مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ شنبه ۳ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
هنر متعالی:
 سینما به قیام کربلا نیاز دارد
ناصرهاشم‎زاده در «فيلم‌نامه‌نويسي درباره كربلا تنگناها و قابليت‌ها»: وقتی راجع به فیلم‎نامه صحبت می‎کنیم یعنی درباره متنی که قابلیت تصویر شدن را دارد حرف می‎زنیم. مسلما هر واقعه تاریخی برخی قابلیت‎‎ها دارد که باید به‎وسیله فیلم‎نامه‎نویس و سپس کارگردان کشف شود. همین کشف است که موجب به‎وجود آمدن یک هنر می‎شود.

از هر حادثه بزرگ و کوچک می‎توان برای سینما استفاده کرد و این بستگی به هنر نویسنده و کارگردان دارد. حادثه کربلا به‎صورت بسیار مضاعفی این قابلیت را در خود دارد؛ آن‎قدر قابلیت دارد که هرکدام از ماجرا‎های آن نیمروز عظیم می‎تواند داستان یک حماسه باشد و سینمای ما چیزی که نیاز دارد همین مقولات است.

امروز سینما در جهان به معنی واقعی آن چیزی است که قابلیت دیده شدن را دارد. کاری به جریانات مبتذلی که در سینمای دنیا راه افتاده و متأسفانه سینمای ما هم دارد به آن دچار می‎شود ندارم، اما بخش مهم سینما نیاز به موضوعاتی مثل قیام کربلا دارد.
برای این کار هم نویسنده و هم کارگردان باید بضاعت پیدا کنند تا بتوانند در این‎باره بنویسند و نوشته‎‎ها را به بهترین تصاویر تبدیل کنند. خودم هر وقت به‎سمت این موضوع رفته‎ام بخواهم داستانی از داستان‎‎های این واقعه را بنویسم، دیده‎ام که بضاعت زیادی در این راه نیاز است. یعنی فقط مسأله دانستن تاریخ و حادثه نیست، بلکه فهم بسیاری از معارف است که باید از آن‎ها بهره‎مند باشیم تا بتوانیم به‎سراغ موضوعی با این عظمت برویم. چطور می‎شود از این حادثه در سینما حرف بزنیم، آن‎وقت بگوییم که هدف تنها روایت حادثه تاریخی بوده است؟ چنین چیزی مثل این است که یک داستان خام بنویسیم و شخصیت‎‎ها در داستان پرداخته نشوند. متن وقتی در سینما نوشته می‎شود، برای سینما است، آن‎چه که باید نسبت به آن اعتراض کنیم و برای‎مان سؤال به‎وجود بیاورد، این است که چرا از این دست متن‎‎ها در متون ادبی‎ما هم کم است و هم آن‎چه که در ادبیات داستانی ما دیده می‎شود، صرف نقل تاریخ است. این کافی نیست. یک رمان‎نویس خوب در غرب هم به همان اندازه که معرفت دارد، می‎تواند رمان ارزنده و عمیق بنویسد. وقتی نویسنده‎ای «آخرین وسوسه مسیح» را می‎نویسد، از همان چیزی که نوشته می‎توانیم بفهمیم که این نویسنده چقدر متن‎‎های مختلف خوانده تا توانسته به قصه‎نویسی درباره مسیح برسد. ادبیات داستانی ما نقل تاریخ شده، اما رمان در این‎باره وجود ندارد یا اگر هم باشد آن‎قدر کم بوده که به چشم نیامده است. همه این‎ها هم از این نشات گرفته که بضاعت نویسندگان ما درباره واقعه کربلا آن‎قدر زیاد نیست که بتوانند آثار ارزنده‎ای را در این زمینه تولید کنند. خب با این شرایط در سینما هم نمی‎توانیم انتظار فیلم‎نامه‎‎های فاخر داشته باشیم. حالا فرض کنید که یک رمان خوب هم نوشته شده و قرار باشد به فیلم‎نامه تبدیل شود، زمان زیادی می‎برد، این‎طور نیست؟ اما متأسفانه در جامعه ما سرمایه‎گذاری‎‎هایی از این دست رخ نمی‎دهد.
