مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ سه شنبه ۲۱ مرداد
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
گفتگو با فرهاد اصلانی:
 کار کردن با میرکریمی را دوست داشتم
حامد مظفری:فرهاد اصلانی که فارغ التحصیل تئاتر از فرهنگسرای نیاوران است، فعالیت حرفه ای اش در حیطه نمایش را از اواخر دهه پنجاه آغاز کرد و حدودا بیست سالی طول کشید تا نخستین نقش سینمایی خود را در «روسری آبی» رخشان بنی اعتماد بازی کند.
حامد مظفری:فرهاد اصلانی که فارغ التحصیل تئاتر از فرهنگسرای نیاوران است، فعالیت حرفه ای اش در حیطه نمایش را از اواخر دهه پنجاه آغاز کرد و حدودا بیست سالی طول کشید تا نخستین نقش سینمایی خود را در «روسری آبی» رخشان بنی اعتماد بازی کند. او طی حدودا دو دهه فعالیت در سینما، همکاری با کارگردانانی نظیر رسول ملاقلی پور، ابراهیم وحیدزاده، مازیار میری و سامان سالور را تجربه کرده و یک همکاری موفق با داوود میرباقری را هم در سریال «مختارنامه» پشت سر گذاشت. اصلانی که به تازگی بازی در تازه ترین فیلم خسرو معصومی با عنوان «خرس» را به پایان رسانیده، در «یه حبه قند» ایفاگر نقش یک روحانی است که سعی می کند مشکلات شخصی خود را وارد فضای خانوادگی نکند. * *اگرچه اغلب در فیلم ها نقش مکمل داشته اید، اما همواره نوعی وسواس را در انتخاب نقش های تان به کار برده اید. اما گویا «یه حبه قند» از آن پیشنهادهایی بوده که بدون کمترین تردیدی آن را پذیرفته اید؟ **کار کردن با میرکریمی را دوست داشتم، کارهای قبلی اش را دیده و نگاهی که به فیلمنامه دارد و بخصوص وسواس اش در دکوپاژ را تحسین می کردم. برای همین، وقتی پیشنهاد بازی در «یه حبه قند» را به من داد، با راحتی خیال درباره آن فکر کردم و سپس جواب مثبت دادم. «یه حبه قند» هم فیلمنامه خوبی داشت و هم گروهی از بازیگران حرفه ای را. میرکریمی هم کارگردان شناخته شده و کاربلدی است و خیلی خوب می داند که از ابزار کارش چطور می بایست استفاده کند. دانش او در پرداخت فیلمنامه و استفاده از بازیگران به بهترین شکل موجب آن می شود که هر بازیگری در کار با او راحت باشد. *فیلم،صمیمیت خاصی دارد.آیا این صمیمیت فیلم نتیجه فضای صمیمانه تولید آن بود؟ ** بله، فیلمبرداری در فضایی فوق العاده صمیمی و مثبت برگزار شد و انصافاً جو حاکم بر کار طوری بود که هر بازیگری را وادار می کرد به بهترین صورت کارش را به انجام برساند. بخشی از این قضیه، به انتخاب درست بازیگران کار که اغلب سابقه طولانی کار در تئاتر داشتند برمی گشت. در تئاتر همدلی حرف اول را می زند و در طول مدت فیلمبرداری، همین همدلی بود که فضایی دوستانه و صمیمی را به وجود می آورد و بازیگران سعی می کردند با تعامل با یکدیگر و کمک به بازیگران روبه روی خود، کار را در جهت مثبت پیش ببرند. *آیا بازیگری نظیر سعید پورصمیمی که اغلب نزد مخاطبان به عنوان آدمی خشک و جدی مشهور شده هم در این همدلی شریک بود؟ **فکر می کنم اینکه او آدمی جدی است دلیل نمی شود که نشود با او تعامل برقرار کرد! هر کسی روحیات خاص خودش را دارد و سعید پورصمیمی هم انسانی است منضبط، منظم و کاملاً حرفه ای که اتفاقاً برخلاف تصور عامه بشدت اجتماعی است و بازیگری است که بشدت در کارش عمیق می شود و هرچند اهل سکوت است ولی سعی زیادی دارد که از انرژی اش درست و به جا استفاده کند و همین نگاه حرفه ای موجب شده بود او وقتش را با حرف زدن های بی مورد تلف نکند، اما کافی بود از او مشورت بخواهیم تا به خوبی نظرش را در اختیارمان قرار دهد. *در «یه حبه قند»، نقش یک روحانی را بازی می کنید. برای بازی در این نقش چقدر از تصویری که در دیگر آثار سینمایی از روحانی ارائه شده، استفاده کردید؟ **برای بازی در این نقش تحقیقات زیادی کردم. چندین سفر به قم داشتم و در حوزه علمیه آن، به گفتگو با طلبه ها و اساتید آنها نشستم و روش بحث در جلسات را دیدم. مطمئناً به صورت ناخودآگاه، تصویرهای درستی که از روحانی در سینما یا تلویزیون ارائه شده هم بخشی از دامنه تحقیقاتم بودند و رفته رفته توانستم سیمایی حقیقی از کاراکتر مدنظر میرکریمی را بازسازی کنم. عنصر اصلی این کاراکتر، نوعی مدرنیته است که بر رفتار او حاکم شده، یعنی او برخلاف تصور عامه سعی دارد از ابزارهای مدرن روزگار معاصر یعنی کامپیوتر و لب تاب و موبایل بهره بگیرد و در عین حال، بیشتر سعی شد نوع ارتباط برقرار کردن روحانی با اعضای خانواده اش را ببینیم. *به نظر می رسد شخصیت روحانی و دایی خانواده(با بازی پورصمیمی) دو شخصیتی هایی هستند که سعی دارند از دو رویی پرهیز کنند... ** شاید این که صداقت این روحانی بیش از حد جلوه گر شده، فقط به خاطر بحثی است که مدتی قبل میان او و باجناقش (با بازی اصغر همت) شکل گرفته. تعارض دیدگاه فکری این دو شخصیت، موجب می شود میان این دو نفر نوعی درگیری لفظی به وجود آید. *دلیل درونگرایی بیش از حد این روحانی چیست؟ چرا او سعی دارد بیماری اش را از بقیه پنهان کند؟ **بخشی از آن به ویژگی های روحی اش برمی گردد و بخشی دیگر به شرایطی که او در آن قرار گرفته. به هر حال خانواده او قرار است یک مراسم عروسی را پشت سر بگذارند و در این شرایط، این که او بیماری اش را فاش کند به ضرر خانواده است، پس لزومی نمی بیند که درباره بیماری اش با کسی، چیزی بگوید.در دل مراسم جشن و سرور نیز قضیه مرگ دایی رخ می دهد و درگیری های جدیدتر، روحانی را از فاش کردن رازش باز می دارد. *عملکرد رضا میرکریمی به عنوان یک کارگردان را چگونه دیدید؟ **آنچه نظرم را جلب کرد، این بود که میرکریمی فوق العاده با انگیزه بود و این انگیزه بالا، از پیش تولید کار تا اکنون که فیلم اکران شده وجود دارد. میرکریمی یک مراقبت شبانه روزی از فیلمش انجام داد تا ایده اش به بهترین شکل به نتیجه برسد. او در طول فیلمبرداری بسیار منعطف و پیشنهاد پذیر بود و کاملاً به فیلمنامه اش اشراف داشت. او نه تنها شخصیت های کارش را خیلی خوب می شناخت، بلکه سعی می کرد با کمک بازیگران به ترمیم و تکامل شخصیت هایش بپردازد. او از مشورت کردن واهمه نداشت و همین باعث شد تمام بازیگران با اطمینان خاطر به او مشورت بدهند. *«یه حبه قند» به لحاظ طراحی صحنه هم کار برجسته ای است... **طراحی صحنه و دکور «یه حبه قند» یکی از درخشان ترین کارهایی است که توسط محسن شاه ابراهیمی انجام شده. او به خوبی توانست خانه ای که در یک منطقه کویری واقع شده را در نقطه ای واقع در منطقه شهران بازسازی کند. واقعاً کسی تصور نمی کرد که یک بافت مسکونی معمولی، به این زیبایی تداعی کننده یک خانه قدیمی باشد. این دقت، به همان اندازه که برآمده از توانایی های شاه ابراهیمی است، طراحی درست میرکریمی را هم نشان می دهد که سعی کرده اهمیت زیادی هم برای طراحی صحنه فیلمش قائل شود.
تاريخ: ۱۳۹۰/۸/۹

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.