تعالی جامعه شناخته شود و نقش و وظیفه تکامل آفرین و کار ویژه خود را شناسایی کنند، عمدتاً دنبال این هستند که به حقوق برابر برسند. ایشان در بطن این حرکت می‌گویند که ما می‌خواهیم مرد باشیم. یعنی پذیرفته‌اند که مرد جنس برتر است. لذا ترجمه ادعای آنها این می‌شود که با ما مردانه برخورد کنید نه زنانه و جنسیتی. پس اینها هم در آن پازل است. یعنی باز یک نگاه جنسیتی است که این بار می خواهد زن بودن زن را نفی کند. این نگاهی است که در غرب وجود دارد و اگر در کشور ما هم کسانی هستند که دم از آزادی زنان و برابری حقوق در ارث و دیه می‌زنند عمدتاً یا از جریان مدرن هستند و یا از جریان‌های ضد مدرنی‌اند که فکر می‌کنند با دنیای مدرن می‌جنگند. ولی باز در همان اتمسفر و همان پازل فکری هستند. شما معتقدید که تمام کسانی که در مسائل زنان اشتباه می‌کنند در این زمره‌اند و به غرب با تمام شئونش اعتقاد دارند؟ این جریان، یک جریان غالب جهانی است. خیلی از افراد به ظاهر انسان‌های متدیّنی هستند؛ ولی وقتی این فرهنگ غالب می‌شود شما نباید انتظار داشته باشید که فرد از این چارچوب فکری بیرون بیاید. او در همین گفتمان می‌اندیشد و مسائل را تبیین می‌کند و پاسخ می‌دهد. ممکن است مؤمن و مسلمان هم باشد؟ بله؛ ممکن است مسلمان هم باشد؛ البته عمده کسانی که در کشور ما هستند متعلق به جریان فکری دوم هستند. در کشور ما و عمدتاً کشورهایی که اول غربی نبودند و بعداً عده‌ای باعث شدند به دنیا غرب بپیوندند، عمدتاً یک جریان شکل گرفته که این جریان هم ـ همانند جریان روشنفکری ـ سابقه دویست ساله دارد و دقیقاً با ورود دنیای مدرن به کشور ما شکل گرفته است. در دوران قاجار و پهلوی اول و دوم جریان غالب دربار همین بوده و در انقلاب اسلامی نیز عمده‌ مدیران میانی و حتّی برخی از مدیران ارشد کشور از همین فکر سیراب بودند و بر اساس همین فکر می‌اندیشیدند. این جریان «مدرنیته اسلامی» است. * «مدرنیته اسلامی» می‌گوید زن در تمام عرصه‌های غربی ورود پیدا می‌کند ولی باید حجاب خود را رعایت کنیم این جریان، یک جریان فکری التقاطی است. به این معنا که وقتی به صاحبان این اندیشه نگاه می‌کنید، انسان‌هایی هستند که ظاهراً در چارچوب اهداف اسلام و انقلاب فعالیت می‌کنند و واقعاً هم برخی از آن‌ها دغدغه‌ دینی دارند ولی وقتی دراندیشه‌ آنها عمیق شوید می‌بینید که «مقیاس تحلیل آن‌ها فردی است و نه اجتماعی». درک آن‌ها از تقابل بین اسلام و کفر و همچنین تقابل انقلاب اسلامی و دنیای مدرن، یک نزاع تمدنی نیست. اصلاً از این دید تمدنی محرومند و فاقد چنین دید استراتیژیکی هستند و مسائل را در چارچوب فردی می‌بینند. براساس این نگاه، زن می‌تواند همه‌ کارهای زنان دنیای غرب را انجام بدهد، مگر کارهایی که با شریعت و فقه و اخلاق اسلامی در تعارض باشد. این صورت مسئله قشنگ است، ولی به شدّت التقاطی است. رگه‌ انحراف در این نگاه آن‌قدر ظریف است که بسیاری از متدیّنین در حال حاضر این گونه فکر می‌کنند. وقتی بحث از بانوان می‌شود بلافاصله می‌گویند ما در تمام عرصه‌های غربی ورود پیدا می‌کنیم ولی باید حجاب خود را رعایت کنیم. وقتی بحث از کار زنان می‌شود می‌گویند زنان ما باید همه‌ کارها را انجام ‌دهند، ولی فقط حجاب و عفّت را رعایت کنند، حیا و ضوابط محرم و نامحرم را رعایت کنند. زن مسلمان آزاد است و با حفظ یک‌سری احکام می‌تواند هر کاری انجام بدهد و اسلام محدودیتی برای زنان قائل نیست. افق طرح مسئله‌ این جریان برای ‌زنان و خانواده یک مقیاس فردی است. به همین خاطر وقتی یک مسؤول، زنی را که راننده کامیون است نگاه می‌کند و می‌بیند که این زن درعین‌حال که راننده کامیون است به فساد کشیده نشده و قواعد