مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ سه شنبه ۲۱ مرداد
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
هنر متعالی:
 مصاحبه همشهری 24 با اسکات اندرسون
امروز مسلم شده و همه می‌دانیم که پیدایش صدا و رنگ انقلابی در سینما به‌وجود آورد و زیبایی‌شناسی فیلم‌ها را تغییر داد. به نظر شما سی‌.جی.‌آی چه تأثیری بر تکنولوژی فیلمسازی خواهد داشت

 امروز مسلم شده و همه می‌دانیم که پیدایش صدا و رنگ انقلابی در سینما به‌وجود آورد و زیبایی‌شناسی فیلم‌ها را تغییر داد. به نظر شما سی‌.جی.‌آی چه تأثیری بر تکنولوژی فیلمسازی خواهد داشت و این تأثیر باعث تنزل هنر فیلمسازی خواهد شد یا آن را ارتقا خواهد داد؟ درست است که ما با سی‌.جی.‌آی داریم چیزهایی را می‌بینیم که پیش از این امکانش را نداشتیم، اما حالا این دارد به ارتقای سینما کمک می‌کند یا مانع پیشرفت هنر واقعی می‌شود؟
اندرسون:
خودتان به من بگویید! واضح است که از ژرفنا به ترمیناتور 2 (جیمز کامرون) و از ترمیناتور2 به مهاجمین سفینه‌ی فضایی (پل ورهوفن) و مرد نامرئی (پل ورهوفن)، ما دستاوردهای مهمی داشتیم و تصاویری ساختیم که مردم پیش از آن ندیده بودند. یکی دیگر از فیلم‌هایی که ما کار کردیم، کاپیتان اسکای و دنیای فردا (کری کونران) بود که یکی از دوستان فیلمنامه‌نویسم بعد از دیدنش به من گفت: «دیگر احساس می‌کنم آزادم که هرچه می‌خواهم بنویسم، چون لازم نیست فکر کنم که تکنولوژی محدودم کرده است».

درنتیجه، از یک طرف می‌گویم که ما خلاقیت بیشتری به فیلم‌ها آوردیم و توانایی تصویرپردازی را افزایش دادیم، اما درعین‌حال دنیایی به‌وجود آوردیم که در آن آدم‌ها خلاقیت کمتری به خرج می‌دهند و به کاری که دارند انجام می‌دهند فکر نمی‌کنند. درنتیجه این قضیه یک شمشیر دولبه است.

پیش از اینها ما می‌توانستیم تماشاگران را با به‌وجودآوردن چیزی که پیش از آن ندیده بودند حیرت‌زده کنیم، اما حالا حتی وقتی چیزی به‌وجود می‌آوریم که پیش از این ندیده‌اند، آنها باز هم متوقع‌اند. ما از مرحله‌ای گذشته‌ایم که در آن جلوه‌های ویژه و به‌خصوص جلوه‌های دیجیتال برای به‌حیرت‌انداختن تماشاگران کافی باشد، اما فیلمنامه‌نویسان هنوز به سطحی از خلاقیت نرسیده‌اند که بتوانند مصالح کافی برای کاری که ما انجام می‌دهیم مهیا کنند.

طبیعتاً این وظیفه‌ی کارگردان است که تصمیم بگیرد از چه‌چیز و در کجا استفاده کند، اما احساس می‌کنم که اکنون در مرحله‌ی جدیدی قرار داریم و سخت است حدس‌زدن این‌که بعد از این چه اتفاقی خواهد افتاد. ما خیلی سریع‌تر و وسیع‌تر از آنچه حدس زده می‌شد پیش رفته‌ایم.

فکر می‌کنید ممکن است یک روز تصاویر سی.‌جی.‌آی جایگزین بازیگران هم بشوند؟
اندرسون: فکر می‌کنم این اتفاق خواهد افتاد و به‌خاطر غرور بازیگران هم اتفاق خواهد افتاد. همه فکر می‌کنند که ما باعث خواهیم شد این اتفاق بیفتد، اما بازیگران به دلیل احساس نیازشان به این‌که جوان به‌نظر برسند باعث خواهند شد این اتفاق بیفتد.

اگر ما بتوانیم کاری کنیم که یک بازیگر در نسخه‌ی جوان‌تر خودش بازی کند، آن‌وقت سنش که بالا برود... سال‌ها پیش فکر نمی‌کردم این اتفاق بیفتد اما حالا فکر می‌کنم بازیگران باعثش خواهند شد. اگرچه این همان‌ها هستند که از بروز این اتفاق می‌ترسند، اما بعضی‌هاشان خواهند گفت که: «من می‌خواهم در نسخه‌ی جوان‌تر خودم بازی کنم» و تکنولوژی این کار هم وجود خواهد داشت و ما می‌توانیم آن کار را بکنیم.

ما می‌توانیم کپچر صورت انجام دهیم، کپچر بدن، پوست و مو؛ هنوز کامل نشده است اما داریم نزدیک می‌شویم. یک فیلم کامل نخواهد بود، اما بعضی بازیگران...

