مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ شنبه ۳ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
نقد فیلم ندارها/ مسعود زارعیان:
 «رابين هود»هاي ايراني!
ندارها» دومين اثر بلند سينمايي «محمدرضا عرب» است که مي توان آن را يک سر و گردن از اثر قبلي او «آخرين ملکه زمين» بالاتر دانست. فيلم نامه اي نسبتا داستان گو و داراي نقاط عطف که البته از جهاتي با ضعف هايي روبه رو است
«ندارها» دومين اثر بلند سينمايي «محمدرضا عرب» است که مي توان آن را يک سر و گردن از اثر قبلي او «آخرين ملکه زمين» بالاتر دانست. فيلم نامه اي نسبتا داستان گو و داراي نقاط عطف که البته از جهاتي با ضعف هايي روبه رو است. عليرضا طالب زاده در مقام نويسنده اثر، آثاري هم چون «مدرسه پيرمردها» ، «عشق طاهر» ، نسخه اوليه «سفر سرخ» و سريال «صاحبدلان» را در کارنامه دارد، اين بار ايده اي جذاب را موتور محرک فيلم قرار داده است تا داستان تلاش سه جوان از طبقه تنگدست جامعه را روايت کند که براي کمک به نيازمندان، از افراد متمول و ثروتمند جامعه دزدي مي کنند. داستان و ايده «ندارها» را مي توان نزديک به آثار مشهوري همچون «رابين هود» و «باني و کلايد» دانست که جذابيت خط داستاني اش ، مخاطب را بر روي صندلي سينما مي نشاند. شدت فقر و شرايط سخت زندگي از انباشت ثروت و ظلم، موجب مي شود شخصيت هاي اصلي فيلم، براي فرار از شرايط موجود تا پاي جان خطر کنند. اين موضوع را مهري (هانيه توسلي) به عنوان راوي و اول شخص، در شروع فيلم به صورت مونولوگ مي گويد که « ... اون مي گفت خداوند فرصت رو به هر کسي نمي ده که کمک کنه، مشکل ما از اون جا شروع شد که خواستيم اين فرصت رو به زور از خدا بگيريم...»فيلم به لحاظ فيلم نامه، بازخواني چگونگي اتفاقي خاتمه يافته، از زاويه نگاه مهري شخصيت در بند است که بر مبناي روايت او، قصه نيز پيش مي رود. نوع روايت دايره وار اين فيلم و زاويه ديد اول شخص يادآور آثاري هم چون «مزرعه پدري» ، «سنتوري» و آثار بهرام توکلي و ... است. فيلم نامه «ندارها» ، در مسير اتفاقات و رويدادها، شخصيت هايش را معرفي مي کند. درگيري بين صاحب خانه، مهري ومادرش، علي بي کس (پژمان بازغي) و محمود (محسن طنابنده) به عنوان شخصيت هاي اصلي داستان، آغازي براي معرفي آن هاست. سپس اولين دزدي فيلم، با اصرار محمود و انکار علي شروع مي شود. علي جواني است که با موتورش مسافرکشي مي کند و محمود کر و لالي است که با کار بر روي وانت کهنه اش، زندگي را مي گذراند. فيلم نامه نويس براي ترسيم هر دزدي يا رويدادي، در فيلم نامه زمينه اي را فراهم کرده است. مانند استيصال «مهري» و مادرش در برابر صاحب خانه، ديدن زن همسايه در مقابل خواربارفروشي، صحبت هاي رفتگر يا وضعيت اسفبار خانواده نوجواني که بين زباله ها به دنبال روزي است. اين ها همان تنگناهايي است که «علي» در آن قرار گرفته است و او را مجاب به دزدي مي کند. او با اين که مي داند اين کار اشتباه است اما گويا محکوم به انجام اين عمل است.