مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ جمعه ۲ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
پایگاه هنر متعالی:
 چهل و پنجمین جلسه انجمن شعر طلاب خراسان رضوی
چهل و پنجمین جلسه انجمن شعر طلاب خراسان رضوی، عصر شنبه 30 آبان‌‌ماه سال جاری در اتاق جلسات کانون بحث و انتقاد دینی شهید هاشمی‌نژاد برگزار گردید.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگی-تبلیغی رسالات، چهل و پنجمین جلسه انجمن شعر طلاب خراسان رضوی با حضور 7 تن از اعضای این انجمن آقایان حجت الاسلام علی عدالتی مجد، علی اصغر شکفته، علی گیلانی، کلاته بزرگ و خانم‌ها صدر و محرابی و باغی برگزار شد.
حجت‌الاسلام علی عدالتی مجد، دبیر انجمن شعر طلاب خراسان رضوی در این رابطه گفت: در این جلسه 11 اثر قرائت شد و 5 مورد از این آثار مورد نقد کارشناسان و اعضای انجمن قرار گرفت.
وی بیتی را به عنوان مطروحه در مورد اربعین پیشنهاد داد؛ «در راه کربلایند زوار اربعینی، باید به کربلا رفت تا عشق را ببینی» و افزود: ماه صفر فرصتی مناسب برای شعرا است که در مورد اربعین و سایر مناسبت‌های آن اشعار در خور توجهی بسرایند.
دبیر انجمن شعر طلاب خراسان رضوی اظهار داشت: با توجه به این‌که مشهد مقدس در سال 2017 میلادی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام اعلام شده است، از تمامی شاعران عضو دعوت می‌شود که با سرودن و خلق آثار جامع و جهانی، خود را برای این مسئله آماده کنند.
وی هم‌چنین از شاعران عضو این انجمن خواست جزوه‌ای در 8 صفحه حاوی عکس و نام، زندگینامه هنری و معرفی آثار و 5 مورد از آثار برتر خود، هر کدام در یک صفحه، ارائه نمایند تا به عنوان شناسنامه آرشیوی طلاب شاعر خراسانی در دفتر اداره هنر و رسانه نگهداری شود.
گفتنی‌ست با توجه به انتقال دفتر اداره هنر و رسانه به کانون بحث و انتقاد دینی شهید هاشمی‌نژاد واقع در میدان صاحب‌الزمان مشهد، از این پس جلسات این انجمن و سایر انجمن‌های اداره هنر و رسانه از جمله سینما، ادبیات داستانی، عکس و خوشنویسی در اتاق جلسات این مرکز برگزار خواهد گردید.
2 دوبیتی از احمد ناظر کلاته بزرگ
در کرب و بلا چه لاله‌هایی بی‌سر/ آغشته به خون خویش با یکدیگر
هر یک چو ستاره‌ای ست اندر هستی/ هر روز که بگذرد روشن‌تر
***
چون سیل به سوی تو روانیم حسین/ در هروله‌ای دوان دوانیم حسین
در کرب و بلا اگر نبودیم اما/ ما جعفر و عون این زمانیم حسین
شعری از خانم لیلا باغی
آن شب میان جمع یارانش سخن گفت/ او با قوای حس ایمانش سخن گفت
هر کس توان یاری ما را ندارد/ گفتا شبانه بر مدینه پا گذارد
خورشید فردا در میان روز پیچید/ چون باغبانی بین گل‌هایش درخشید
یک لحظه با آلاله‌هایش درد و دل کرد/ گاهی نگه بر باغ و گاهی سوی گل کرد
او راز و درد سرزمین کربلا گفت/ از وعده‌ی دیدار شیرین با خدا گفت
او غنچه‌ها را در بغل بوئید و بوسید/ بر روی لب‌هایش گل از لبخند روئید
خورشید پا را در رکاب آسمان کرد/ با صاعقه چون دشمنش را بی‌امان کرد
در گوشه‌ی میدان علیِ اکبرش بود/ یک گوشه نرگس‌های چشم خواهرش بود
سر نیزه‌های کوفیان را خشم برداشت/ از پاکی سرشار گل‌ها چشم برداشت
بادی رسید در باغ و گل‌هایش خروشید/ رنگی خزان بر چهره‌ی آنان بپوشید
آن غنچه‌ها را یک به یک پژمرده کردند/ دل‌هایشان را زخمی و آزرده کردند
کفار کوفه باغبان را سر بریدند/ تا قامت رعنای او در خون کشیدند
آن قطره‌های خون بروی باغ پاشید/ از خاک سرخش چشمه‌ای خونین جوشید
تاريخ: ۱۳۹۴/۹/۱

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.