مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ دوشنبه ۵ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
هنر متعالی:
 سينمای ايران، سينمايی دچار استحسانات و مماشات‌ها؟!
اگر پذيرفتيم كه اختلاط زن و مرد حرام است، گستاخی و بی‌پروايی‌ها در روابط آنها در سينما و تئاتر چگونه توجيه می‌شود؟ آيا سينما و تلويزيون جزو موارد اضطراری همانند «اكل ميته» است تا در جواز آن به احكام ثانويه رجوع كنيم؟ اگر چنين نيست كه ما دچار استحسانات و مماشات و مصلحت‌ها و اجتهادات در مقابل نص شد‌ه‌ايم.
هيچ كس اين مطلب را انكار نمی‌كند كه سينما از ابتدا برپايه سرگرمی و تجارت بشر بنا نهاده شده است. هنگامی كه «ژُرژ ملی‌يس» به سراغ لومير‌ها می‌رود تا دوربين آنها را برای انجام كارهای نمايشی و اصطلاحا دراماتيك با هزينه هنگفتی بخرد «آنتوان لومير»، پدر لومير‌ها به وی می‌گويد: از اين پديده می‌توان به عنوان يك پديده جديد علمی بهره‌برداری كرد اما از اين كه بگذريم از نظر تجاری هيچ آينده‌ای ندارد. اما از اين كه بگذريم سينما چه آن زمانی كه در «گراند كافه» پاريس به طور رسمی آغاز به كار كرد و چه آن زمانی كه توسط ملی‌يس، د.و.گريفيث، پاته و ادوين اس پورتر... از حالت مستندگونه لوميرها به حالت دراماتيك و داستانی تغيير شكل داد، در همه حالات برای مردم يك سرگرمی و برای سازندگان و صاحبان كمپانی‌ها منبع درآمد بود. سينما رشد كرد و پاگرفت و وارد همه عرصه‌ها شد. شايد اولين عرصه‌ای كه سينما در آن ورود كرد عرصه اكشن بود با فيلم سرقت بزرگ قطار توسط ادوين اس پورتر كه نوعی فيلم وسترن و اكشن بود. همچنين فيلم نژادپرستانه «تولد يك ملت» ساخته ديويد وارك گريفيث نيز نوعی ديگر از نگاه سينما به خشونت بود. كم‌كم سينما وارد عرصه‌های جديدتری شد موضوعاتی همچون استفاده از زنان در جذابيت‌بخشی به فيلم‌ها همواره در طول چند دهه‌ای كه از آغاز سينما می‌گذرد مورد توجه اغلب توليدكنندگان و كارگردانان بوده تا حدی كه امروز علاوه بر خشونت و اكشن و كمی هم چاشنی انسانيت (در شكل غربی آن) و سكس جز مقوله‌های جدائی‌ناپذير سينمای غرب و اختصاصا هاليوودست. مقوله‌هايی كه فقط نشانگر طبع لذت‌طلب و حيوانی غرب است و اخيرا نيز علاوه بر اين مسائل، تاختن عليه آموزه‌های دينی نيز از ديگر مؤلفه‌های اين سينما شده است. اين مقدمه‌ای بود بر پيدايش نوزادی به نام سينما كه به ضرس قاطع نوزادی بس عزيز برای بشريت بوده است. ولی در اين نوشتار سعی بر آن داريم كه رابطه سينما و دين و دخالت فقه در آن‌ در ايران را تشريح كنيم. سينما و فقه در ايران رابطه‌ای بيش از پنجاه ساله دارند. هنگامی كه سينما وارد ايران شد از آنجايی كه كپی برابر اصلی از غرب بود و به همراه تمام ابتذالات و مؤلفه‌های ضد دينی به ايران آمد، طولی نكشيد كه اين سينمای پانگرفته و كم رونق توسط عالمان و فقهای دين تحريم شد تا به جز اندكی، مردم دين‌مدار ايران از اين شمشير دولب دوری كنند. با انقلاب اسلامی ايران امام خمينی(ره) در سخن مشهور خود فرمودند: «ما با سينما مخالف نيستيم بلكه با فحشا مخالفيم» و همين جمله مقدمه‌ای بود تا ديگر فقيهان كه هنوز سينما را تحريم كرده بودند به پيروی از فرمايش امام امت به ايشان اقتدا كنند. گويی امام امت دريافته بود كه سينمای تنقيح‌شده از مفاسد می‌تواند ابزاری خوب در راه ترويج آموزه‌های دينی نيز استفاده شود. سينما در ايران با احتياط شروع به كار كرد بسياری از بازيگران دوران طاغوت به خارج از كشور گريختند و بسياری نيز در ايران ماندند، اما چيزی كه پس از چند دهه از تنقيح سينما در ايران، محسوس و ملموس است اينكه حوزه‌های علميه و علما هنوز نتوانسته‌اند سينما را به عنوان يك «مديوم» اثرگذار در رفتار، فرهنگ و اعتقادات دينی مردم بپذيرند و با آن تعامل گسترده برقرار كنند. ضعف حضور فقه و فقها در سينما سبب شده است كه برداشته های غلطی از آموزه‌های دينی در سطح جامعه مطرح شود. اين مختصر در صدد نفی و نقد هيچ فيلم و شخص خاصی نيست بلكه بر آنست كه نتايج نقش كمرنگ فقه و فقها را كه قصور در آن هم از ناحيه سينماگران و هم متوليان دين بوده است، تبيين كند. شايد كمتر كسی باشد كه تاكنون روابط زن و مرد را در آثار تلويزيونی و سينمايی در ذهن خود بررسی نكرده باشد. آنچه كه در سينما و تئاتر مورد توجه است اينكه چطور اختلاط زن و مرد نامحرم و روابط بی‌پروای آنها در قالب نمايش تئاتر و يا تلويزون حلال شمرده می‌شود؟ آيا مگر نه آنست كه امام صادق(ع) فرمودند: «حلال محمد حلال ابدا الی يوم القيامة و حرامه حرام ابدا الی يوم القيامة». اگر پذيرفتيم كه اختلاط زن و مرد حرام است، گستاخی و بی‌پروايی‌ها در روابط آنها در سينما و تئاتر چگونه توجيه می‌شود؟ آيا سينما و تلويزيون جزو موارد اضطراری همانند «اكل ميته» در بيابان است تا بخواهيم در جواز آن به احكام ثانويه رجوع كنيم؟ اگر چنين نيست كه ما دچار استحسانات و مماشات و مصلحت‌ها و اجتهادات در مقابل نص شد‌ه‌ايم. از اين كه بگذريم در مسائل فقهی و حقوقی در برخی فيلم‌ها مشاهده می‌كنيم كه فردی در وصيت‌نامه، فرزندش را از ارث محروم می‌كند، در صورتی كه طبق قوانين اسلام ميت فقط حق تصرف در «ثلث تركه» و اموالش را دارد و در مابقی اموالش نياز به اجازه ورثه دارد. و يا در برخی فيلم‌ها ميت كل اموالش را به يكی از فرزندانش می‌بخشد در صورتی كه در فقه «موصی» فقط تا هنگامی كه زند‌ه است آن هم در صورت مهجور نبودن، بدهكار و سفيه‌نبودن می‌تواند در اموال خويش دخل و تصرف داشته باشد. نبود فقه در سينما باعث شده در مسائلی همچون رحم اجاره‌ای كه در برخی فيلم‌ها نيز به آن پرداخته شده است بيشتر از آنكه كارگردان فيلم مورد نظر به بحث دينی و فقهی آن بپردازد به جنبه دراماتيك و داستانی آن بپردازد. همچنين كسی نمی‌تواند منكر اين شود كه در چند سال اخير در برخی فيلم‌های سينمايی در لحظاتی كارگردان برای اينكه بيننده را بی‌نصيب از موسيقی مطرب لس‌آنجلسی نكند دقايقی هر چند كوتاه را به پخش اين موسيقی‌ها اختصاص می‌دهد تا فضا را به اصطلاح واقعی و رئال جلوه دهد. در صدد افراط نيستيم، ولی مجوز گرفتن فيلم‌های موزيكال و كاملا ضد دينی همانند «سنتوری» كه البته پس از مدتی با اعتراض متدينان، مجوز آن لغو شده چه معنی دارند؟ صرف پخش موسيقی‌های لس‌آنجلسی در فيلم‌هايی همچون «اخراجی‌های 3» چه معنی دارد؟ اينكه صرفا بخواهيم واقع‌نمايی كنيم آن هم با ذبح مؤلفه‌های دينی آيا با دين ما سازگار است؟ يا از طرفی اينكه در ابتدای فيلم با ذكر آيه‌ای از قرآن فيلم را دينی معرفی كنيم و تا پايان فيلم فقط به تمسخر دين بپردايم چه معنی و مفهومی دارد؟ قصد افراط و دگم‌انديشی نداريم فقط كمی فكر كنيد؛ اينكه كارگردانی در تمام فيلم‌هايش چادر را بر سر زنانی می‌كند كه يا فقيرند و يا گدا و يا دارای اعتقادات متزلزل چه معنی می‌دهد؟ اينكه قرآن در فيلم‌ها فقط در جايگاه كتاب استخاره و شانس (العياذبالله) نشان داده می‌شود، چه معنی می‌دهد؟ موضوع آن وقت بغرنج‌تر می‌شود كه كارگردانان ما از معبر برخی مسائل فقهی در برخی فيلم‌ها همانند «خرس» می‌خواهند صرفا عبوری دراماتيك و نه فقهی داشته باشند. به راستی آيا اين كارگردانان می‌دانند كه اگر به عنوان مثال شوهر زنی به جبهه رفت و برنگشت زوجه تا 5 سال نمی‌تواند ازدواج كند؟ كارگردانان ما بيشتر از آن كه در فكر دغدغه و حل چالش فقهی اين موضوعات در ذهن مخاطب باشند، به فكر پرداختن به جنبه‌های دراماتيك و گره‌افكنی در اين وانفسای چالشند. به راستی آيا تمام اين روابطی كه در فيلم‌های سينما ديده می‌شود و يا برخی حرف‌های ركيك در افواه عامه، هيچ اشكال شرعی ندارد؟ صرفا به خاطر اينكه بخواهيم واقع‌نما باشيم. آيا اينكه بياييم در فيلمی احكامی متعالی همانند ازدواج موقت را مورد هجمه قرار دهيم آن هم بدون دليل و برهان و بيشتر در ابرام اين باشيم كه اين عمل را شنيع و مختص افراد جانمازآبكش بدانيم به وظيفه دينی و يا هنری خود عمل كرده‌ايم؟ اصلا سينما دينی كجاست؟ سينمای مبتنی بر فقه كجاست؟ خيل عظيمی از مردم اين مرز و بوم اهل نماز و روزه هستند. آيا وقتی در فيلم‌ها فردی ساعت 7 صبح از خواب برمی‌خيزد جای سؤال نيست كه پس نماز چه شد؟ حتما بايد فلان بازيگرمان در آن‌سوی آب كشف حجاب كند تا فريادمان بلند شود؟ اين نوشتار بر آن نيست كه كسی را متهم كند بلكه بر آنست تا تأملی در سينمای تنقيح‌شده داشته باشد، آيا سينمای دينی و سينمای بدون فحشا محقق شده است؟ متأسفانه اگرچه نام كارشناسان مذهبی (كه معلوم نيست كدام مرجع علمی آنها را تأييد كرده است) بر تارك فيلم‌ها ديده می‌شود، اما در واقع اثری از كارشناسی مذهبی در آن ديده نمی‌شود. به شخصه معتقدم كه با صرف نمايش يك آيه و آيين دينی نمی‌توان فيلم دينی به مخاطب ارائه داد؛ چرا كه همانقدر كه در نظر من سريال «يوسف پيامبر(ع)» صرفا يك ساخته تاريخی و غير دينی است همانقدر «خوشه‌های خشم» ساخته جان فورد و «جاده» ساخته فدريكو فلينی و «جيب‌بر» ساخته ربر برسون فيلم‌های دينی بی‌نظيری هستند. نويسنده: طلبه مرتضی اسلامی‌فر
تاريخ: ۱۳۹۰/۱۲/۸

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.