مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۱۶ مرداد
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
منتقد؛ مسعود زارعیان:
 نقد فیلم "همه چیز برای فروش"
همه چیز برای فروش ساخته امیرحسین ثقفی ماجرایی کارگر جوانی به نام اکبر است که دغدغه اشتغال برادرش را دارد از طرفی برادر سربازش دچار حادثه شده و چشمش آسیب شدید می بیند
 همه چیز برای فروش ساخته امیرحسین ثقفی ماجرایی کارگر جوانی به نام اکبر است که دغدغه اشتغال برادرش را دارد از طرفی  برادر سربازش دچار حادثه شده و چشمش آسیب شدید می بیند. از اینجا است صابر ابر در نقش جوان کارگر  تلاش می کند هزینه عمل چشم برادرش را فراهم کند تا بینایی اش را از دست ندهد. تنها راه او برای فراهم کردن پول خرید چک های برگشتی است تا با پول کردن آنها هزینه عمل را جورکند.


خب طبیعی است که باید در ادامه دعوا، کشمکش و زد وخورد او را با صاحبان چک ببینیم که می بینیم و این طبیعی است. اما دیگر تا حد مرگ رفتن اکبر بی معنی است و تصویر دعواهای تکراری فیلم را می اندازد و از منطق داستان فاصله می گیرد. اینکه برخی را می بخشد و برخی را نمی بخشد جای سوال دارد و تاکید بر این مطلب از ضعف طراحی داستان است.
شاید اگر برادرش در معرض مرگ بود و نجات او انگیزه ی این همه ی دعوا و درگیری می شد بیشتر برای مخاطب قابل هضم بود.
به لحاظ محتوایی هم نکات مثبت و منفی در برداشت. مثلا تاکید بر صبر و تسلیم نشدن توسط دوست اکبر یا اشاره به انگشتر که به نوعی اعتقاد اکبر را نشان می داد و در پایان آن را در دست برادرش دیدیم از نکات مثبت و دلنشین بود. اما بی رحمی مضاعف و ناجوانمردانه مثلا در مقابل سرایدار مدرسه یا زنی که پدرش بر روی ویلچر بود به نحوی با آن نگاه معنوی اکبر در تضاد بود. البته می توان از منظری این مطلب را اینطور ببینیم که فریاد برادرش برای بی رحم بودن و دوری از اعتقادش این رفتار را در پی داشت.
اما روی هم رفته این فیلم خوش رنگ، خوش قاب و خوش ساخت بود و ایکاش بر روی فیلمنامه ی آن بیشتر تامل می شد. مثلا به جای دعواهای بی مورد و طولانی، درباره رابطه دوست اکبر اطلاعات بیشتری داده می شد یا شخصیت پیرمرد و رابطه اش با دوست اکبر را بیشتر تبیین می کرد.
تاريخ: ۱۳۹۲/۱۱/۱۷

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.