مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ چهارشنبه ۳۰ مهر
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه هنر متعالی:
 نقدی بر فیلم سینمایی شاهزاده روم
متأسفانه در این اثر پویانمایی مانند آثار دیگری از این‌ دست ضعف فیلم‌‌نامه به چشم می‌‌آید و آن مایه‌‌ای که برای جلوه‌‌های تصویری گذاشته‌‌اند در فیلم‌‌نامه یافت نمی‌‌شود. ما اگر به دنبال کیفیت عالی بخواهیم برویم می‌‌توانیم از آثار غول‌‌های این‌ رشته مانند والت دیزنی و پیکسار استفاده کنیم پس ما به دنبال چیزی فراتر از جلوه‌‌های تصویری می‌‌گردیم.
همان‌طور که فرزندان ما نیاز به خوراک جسمانی مناسبی دارند تا آن‌ها را صاحب بدنی نیرومند برای بزرگ‌سالی کند به همان میزان و شاید بتوان گفت به‌ مراتب بیشتر نیازمند تقویت و دریافت خوراک روحی هستند؛ زیرا ارزش ما به روح و انسانیت است که با دیگر جانداران تمایز پیدا می‌کند و به اشرف مخلوقات و به مقام جانشینی خدا روی زمین می‌رسد. یکی از دغدغه‌های والدین امروزی تأمین این‌گونه نیازهای روحی فرزندان است تا بتوانند آن‌ها را خوب رشد دهند و وارد جامعه نمایند. البته مسئولان فرهنگی نیز این چشم‌انداز را برای خود ترسیم نموده‌اند و بر این مسئله اشراف دارند که کودکان امروز ما آینده‌سازان همین مرز و بوم خواهند بود و ریشه‌های کشور همین کودکان هستند. در نتیجه به دنبال تأمین این نیاز برمی‌آیند و آثاری تولید می‌شود که برای کودکان است چه در قالب کتاب که می‌تواند داستان یا شعر باشد، چه در قالب فیلم‌های سینمایی یا تلویزیونی.
باید به این مهم نیز توجه داشت که در هر فیلمی که کودک وجود داشته باشد یا با قالب پویانمایی ساخته‌ شده باشد نمی‌توان آن را اثری برای کودک دانست. گاهی آثاری تولید می‌شوند که درباره کودک هستند. بچه‌های آسمان ساخته مجید مجیدی با آن عمقی که دارد درباره کودک است و پویانمایی مانند تهران 1500 ساخته بهرام عظیمی نیز ساخته می‌شود که نه برای کودک است و نه درباره کودک و اثری پویانمایی برای بزرگ‌سالان می‌باشد. در این میان آثاری نیز در سینمای کشور تولید می‌شوند که برای کودک است مانند شهرموش‌ها، درست است که دارای نقص‌‌هایی می‌‌باشد اما برای سرگرم کردن و ایجاد مفهوم برای کودک تولید شده است. هم‌چنین است اثری که به ‌تازگی روی پرده سینمای کشور اکران گردید به نام شاهزاده روم.
شاهزاده روم را نمی‌‌توان فیلمی درباره کودک دانست یا پویانمایی که برای بزرگ‌‌سالان تهیه‌ شده است؛ بلکه این اثر برای کودکان است و ابتکاراتی در آن دیده می‌‌شود که نمایانگر دغدغه‌ی سرگرم‌‌کنندگی و آموزندگی به کودکان هستند. سرگرم‌‌کنندگی و آموزندگی دو گزینه‌‌ای هستند که برای تولید اثر به ویژه برای کودکان از اهمیت بالاتری برخوردارند. اگر اثری سرگرم کند ولی آموزنده نباشد، پوچ است و اتلاف وقت، خوراک روحی کودک را نیز تأمین نمی‌‌کند برای نمونه می‌‌توان از پویانمایی‌‌های موش‌ و گربه (تام و جری) نام برد. اگر اثری نیز صرف آموزش باشد دیگر کودک را پای خود نمی‌‌نشاند تا به او آموزش داده شود این مورد نیز در تلویزیون به ویژه آثاری که تولید کشور خودمان است فراوان دیده می‌‌شود؛ پویانمایی‌‌ها یا خاله و عموهایی که فقط آموزش می‌‌دهند و خبری از سرگرمی در آن‌‌ها نیست به همین دلیل تماشاگران خود را به سرعت از دست می‌‌دهند.
فیلم سینمایی شاهزاده روم با کیفیتی کم‌‌سابقه و شاید بتوان گفت بی‌‌سابقه (در ایران) در طراحی شخصیت (کاراکتر) و انیمیت توانسته است اثری دیدنی در مقابل فرزندان این مرز و بوم قرار بدهد. اثری که در نگاه اول کودک را دل‌‌زده و خسته نمی‌‌کند، حرکات شخصیت‌‌ها هیستریک و شکننده نیست و روان و باورپذیر به نظر می‌‌رسند. جلوه‌‌های تصویری به ‌خوبی و زحمات بسیار زیادی در این اثر کار شده‌‌اند و همه می‌‌دانند که پویانمایی به‌ مراتب پیچیده‌‌تر و گسترده‌‌تر از ساخت فیلم‌‌های رئال و معمولی است زیرا تمام محیط و شخصیت‌‌ها حتی لباس و مو و پوست باید تک‌به‌تک طراحی، ساخته و حرکت داده شوند.