برای پرداختن به واقعه عاشورا برای نویسنده حساسیت و مانعی وجود ندارد. اما اگر قرار باشد که یک نوشته از قالب صرفا یک متن خارج شده و به‎صورت تصویر درآید، آن‎وقت حساسیت‎برانگیز می‎شود. قبول دارم که حساسیت‎‎های زیادی در به تصویر کشیدن زوایای مختلف این واقعه وجود دارد، اما شک نداشه باشید که این حساسیت‎‎ها در برخی جا‎ها بد هم نیست. کمترین فایده این حساسیت‎‎ها این است که حداقل اجازه نداده که اثر مبتذلی در این‎باره به‎وجود بیاید. گاهی حساسیت علمای ما روی مسائل این‎چنینی باعث می‎شود که نگاه به این مسائل عمیق‎تر باشد. البته برخی نظرات و ظاهرسازی‎‎ها را در این زمینه نمی‎پذیرم، اما این‎طور هم نیست که یک فیلم‎ساز عادی یا یک فیلم‎نامه‎نویس نه چندان خبره بخواهد در این‎باره فیلم بسازد. محدودیت وجود دارد، اما این محدودیت‎ها همیشه هم بد نیستند.
محدودیت‎‎ها ناشی از یک سری ترس‎‎های تاریخی است، چراکه در این موضوع ساحت‎‎هایی وجود دارد که باید آن‎ها را حفظ کرد. اما از آن‎جا که معنی سینما سرگرمی شده است، باید به این موضوع فکر کنیم که آیا می‎شود وارد مرحله جدیدی از نگاه به سینما شویم و مقداری از جنبه صرفا سرگرمی‎ساز سینما بکاهیم. به کلیت سینمای ما توجه کنید، با عقب‎گرد‎هایی که در برخی مقاطع در سینما دیده شده، حساسیت‎‎ها هم در این زمینه بیشتر شده و خب حق بدهید که سینما ابزار مناسبی برای طرح موضوعات مهمی مثل واقعه کربلا به حساب نیاید و خوراک یک فیلم خوب که فیلم‎نامه خوب است هم نوشته نشود. قبل از این‎که به این موضوع فکر کنیم که آیا می‎شود چنین کاری کرد یا نه؟ باید به این فکر کنیم که چرا بعد از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی، الگو‎های ارزنده‎ای که باید در اختیار ما گذاشته شوند، نه در قالب سینما که در هیچ قالب دیگری، آن‎طور که باید به ما نشان داده نشده‎اند. نسل‎‎های جدید ما دارند با الگو‎های دیگری زندگی می‎کنند، در حالی‎که همین قیام کربلا، پر است از الگو‎های ارزشمند دینی و اخلاقی که معنای واقعی ایثار و انسانیت را به ما و جوانان ما نشان می‎دهند اما ما هنوز نتوانسته‎ایم جوانان‎مان را با این الگو‎ها آشنا کنیم. انقلاب ما فرهنگی و دینی بوده و جالب این‎جاست که به این دو زمینه هم توجه کمتری می‎شود.
منظور از خوب بودن محدودیت‎‎ها به این معنی نیست که نباید کاری درباره کربلا نوشته یا ساخته شود. بلکه علمای ما باید چاره‎ای بیندیشند. متن درستی را بنویسند یا فیلم‎نامه درستی را تأیید کنند و بگویند که این چیزی است که باید ساخته شود. حالا گاهی با نفس تصویر مشکل دارند که این موضوع قابل‎بحث و تأمل است.
فکر نمی‌کنم از منظر فیلم‌نامه این موضوع خیلی قابل بررسی باشد.
مگر فیلم‎نامه‎نویسی پيدا مي‌شود که آرزوی نوشتن چنین فیلم‎نامه‎ای را نداشته باشد؟ فکر می‎کنم همه تمایل عجیبی به نوشتن در این‎باره داشته باشند، ولی کسی که می‎خواهد درباره کربلا بنویسد، باید از دو بال قدرتمند برخوردار باشد؛ یکی عشق است و دیگری معرفت. به‎نظر من کسی که این سعادت را یافته تا درباره کربلا چیزی بنویسد، از موهبتی عظیم برخوردار شده است. این مسأله اشتیاق من است و در این راه تنها از خود امام حسین (علیه‎السلام) کمک می‎خواهم، نه از هیچ مسئولی؛ چون فکر می‎کنم مسئولان خیلی کار دارند و نباید در این زمینه زحمت بکشند و برنامه‎ریزی کنند!

تاريخ: ۱۳۹۰/۱۱/۱

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.