مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ شنبه ۳ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
محمد طادی:
 نگاهی به دیالوگ های"موسیقی هرگز متوقف نمی شود"
موسیقی هرگز متوقف نمی شود" فیلمی خوش ساخت براساس یک داستان واقعی همراه با فیلم نامه ای بسیار قوی است.
نام فیلم: موسیقی هرگز متوقف نمی شود- The music Never Stoped محصول: آمریکا 2011 کارگردان: جیم کالبر نویسنده: گوین لوری - گری مارکس بازیگران: جی کی سیمونز - لئو تایلر – جولیا اورموند "موسیقی هرگز متوقف نمی شود" فیلمی خوش ساخت براساس یک داستان واقعی همراه با فیلم نامه ای بسیار قوی است. قصه درباره پسری(گابریل) است که در نوجوانی به خاطر اختلاف با پدرش(هِنری) از خانه فرار می کند. پدر گابریل شخصی است وطن پرست که ظاهرا در جنگ ویتنام نیز شرکت داشته. "هِنری" کارمند منظمی است و بسیار به شغلش که مهندسی مکانیک است علاقه مند است. او زمان زیادی را برای خانواده اش صرف نمی کند به طوری که در جایی از فیلم اشاره می شود که در 30 سال دوره کاری اش تنها دوبار به مرخصی رفته است. پس از گذشت 15 سال از فرار "گابریل" بیمارستانی به خانواده اش اطلاع می دهد که او به علت سرطان بستری است. او مبتلا به نوعی تومور مغزی است و چون در این سالها درمان نشده بیماری اش پیشرفت کرده به طوری که پزشکان مجبور شده اند تومور را به همراه قسمتی از مغزش بردارند. بعد از عمل جراحی به علت برداشتن قسمی از مغز، "گابریل" دچار فراموشی می شود. "هِنری" که پس از 30 سال کارش را از دست داده زمان بیشتری را برای سپری کردن با "گابریل" پیدا می کند. آنها به کمک یک متخصص موسیقی درمانی متوجه می شوند که "گابریل" به موسیقی های که قبلا گوش داده واکنش نشان می دهد و به یادآوری خاطراتش کمک می کند. این اولین کار "جیم کالبر" به عنوان کارگردان است. البته قبلا در تولید چند کار در مقام تهیه کننده و مدیر تولید ظاهر شده ولی تجربه کارگردانی نداشته. "موسیقی هرگز متوقف نمی شود" برای اولین کار تجربه ای بسیار موفقی است که نوید ظهور کارگردانی با ذوق را در هالیوود می دهد. کارگردان توانسته داستان را به خوبی روایت کند. بازی بسیار خوب و قابل باور "سیمونز" در نقش پدر "گابریل" نیز از نکات قوت فیلم به شمار می رود. در کل عوامل فیلم توانسته اند با یک کار گروهی فیلم خوبی را روی پرده بفرستند. همانطور که گفته شد در ظاهر داستان فیلم در رابطه با ارتباط موسیقی و تاثیرش بر حافظه است اما کارگردان این اختلاف خانوادگی را به سیاست پیوند زده است. در چندین جای فیلم کارگردان به شدت به سیاست های جنگ طلبانه آمریکا حمله کرده و این دیالوگ ها به مرور در فیلم آنقدر زیاد شده که بیننده متوجه می شود که موضوع اختلاف گابریل با پدرش در اصل همین مسائل سیاسی بوده. البته فیلم سالهای 1990-1968 را روایت می کند. فیلمساز مشکلات مردم آمریکا در این سالها را به گونه ای به تصویر می کشد که تماشاگر در ذهن خود این وقایع را با مسائل روز آمریکا مطابقت می دهند. در چندین جای فیلم نویسنده با دیالوگ های بسیار تند به "نیکسون" و سیاست هایش حمله می کند. ماجرای رسوایی "واتر گیت" را مطرح می کند و اینکه مردم آمریکا تا چه اندازه فریب سیاست مداران آمریکایی را خورده اند. از خیانت دولت سخن به می آورد و... در جایی از فیلم "گابریل" و دوستانش با همکاری هم در اجرای کنسرتی که او نوازنده اش بود پرچم آمریکا را به آتش می کشند. پدر "گابریل" از این کار بسیار ناراحت می شود و بعد از برگشت "گابریل" به خانه درگیری لفظی تندی بینشان روی می دهد. دیالوگ های بسیار مهمی در این درگیری لفظی بین پدر و پسر ردوبدل می شود. یکی طرفدار سیاست های آمریکا(پدر) و دیگری منتقد به آن(گابریل). "هِنری" بیان می کند: "امروز با این کارت روی من تف انداختی. من جنگیدم تا از اون پرچم دفاع کنم و..." و گابریل در جواب می گوید:"من پرچمی که آدمهایی مثل من رو به جنگ می فرسته می سوزونم". فیلمساز در این سکانس حساب مرم آمریکا را از دولت آمریکا جدا می کند. در نیمه دوم فیلم که "هِنری" زمان بیشتری برای پسرش گذاشته و 15 سال از جنگ ویتنام گذشته "هِنری" به اشتباه بودن تفکراتش درباره دولت آمریکا به وضوح اعتراف می کند. دوباره بحثی میان پدر و پسر شکل می گیرد ولی اینبار پس از انتقادهای تند "گابریل"، بحث مثل گذشته به درگیری لفظی کشیده نمی شود و "هِنری" با آرامش تمام سخنان "گابریل" را تائید می کند و می گوید:"حق با توبود". در دقایق انتهایی فیلم جنبه دراماتیک داستان بسیار قوی می شود. "هِنری" به رفتار های اشتباه گذشته اش پی برده و رابطه دوستانه ای با پسرش دارد، تازه از اینجا زندگی شیرین این خانواده شروع می شود. اما "هِنری" به علت بیماری قلبی فوت می کند. در اینجا سکانس بسیار زیبایی است که پس از دیدنش واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. در یک لانگ شات دوربین روی تراولینگ در راهروی آسایشگاهی که "گابریل" در آنجا بستری است حرکت می کند و "هِنری" به طرف در خروج می رود. تصویر کات شده ما خانواده "هِنری" را می بینیم که لباس سیاه پوشیده اند و برای رفتن به مراسم خاکسپاری اماده می شوند. سکانسی بسیار حرفه ای. البته سکانس هایی شبیه به این در چند فیلم دیگر دیده بودم ولی نه با این حال و هوا. "موسیقی هرگز متوقف نمی شود" فیلم خوش ساخت و خوبی است اما به خاطر دید انتقادی که به سیاست های آمریکا دارد بعید است که موفق به دریافت جایزه ای جدی به خصوص در آمریکا شود. محمد طادی
تاريخ: ۱۳۹۰/۸/۱۳

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.