مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۸ جمعه ۶ ارديبهشت
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه هنر متعالی:
 یادداشت هایی با طعم چای تلخ
هنر صرفا تقلید از واقعیت نیست،بلکه هنر تعبیر هنرمند از واقعیت است.تعبیر او از جهان پیرامونش و نوع نگرش و جهان بینی اش نسبت به هر پدیده!
باسمه تعالی

هنر صرفا تقلید از واقعیت نیست،بلکه هنر تعبیر هنرمند از واقعیت است.تعبیراو از جهان پیرامونش و نوع نگرش و جهان بینی اش نسبت به هر پدیده!

کوبریک در چشمان کاملا بسته ازجنسیت تعبیری میکند که ذهن مخاطب متبادر به معنای واقعی آن نمیشود و درکی فراتر را تجربه میکند.در مناسکی که در آن خانه انجام پذیرفت،نگاهمان به جنسیت از نگاه روزمره فراتر میرود و حسی جدیدی راتجربه میکنیم،حسی ناشناخته و حسی بکر که منحصر به فرد کوبریک و چشمان کاملا بسته است.البته تعلیقی که صحنه دارد هم کمک دو چندانی میکند،مخاطب فکر رهانیدن تام کروز از این مخمصه است.واین نوع تعبیر تصاویر تحریک کننده را دلهره میدهد،وگاهی چندش آور.

تعبیر کوبریک از این زیست و از مناسک صرفا تقلید واقعیت نیست بلکه جهانی که او خلق میکند روابط و جنسیت آن هم با دنیای روزمره مغایر است.هنرمند با این تعبیر عمق دید و جهان بینی برای مخاطب می آفریند.

آیا عنوانی به نام سینمای دینی وجود دارد؟ یا اتصاف این موصوف اشتباه بوده و افرادی که این عنوان را به زبان می آورند.نه سینما را خوب شناخته اند نه دین را. اضافه کردن هر صفتی به این موصوف اشتباهی است.
سینمای دینی.
سینمای سیاسی
سینمای فاخر.معناگرا و قس علی هذا.

این تعابیر به سینما و دین اجحاف میکنند.

سینما هنر است.و هنر خود در کنار علم و دین و هر عنوان دیگر قرار میگیرد.که تنها موصوفی که به قامت او می نشیند.هنر زیباست هنرمند مسلمان عنوانیست که میتوان به هنرمندی که مسلمان است اطلاق نمود.

مسلمانی که اعتقاد دارد و این اعتقادش کشف و شهودی است.نه شعار و وقتی از زندگی و زیستش مسءله ای برمیخیزد و قصه و فیلم میشود.اگر به فرم برسد ناخود آگاه مسلمان بودن آن مشخص میشود.



ازو یک فیلمساز ژاپنی است که در ژاپن زیست کرده و مساله اش از زیست و زندگی او برخاسته.از فرم فیلمهای او میتوان المان های زندگی ژاپنی را استخراج کرد.بماند که ازو یکی از افرادی است که سینمای ژاپن را پرورش میدهد و ژاپن را صاحب سینمای ملی میکند.

مساله او از زندگیش برخاسته و به فرم رسیده؛او انتلکت بازی یا سخنرانی نمیکند؛مهندسی پلان سکانس نمیکند.قصه میگوید.فیلم میسازد که ابتدا سرگرم میشویم و در پس سرگرمی هنر زاییده و در پس آن مساله اش را جمعی میکند.ماراهم با مساله اش هم سو میکند. او مساله اش را به هنر منگنه نمیکند.اوفرهنگ ژاپن را به هنر منگنه نمیکند.او هنر مندی است که مساله داشته و نتوانسته نگوید و نسازد و خلق ننماید.

ولی فردی که بدون مساله گوشه ای مینشیند و خیالش این است که میتواندهنرمند باشد.خوش باور است. فردی که با چند مقاله خواندن یک جستجوی اینترنتی و ادا و اطوار تکنیکی و کلاس فیلمنامه نویسی میخواهد فیلم سفارشی بسازد.مسیر را اشتباه رفته و اثرش عقیم میماند. در هنر سفارش چه معنایی میتواند داشته باشد؟ حتی یهودی هایی افراطی که پیانیست و ...میسازند.از زیست شان برخاسته و به همین خاطر است که به فرم میرسند و میتوانند ملت خود یا دیگر ملت ها را تحت تاثیر قرار بدهند. اگر آوینی روایت فتح میسازد از زیست و اعتقادش است.نخواسته هنر را دینی کند.بلکه ناخود آگاهش در اثرش مشاهده میشود. او اهل نماز و شب زنده داری بوده و اعتقاد عمیقش و ناخود اگاه در اثرش مشاهدمیشود.





هنر تعبیر هنرمند از پدیده ای ست،نه صرفا تقلید آن.

کوبریک در قسمتی از پرتقال کوکی صرفا ماجرایی بدون دخل و تصرف روایت میکند و دوربینش ناظر است.پس هنری خلق نشده و عیاری ندارد.سکانسی که به همسر نویسنده تجاوز میشور.خود این رویداد در عالم واقع هم زجرآور است و کوبریک اینجا فقط ناظر است و روایت خود را دارد،بدون تعبیر و جهان بینی.سپس هنری خلق نشده و تقلیدی عریان است.و خود ماجرا تاثیر گذارتر از اتقاقی است که در قاب کوبریک دیده میشود.مانند اینکه از سگی مرده در حاشیه اتوبان عکس بگیریم و به دوستانمان نشان بدهیم،چون در آنها حسی ایجاد میکند،سرخود را بالا بگیریم که هنر خلق نموده ایم.بلکه اینگونه نیست،هنر حسی را در ما ایجاد میکند که در جایی دیگر تجربه ی این حس را نداریم و منحصر به فرد همین هنر و اثر است.

مخاطب با دیدن فیلم در تجربه ای زیبایی شناسانه قرار میگیرد.این تجربه ابتدا حسی زیبایی شناسانه در وجود او پدید می آورد.که قبلا تجربه اش ننموده و این حس تعادل متداول او را بهم ریخته و عدم تعادل و به هم ریختگی مخاطب را به فکر فرو میبرد.

هنرمند با فرم مارا درگیر این تجربه میکند.ما با او همراه میشویم و لحظاتی را تجربه میکنیم که ما قبل تجربه نکر ده ایم. با خلق این روایت که تجربه ای زیباشناسانه برای مخاطب خلق مینماید؛قرار نیست مفهوم خاصی را با چکش القا نماید.مقاله سرایی کند.سخنرانی کند.

هنرمند فرم را خلق میکند.مخاطب ادامه ی مسیر را میداند و از فرم فیلم به مضمون میرسد

نویسنده محسن بدرقه

حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به نویسندگان سایت هنرمتعالی می باشد.
تاريخ: ۱۳۹۴/۱۲/۱۳

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.