در ابتدا «مهري» و «محمود» مشوق دزدي و گرفتن حق بي گناهان از مال مردم خورها هستند و «علي» مخالف اين موضوع، زيرا اين راه را اشتباه مي داند. اما به تدريج وقتي مشکلات اطرافيان رفع شده و وانت محمود و خانه مهري عوض مي شود، بالطبع جايگاه شخصيت ها هم در روند قصه تغيير مي کند. ديگر اين بار علي است که براي کمک به نوجوان فقير، دو همدست اش را متقاعد مي کند تا دزدي کنند و به اتوبوس حامل زوار حج عمره دستبرد بزنند. با توجه به اين که فيلم نامه در گونه (ژانر) حادثه اي نوشته شده است، مي توانست اتفاقات بيشتر و کشمکش هاي دقيق تري را در آن طراحي کرد. شايسته بود حوادث براساس منطقي درست در تمام قصه پهن مي شد تا ريتم فيلم نامه در مواقعي با افت مواجه نشود. براي نمونه مي توانست رويارويي آن ها با پليس، نحوه دزدي ها، درگيري هاي دروني و شخصيت پردازي ها، به شکل جدي تري مورد توجه قرار گيرد تا فيلم از يکدستي نجات يابد. اما فيلم نامه نويس، جاهايي درگير نشانه سازي و پيام رساني شده است و اين موضوع، تعادل روايت را از بين برده است. در برخي سکانس ها شاهد کنش هاي دراماتيک هستيم اما در جاهايي، شعارزدگي در روند گفت وگونويسي گوش مان را آزار مي دهد. کنش هاي «محمود» شخصيت گنگ فيلم، بسيار درخشان و گوياي بسياري از ناگفته هاي درون متني فيلم است. همين طور گفت وگوي علي و شخص روحاني بر روي موتور يا تلاشش براي مخفي کردن پول هاي دزديده شده زير تخت، اما سکانس دعواي مهري و علي بر سر دزدي از اتوبوس کاروان حج، ديالوگ هاي علي با پسر صاحبکارش يا حمله به خانه تازه داماد ثروتمند، خوب از آب در نيامده است. فيلم به لحاظ مضمون، «پيام خود را در اغلب سکانس ها به صورت آشکار بيان کرده است و از زبان شخصيت ها شنيده مي شود. حال آن که مي توانست جزئي از روايت باشد و نويسنده يا کارگردان مابه ازاهايي براي آن در نظر بگيرند، تا هم شخصيت ها ملموس تر باشند و هم ريتم پرکنش و تفکر برانگيز جلوه کند. در جديدترين ساخته «عرب» چند نکته در ساحت مضمون قابل تامل است. اين که دليل تلاش عيارگونه سه شخصيت اصلي داستان، براساس يک نوع صداقت همراه با سادگي و بلاهت است. زيرا لذت قدرت بر تغيير سرنوشت آدم ها آن ها را به اين کار وامي دارد. انگار عدالت طلبي آن ها به مصلحت انديشي و منفعت طلبي خاتمه يافته است. پس صرف رفتن به سوي نداي کودک درون، انسان را به رستگاري نمي رساند و توجه به عواملي ديگر و آسيب ها مهم جلوه مي کند. اما مفهومي ديگر و مستتر در فيلم، نقد اقتصاد سياسي است. يعني همان نحوه توليد و توزيع ثروت و نعمات مادي، در مراحل مختلف تکامل جامعه انساني، اين نوع نگاه را به گونه اي ديگر، در فيلم «هيچ» ساخته عبدالرضا کاهاني هم شاهد هستيم.در «هيچ» نادر سياه دره، به دليل پرخوري اش فردي طرد شده و سربار خانواده است که به يک باره در اثر توليد کليه اضافي در بدنش، ثروتمند مي شود. اما اين ثروت نه تنها نمي تواند مشکل اطرافيانش را حل کند بلکه موجب ازهم پاشيدگي زندگي و از بين رفتن صميميت و آرامش نسبي آن ها مي شود. در «ندارها» هم سه جوان در پي تغيير وضعيت رقت بار اطرافيان شان هستند. اما از آن جا که روش صحيح را دنبال نمي کنند، در نهايت منجر به مرگ و دستگيري شان مي شود. حتي مادر «مهري» که فقط گاه به گاه مورد مواخذه صاحبخانه قرار مي گرفت اکنون دخترش در بند است و از داشتنش محروم و نگراني هايش هم چنان ادامه دار.به عبارت ديگر صرف ورود ثروت و انتقال قدرت، نمي تواند زندگي فقرا و تهيدستان را درمان کند. قطعا قاعده و نظامي مي طلبد تا به توزيع عادلانه ثروتد بينجامد تا نظم اقتصادي حاکم شود.
ندارها
 ندارها
تاريخ: ۱۳۹۰/۸/۵

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.