ظاهری اسلام و شریعت را رعایت می‌کند و حتی از ویژگی‌های خوب این زن این است که هر وقت موقع اذان می‌شود توقف می‌کند و نماز اول وقت می‌خواند و قاری قرآن و مداح هم هست، بلافاصله می‌گوید این الگوی زن مسلمان است. در همه عرصه‌‌هایی که یک زن غربی حضور دارد حضور پیدا کرده و در عین حال منفعل نشده و ارزش‌ها را حفظ کرده است. پس این زن یک زن مسلمان کامل است. در حالی که در این نگاه، به مسائل زنان در مقیاس هجمه‌ای که جنگ‌نرم ایجاد کرده و به تعبیر آقا نوک پیکانش متوجه خانواده و نقشِ تعالی بخش زنان است اصلاً توجه نمی‌شود. این اندیشه‌ التقاطی اساس اندیشه‌ «مدرنیته‌ اسلامی» است. اگر یادتان باشد حضرت آقا چند سال پیش با این اندیشه که ما می‌خواهیم به «ژاپن اسلامی» تبدیل شویم به شدت مخالفت کردند. اصلاً آن چیزی که غرب می‌خواهد ما نمی‌خواهیم و اساساً به آنجایی که غرب می‌رود ما قرار نیست برویم. حضرت آقا در جمع دیدار هزاران نفر از زنان نخبه و فعّال در عرصه‌های مختلف در 13/04/1386 می‌فرمایند: «این هنری نیست که زن کار مردانه را تقلید کند. نه، زن یک کار زنانه دارد که ارزش آن از هر کار مردانه‌ای بیشتر است. امروز دست‌های به شدّت مشکوک موج ضد ارزشی را در دنیا به راه انداخته‌اند که در همه‌جا هست و درکشور ما هم متأسفانه در گوشه ‌و کنار دیده می‌شود. این‌ها می‌خواهند زن را وادار کنند به این که بشود یک مرد. این را کسر شأن زن می‌دانند که چرا فلان کارها را مرد می‌کند، زن نکند. این کسر شأن است؟ نگاه به این مسأله نگاه غلطی است. این را عیب می‌گیرند که چرا شما می‌گویید که زن، زن است و مرد، مرد است. خب مگر این طور نیست؟! شما دلتان می‌خواهد که ما بیاییم بگوییم که زن یک مرد است. آنوقت بشود یک مرد مصنوعی؛ کپی دوم مرد. این چه افتخاری است برای زن؟ افتخار برای زن این است که یک زن باشد، یک زن کامل، یک مؤنث کامل. درمقام ارزش‌گذاری‌های والا اگر نگاه کنیم این ارزش یک زن کامل بودن از یک مرد کامل بودن کمتر که نیست در مواردی قطعاً بالاتر و بیشتر هم هست.» نگاه مدرنیته اسلامی یک نگاه مخدوش و متحجرانه و ناکارآمد نسبت به مسئله زنان در زمان و مکان حاضر ماست. * انقلاب اسلامی نگاه تکاملی به زن و خانواده دارد و اما نگاه سوم، یک نگاه تکاملی به مسأله‌ زن و خانواده است. نگاهی که ما بعد از انقلاب اسلامی در مواردی، صورتی تفصیلی از آن را پیدا کردیم و قبل از آن شاید در بین نخبگان به صورت مجمل موجود بود. از این منظر انقلاب اسلامی و اصلاً جریان ایمان، هدفی دارد که هدفش همان هدف کلی خلقت عالم است. یعنی قرار است انسان‌ها که در قالب یک جامعه با هم زندگی می‌کنند، تحت ولایت اولیای معصومین علیهم السلام به یک تعالی برسند، که این تعالی در همین دنیا در «عصر ظهور» پدیدار می‌شود و بعد در زندگی اخروی، به شکل متکامل‌تری ظهور و بروز پیدا می‌کند. در مبارزه‌ای که در این دنیا بین حق و باطل به وجود می‌آید زنان مؤمن و مردان مؤمن هر کدام یک نقش و کار ویژه‌ای به عهده دارند. ما باید این را شناسایی کنیم و جایگاه زن و مرد را در این فضای درگیری تمدّنی که بعد از انقلاب اسلامی بین انقلاب اسلامی و دنیای مدرن متعیّن شده، نشان دهیم. مؤمنون و مؤمنات دو دسته افرادی هستند که قرار است کمک کنند که هدف عالم ـ که همان تجلّی ولایت اولیای خدای متعال در عرصه‌ی این دنیا و آخرت است ـ محقق شود. هر کدام هم یک استعداد و توانمندی ویژه‌ای دارند که باید سرجای خود قرار بگیرند تا بتوانند در این آرایش مؤمنانه‌ای که بر اساس تعالیم دین پیدا می شود، جامعه را به سمت تعالی و ارزش‌های والا حرکت دهند. اساساً نظام آفرینش به نحوی است که تحقق هدف خلقتش، وابسته به حضور