مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ شنبه ۳ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
مهدی علیپور:
 بررسی فیلم "کاپیتان آمریکا" + عکس
استیو راجرز جوان ضعیف الجثه ای که به بیماری‌های زیادی نیز مبتلا است سعی دارد وارد ارتش آمریکا شود. اما ارتش که به مردانی سالم نیازمندست از پذیرش وی خودداری می کند .
Captain America: The First Avenger کاپیتان آمریکا : نخستین انتقام‌ جو محصول سال 2011 آمریکا هنرپیشگان: کریس ایوانز، تامی لی جونز، هوگو ویوینگ کارگردان: جو جانستون استیو راجرز جوان ضعیف الجثه ای که به بیماری‌های زیادی نیز مبتلا است سعی دارد وارد ارتش آمریکا شود. اما ارتش که به مردانی سالم نیازمندست از پذیرش وی خودداری می کند . او همچنان به تلاش خود برای ورود به ارتش ادامه می دهد تا اینکه روزی با دکتر آبراهام ارسکاین آشنا می شود . دکتر که مسئول تحقیقاتی سری می باشد موجبات ورود راجرز به ارتش را فراهم کرده و پس از مدتی از راجرز می خواهد که در یکی از آزمایشات سری شرکت کند . راجرز پس از شرکت در این آزمایش و تزریق سرمی که دکتر ساخته، تبدیل به مردی تنومند با توانایی های بسیار زیاد می شود و ... کاپیتان آمریکا یکی دیگر از داستانهای مصور قدیمی است که امسال به فیلم تبدیل شد. با این تفاوت که این داستان مصور به عنوان روح آمریکا و سمبلی برای مردم آن شناخته شده و به زبان بهتر این قصه برای روحیه دادن به مردم آمریکا به چاپ رسیده بود . البته این ظاهر قضیه است و در باطن امر کاپیتان آمریکا روح یهود و سمبلی برای قوم ستم دیده‌ی ( به ادعای خودشان ) یهود است که به این مطلب اشاره خواهد شد. کاپیتان آمریکا ؛ روح آمریکا و یهود قصه فیلم حول شخصیت استیو راجرز شکل گرفته است و به همین دلیل برای فهم هدف اصلی فیلم باید بر روی شخصیت وی و اتفاقاتی که پیرامون او رخ می دهد متمرکز شد. در سی دقیقه ابتدایی فیلم و پس از نشان دادن وقایع نروژ و دست پیدا کردن اشمیت ( شخصیت منفی فیلم ) به "تسرکت" (مکعبی که حاوی نیرویی جادویی‌ست‌)، شخصیت استیو راجرز که قرار است تبدیل به "کاپیتان آمریکا" شود، در موقعیتهای مختلف به بیننده معرفی می شود . شخصیت او را می توان به دو بخش تقسیم کرد : 1- جوان کوتاه قد ، نحیف و باریک اندام و نسبتا با هوشی که از بیماریهای مختلف رنج برده و همیشه مورد ظلم دیگران واقع شده است ( ضعف) 2- هیچگاه در مقابل تجاوز کنندگان به حقوقش سر خم نکرده و آرزو دارد همه گردن کلفتهای دنیا را سر جایشان بنشاند (قوت) آنچه که باعث می شود او مورد ظلم دیگران قرار گیرد، بخش اول شخصیت او است که پس از انجام آزمایش توسط دکتر ارسکاین این ضعف بر طرف شده و او تبدیل می شود به فردی بلند قامت، با بدنی سالم و عضلاتی ورزیده . چیزی که در درون او وجود دارد این است که او پس از بدست آوردن نیروی جسمانی زیاد همچنان علاقه‌مند است که به دیگران کمک کرده و در مقابل قلدرها بایستد و در حقیقت تغییر بخش اول شخیصت در راستای بخش دوم می باشد ؛ و این همان علت انتخاب راجرز توسط دکتر ارسکاین است. حال کافیست توجه کنیم به بخش اول شخصیت راجرز و مقایسه این بخش با وضعیت یهودیان در زمان جنگ جهانی؛ با این قیاس می توان پی برد که بخش اول شخصیت همان وضعیت اسفباری است که یهودیان در جنگ جهانی داشتند ( البته آنگونه که خودشان در تاریخ نوشته و یا در فیلم هایی چون فهرست شیندلر نشان می دهند که صحت آن به جد مورد تردید است). نماهایی که در آن راجرز نشان داده می شود - بخصوص اولین نما در درمانگاه نیز تداعی یهودیان در اردوگاه‌های کار اجباری – آنگونه که در عکس ها و فیلم ها آمده – را می کند. به دنیا آمدن او در نیویورک ( پایتخت صهیونیست بین الملل ) ، کشته شدن پدر او با گاز خردل و مرگ مادرش در اثر سل نیز تاکید بر همین مطلب است. اما بخش دوم دقیقا همان ادعایی است که امریکایی ها داشته و سالهاست با این ادعا به اقصی نقاط دنیا لشگرکشی می کنند . از این دو بخش می توان نیتجه گرفت که کاپیتان آمریکا قرار است هم روح و روحیه‌ای برای آمریکا باشد و هم یهود. خلق قهرمانی آمریکایی از همان ابتدا چیدمان عناصر قصه به گونه‌ای است که آمریکا، نه یک ابرقدرت بلامنازع معرفی شده و نه کشوری ضعیف . ابرقدرت بلامنازع نباید باشد به این دلیل که در غیر اینصورت این سوالات در ذهن مخاطب پیش می آید که چرا جنگ در مدتی کوتاهی به پایان نرسید؟ و به چه علت تلفات جانی اینقدر زیاد بوده؟ و صرف هزینه های مالی بسیار زیاد به چه دلیل است؟ کشوری ضعیف نیز نباید نشان داده شود، به علت آنکه تمام ادعاهای آمریکا مبنی بر قدرت اول بودنش در دنیا زیر سوال می رود؟ در حقیقت فیلم راه وسط را پیش گرفته است؛ بدینگونه که هم بر قدرت بسیار زیاد اشمیت و بهره مندی او از تکنولوژی بسیار پیشرفته تاکید شده و هم بر ضعیف و دست بسته نبودن آمریکا در مقابل این قدرت و تکنولوژی؛ که ساخت سپری از آلیاژ خاص برای راجرز در همین راستا است. و بعلت آنکه قصه حول شخصیت راجرز شکل گرفته است، این مطلب از راجرز یک قهرمان می سازد. در اصل او نه آنقدر قدرتمند است که بتواند براحتی آب خوردن و در اولین حمله دشمن اصلی خود یعنی اشمیت را نابود کند و نه در موضع ضعف مطلق قرار دارد که علاقه بیننده نسبت به او از بین برود. حس نوع دوستی و توجیه سیاست‌های آمریکا در داشتن علوم و تکنولوژی‌های پیشرفته نکته بسیار جالبی که فیلم روی آن تاکید بسیار زیادی دارد حس نوع دوستی راجرز و ایضا آمریکاست که در همان سی دقیقه ابتدای فیلم به این مطلب به کرات اشاره شده است . به عنوان مثال لحظه ای که سرهنگ فیلیپس نارنجک تمرینی را جلوی پای سربازان می اندازد ، راجرز خود را روی آن انداخته تا جان دیگران را نجات دهد . در توجیه سیاست‌های آمریکا در داشتن علوم و تکنولوژی‌های پیشرفته نیز می توان به دیالوگ بین راجرز و ارسکاین در خوابگاه سربازان ، قبل از انجام آزمایش اشاره کرد . ارسکاین پس از آنکه به راجرز می گوید این سرم را قبلا روی اشمیت آزمایش کرده و همین امر موجب قدرت گرفتن اشمیت شده است ، در ادامه به راجرز می گوید " اون مردی که قرار بود قدرت رو به دست بیاره آماده نبود . سرم هرچی در درون فرد باشه رو تقویت می کنه ، پس اگه درون فرد خوب باشه خوب‌تر می شه و اگه بد باشه بدتر ، به همین دلیله که تو رو انتخاب کردیم " و اینگونه ادامه می دهد که " یه مرد قوی که همیشه قدرت رو میشناخته ، ممکنه ارزشی برای قدرت قائل نباشه . اما یه مرد ضعیف ارزش نیرو رو درک میکنه و دلسوزی سرش میشه " یا به زبان بهتر ، می داند که چگونه از قدرت استفاده کند . این همان سخنی است که آمریکا در توجیه انحصار طلبی خود در داشتن تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای همچون انرژی هسته ای به کار می برد ؛ و پر واضح است که احترام به قدرت و داشتن دلسوزی از نظر آمریکا یعنی انداختن بمب اتم بر سر مردم هیروشیما و ناکازاکی هدف از تولید فیلم در سال 2011 آمریکا که در طول دهه های گذشته همیشه سعی کرده است با ورود به مناقشات بین المللی یا با ایجاد آنها خود را ، هم بعنوان ابرقدرت جهان و هم بعنوان ناجی تمام بشریت از زیر ظلم و ستم دیکتاتورهای جهان ( البته به زعم خودشان ) معرفی کند ، با سرمایه گذاری زیاد روی دو کارخانه رویا سازی خود یعنی داستانهای مصور و فیلمهای هالیوود سعی در توجیه هزینه های سرسام آور این کار ( ورود و ایجاد مناقشات بین المللی ) نزد افکار عمومی خود داشته است . با توجه به سابقه "کاپیتان آمریکا" و محتوای فیلم ، و وضعیت آمریکا در مسئله جنگ عراق و افغانستان و بخصوص هزینه های بسیار بالایی که دولت آمریکا برای این مسئله طی ده سال گذشته پرداخت کرده است ، می توان پی برد که چرا این داستان با هزینه ای بالا ، اکنون به فیلمی سینمایی تبدیل شده است . آنچه که فیلم به مخاطب اصلی القا می کند این‌ست که آمریکا بعلت دلسوزی بسیار زیادی که نسبت به مردم دنیا دارد این هزینه ها را صرف جنگیدن با ظالمان جهان کرده و مردم آمریکا نتنها نباید از این مسئله ناراحت باشند بلکه باید به آن افتخار هم بکنند! مهدی علیپور
بررسی فیلم "کاپیتان آمریکا"
 بررسی فیلم "کاپیتان آمریکا"

بررسی فیلم "کاپیتان آمریکا"
 بررسی فیلم "کاپیتان آمریکا"

بررسی فیلم "کاپیتان آمریکا"
 بررسی فیلم "کاپیتان آمریکا"
تاريخ: ۱۳۹۰/۸/۱۱

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.