در این پویانمایی از ابتدا با طنزپردازی‌‌هایی مواجه می‌‌شویم که نویسنده و کارگردان؛ جناب آقای هادی محمدیانی سعی کرده است با آوردن آن‌‌ها روایت خشک تاریخی را تلطیف کند زیرا تاریخ را به زبان معمولی ذکر کردن چیزی جز ملال برای کودکان نمی‌‌آورد اما این طنزپردازی‌‌ها جزء جدایی از بدنه روایت هستند و آن‌‌ها را می‌‌توان جدا کرد و به‌عنوان پویانمایی‌‌های 5 تا 10 دقیقه‌‌ای نشان داد و خندید. نویسنده نتوانسته است با این راهکار کمک زیادی به نشاندن مخاطب روی صندلی کند طوری که مخاطب از جای خود حرکت نکند و میخکوب شود و برایش سؤال پیش بیاید؛ بعداً چه می‌‌شود، سرنوشت ملکه چه خواهد شد، آیا او می‌‌تواند نجات پیدا کند؟ و سؤال‌‌های دیگری که برای جذب بیننده ضروری است. غیر از این سکانس‌‌های طنز (مانند احمق‌‌بازی‌‌های سربازها و انفجار مواد آتش‌‌بازی) باقی فیلم ریتمی کند دارد و دیالوگ‌‌ها گاهی طولانی هستند و مفهومی و سنگین. مفهومی که کودک هنوز چیزی از آن‌ها نمی‌‌داند، ظهور و آمدن منجی مفهوم گسترده و عمیقی دارد که بزرگ‌‌سالان نیز از درک آن عاجزند! حال کودکی که هنوز به دنبال شناخت کدام خوب و کدام بد است چگونه از آن سردربیاورد؟!
آوردن خفاش و پروانه نیز برای همراه کردن طیف مخاطب کودک استفاده شده است و می‌‌خواهد دو قطب خیر و شر را برساند، درگیری تاریخی این دو قطب به سبک همان موش و گربه. خفاش موجودی احمق و بدشانس است و پروانه موجودی زیرک و خوش‌‌شانس. با قرار دادن خفاش در آغوش آن شخصیت خیانت‌‌کار و ملعون موضع بد آن را معلوم می‌‌کنیم. تمام این موارد چه ارتباطی با بدنه روایت دارد؟ متأسفانه در این اثر پویانمایی مانند آثار دیگری از این‌ دست ضعف فیلم‌‌نامه به چشم می‌‌آید و آن مایه‌‌ای که برای جلوه‌‌های تصویری گذاشته‌‌اند در فیلم‌‌نامه یافت نمی‌‌شود. ما اگر به دنبال کیفیت عالی بخواهیم برویم می‌‌توانیم از آثار غول‌‌های این‌ رشته مانند والت دیزنی و پیکسار استفاده کنیم پس ما به دنبال چیزی فراتر از جلوه‌‌های تصویری می‌‌گردیم. در این اثر شخصیت‌‌ها بسیار سطحی هستند و از روی تمام آن‌‌ها به سادگی عبور می‌‌شود، ملیکا فقط نماینده تیپ انسان خوب است و قیصر و باقی افراد رومی تیپ انسان بد. کودک نمی‌‌تواند انگیزه هیچ‌ کدام را به‌ خوبی درک کند. ملیکا همیشه خسته و نگران است، چرا؟ چون امنیت در کشور وجود ندارد. این مفهومی بزرگ است که در اثر هنری باید قطعه‌ قطعه و باورپذیر شود.
فیلم بر پایه خواب و رؤیا سیر می‌‌کند، خوابی که ملیکا می‌‌بیند و به بردگی می‌‌رود. این نیز نمی‌‌تواند منطقی صریح برای کودک داشته باشد، چون مفهومی سنگین است، شاید پاسخ داده شود، روایت تاریخی است و نمی‌‌توان در آن دست برد؟ باید گفت: شما پروانه و خفاش را از کجای تاریخ آورده‌‌اید! شما پروانه را بر دست امام می‌‌نشانید و او را شخصیتی رمانتیک نشان می‌‌دهید، این در تاریخ هست؟! پس استدلال به این موضوع که تاریخی است و یک پای روایت فیلم‌‌نامه تاریخ است استدلالی پذیرفتنی نیست، زیرا راهکارهایی وجود داشت که بتوان در عین وفاداری به تاریخ آن را باورپذیر و منطقی کرد. اگر مقداری از آن توجهی که به ساختن شخصیت‌‌ها شده بود به ساختن روایتی منسجم، نوآورانه و قوی می‌‌شد این اتفاق نمی‌‌افتاد. نویسنده می‌‌توانست زمان ماجرا را بشکند. دلیلی وجود نداشت که به آن شکل رئال و در یک خط صاف و ممتد روایت شکل بگیرد و کل ماجرا را برای ما تعریف کند. می‌‌توانست از بزرگ شده آن کودکی که در قصر بود استفاده کند یا ملیکا یا فرد دیگری آن حوادث را برای ما تعریف می‌‌کرد تا در بیننده تعلیق و انگیزه ایجاد کند و از این خشکی و کسالت‌‌باری خارجش نماید.
در هر حال این اثر نیز عرضه شده است و می‌‌توان آن را قدمی بزرگ به جلو محسوب کرد تا به طرف نقطه‌‌ای پیش رفت که همان‌‌‌طور به تصویر زیبا می‌‌اندیشیم به فیلم‌‌نامه و روایت زیبا نیز توجه کنیم. تنها آوردن مفاهیم معنوی و والا نمی‌‌تواند کار را ارزشمند کند حتی ظاهر زیبا به آن دادن هم هرچند مفید است اما کافی نیست.
نویسنده‌ی متن: رضا وحید 94/8/21

تهیه و تنظیم: سایت هنر متعالی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "منبع: سایت هنر متعالی" ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می‌شود.
تاريخ: ۱۳۹۴/۹/۱۰

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.