تمامی سرمایه‌ها و توانمندی‌ها در سر جای خود است. بر این اساس تبیین جایگاه واقعی زن با لحاظ تمامی توانمندی‌های روحی، ذهنی و عملی او، و همچنین تبیین جایگاه واقعی مرد با لحاظ تمامی توانمندی‌های روحی، ذهنی و عملی او، شرط لازم مدیریت دینیِ جامعه در مسیر عصر ظهور و هدف کلان خلقت است. * با نگاه جبهه‌ای، به درگیری کفر و ایمان است، «سبک زندگی زن مسلمان در شرایط امروز» را تبین می‌کنیم آنوقت این نگاه جبهه‌ای، این نگاهی که اساس آن درگیری بین کفر و ایمان است، زمینه فهم «سبک زندگی زن مسلمان در شرایط امروز» را فراهم می‌کند. در این نگاه نمی‌گوییم هر کاری زن غربی انجام می‌دهد، یک زن مسلمان می‌تواند انجام دهد مگر اینکه با شریعت و اخلاق اسلامی در تعارض باشد. نه؛ اصلاً این صورت مسئله غلط است. ما می‌گوییم انقلاب اسلامی و کلّاً جامعه‌ی شیعه در یک برهه‌ای از درگیری است. زن باید کجا قرار بگیرد و چه نقشی را باید الان ایفا کند؟ اگر من دیدم نوک پیکان تهاجم و جنگ نرم غرب متوجه خانواده است وظیفه‌ی اصلی زن مسلمان، حفاظت و حراست از کیان خانواده می‌شود. در نگاه سوم، مسئله زنان یک مسئله ثابت و تغییرناپذیر نیست که بخواهیم یک الگوی ثابت برای سبک حیات ارائه کنیم، بلکه باید صحنه درگیری رصد شود و نقاطی که دشمن روی آن تمرکز کرده را شناسایی ‌کنیم و با تکیه بر استراتژی‌های تاریخی جبهه حق در مواجهه با جبهه باطل و همچنین متناسب با سبک و نحوه‌ی حمله دشمن، برای یک زن و مرد مسلمان طراحی الگو ‌کنیم. در نگاه دوم بیان می‌کردند که زن باید عفیف باشد پس زن عفیف می‌تواند هر کاری بکند تا جایی که با عفتش در تعارض نباشد. در این عفیف بودن معلوم نیست زن باید کجا باشد. در حالی که بر اساس نگاه سوم من می‌گویم زن باید بیاید در این درگیری بین حق و باطل جای خود را نگه دارد و مواظب باشد که اصل وظیفه‌ خود که «ارتقای سطح دینداری» است را انجام دهد و البته درحین عملیاتی که انجام می‌دهد حتماً باید عفیف هم باشد، چرا که «عفیف بودن زن» از استراتژی‌های تاریخی جبهه حق در مواجهه با جبهه باطل است. لذا درگیری بین حق و باطل و صحنه‌آرایی که الان شکل گرفته مشخص می‌کند که زن باید چه کاری بکند. یک جایی لازم است خانه‌داری کند، خانه‌داری می‌کند، یک جایی لازم است تربیت فرزند کند و جایی هم که لازم است برای دفاع از ولایت به خیابان بیاید، باید این کار را انجام دهد. همه‌ی این کارها هم باید با حفظ همان عفت باشد و هیچ‌یک نباید در تعارض با عفت قرار بگیرد. نگاه دوم عملاً درکی از دعوای انقلاب اسلامی و دنیای مدرن ندارد. دنیای مدرن فقط صورت نیست، صورت و محتوای آن حول محور دنیا و دنیا‌پرستی به وحدت رسیده‌اند. نگاه دوم می‌آید یک سری قالب‌های کلی ارائه می‌کند و خودش را از نظر محتوا رها می‌کند و منفعل از غرب می‌شود. مدرنیته اسلامی مانند اسب تروای فرهنگی است که باعث می‌شود اندیشه‌ی اول یعنی جریان مدرنیزاسیون در اندیشه و فرهنگ یک ملت نفوذ کند، چون این‌ها ظاهراً دینی هستند ولی در باطن پوچ و درون تهی‌اند و قدرت مقابله با جنگ‌نرم غرب را ندارند. آن چیزی که ما می‌توانیم بیان کنیم نگاه تکاملی به زن است که هم صورت و هم محتوا را لحاظ می‌کند. ما می‌توانیم بر اساس این نگاه، الگوی زن مسلمان را ارائه دهیم و بگوییم یک زن مسلمان وقتی بیدار می‌شود چه کار می‌کند و اصلاً به چه مسائلی توجه می‌کند و چطور اقتضائات و استعدادهای خود را در مسیر هدف خلقت و در بستر درگیری تاریخی حق و باطل، با حفظ اصولی که در دین آمده به کار می‌گیرد. منتشرشده در شماره 17 نشریه مبشرصبح / لرستان / یک مرداد
تاريخ: ۱۳۹۱/۱/۲

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.