برای فیلمی مثل محمد(ص) که یک فیلم حماسی تاریخی بزرگ است، قطعاً در مقیاس وسیعی از سی.‌جی.‌آی استفاده خواهد شد؛ فکر می‌کنید چه قواعدی باید رعایت شود تا اصالت این فیلم حفظ شود و از سی‌.جی.‌آی جوری استفاده شود که باورپذیر باشد؟
اندرسون:
همان‌طور که به مجید [مجیدی] گفتم و به همه‌ی کارگردان‌هایی که تاکنون با آنها کار کرده‌ام گفته‌ام، باید با جلوه‌های ویژه همان‌طور کار کرد که با بخش‌های دیگر فیلم؛ یعنی کارگردان‌ها همان‌جور که یک بازیگر را کارگردانی می‌کنند، همان‌جور که از فیلمبردار یک حرکت دوربین را می‌خواهند، یا برای نورپردازی فکر می‌کنند، همان‌طور هم باید به ما بگویند چه می‌خواهند و بگذارند ما نگران اجرای آن باشیم.

و وقتی هم که من مشکلی داشته باشم، درباره‌اش صحبت می‌کنم. ما قرار نیست سبک فیلم را بشکنیم، یعنی چیز بزرگ و چشمگیری به آن اضافه کنیم؛ قرار نیست صحنه‌ای به فیلم اضافه کنیم که بزرگ‌تر از کل فیلم باشد، که به چشم بیاید و بخشی از آن کل نباشد. من به‌شدت معتقدم که فیلم باید انسجام هنری داشته باشد. اگر بتوان به آن انسجام رسید، همه‌چیز طبیعی خواهد بود. بخش زیادی از چیزهایی که ما در جلساتمان در موردش صحبت می‌کنیم داشتن ارجاع‌های فیلم زنده است، دیدن تمرین‌ها، راش‌های اجراها تا بتوانیم... می‌دانید، من و همه‌ی کسانی که برای من کار می‌کنند، همگی اجراکننده‌ایم. ما هم باید همان قالب‌های فکری را داشته باشیم که بر فیلم حاکم است.

ما از همه‌ی کسانی که روی فیلم کار می‌کنند یاد می‌گیریم، سعی می‌کنیم همان انرژی را به کاری که می‌کنیم منتقل کنیم، و از جایگاهی که هستیم با گروه طراحی صحنه و طراحی تولید و کارگردان و فیلمبردار و بازیگران و طراحی لباس ارتباط برقرار کنیم. جنس کار همه‌ی آنها باید به ما منتقل شود و اگر ما بدون آن اطلاعات کار کنیم، آن‌وقت بر کل فیلم منطبق نمی‌شویم. درنتیجه تا حد ممکن، با کار ما هم مثل دیگر کارهای فیلم برخورد می‌شود.

از نظر فنی، فکر می‌کنید کارتان در این فیلم تفاوتی با کارتان در فیلم‌های دیگر داشته باشد؟
اندرسون:
این فیلم البته خیلی خاص است، در شرایط عادی لزومی ندارد آن را به همین شیوه در آمریکا بسازیم.چون در اینجا نیروی انسانی کافی و فضای کافی نداریم، مجبوریم خیلی بیشتر از حد معمول چنین فیلمی از سی.‌جی.‌آی استفاده کنیم که این لزوماً راه بهتری نیست، بلکه راهی است که با ابزارهای موجود میسر است.

مخصوصاً وقتی بحث مناظر تاریخی در میان باشد، بخشی از جذابیت آن دوران، طراحی ابعاد درست آن مناظر است؛ شهر نباید زیادی بزرگ باشد و تعداد آدم‌ها نباید بیش از حد زیاد باشد. همان‌طور که گفتم همه‌چیز به همان هدف هنری اصلی بازمی‌گردد، باید روی آن تمرکز کرد، بقیه‌اش درست خواهد شد.

در هفته‌ی گذشته از لوکیشن‌های مختلفی بازدید کردید؛ کدام‌یک از اینها مهم‌تر است و کارتان در کدام سکانس‌ها سنگین‌تر است؟
اندرسون:
در میان حوادث اصلی فیلم، بخش مربوط به حرکت لشکر ابرهه و جمع‌شدن آدم‌ها پیش از آن حمله‌ی شکست‌خورده به مکه و حمله‌ی پرنده‌ها [ابابیل] خیلی عظیم است؛ همچنین کار دهکده‌ی ماهی‌گیرها برای ما خیلی خیلی بزرگ است، چون کار با آب در هر نوع طراحی جلوه‌های ویژه‌ دشوار است.

هردوی این سکانس‌ها کار تکنیکی و کار خلاقانه‌ی زیادی می‌خواهد. درحال حاضر، این دو سکانس کارهای اصلی ما هستند. چند کار خلاقانه هم داریم که هنوز راهش را پیدا نکرده‌ایم. آنها مربوط به مکان‌های فیزیکی خاصی نیستند و بیشتر مفهومی‌اند.

ما هنوز برای آن بخش‌های فیلمنامه راهی پیدا نکرده‌ایم. اما چالش‌های هنری به اندازه‌ی چالش‌های تکنیکی بزرگ است و ما هم چندتایی چالش هنری داریم.

سینمای ایران سالانه نزدیک به 100 فیلم تولید می‌کند که اکثر آنها کم‌هزینه و ارزان است. به نظر شما، سینمای ما برای رسیدن به کیفیت تکنیکی هالیوود، باید تکنیک‌های سی.‌جی.‌آی را بیاموزد؟ اصلاً برای ما ضروری است وارد این عرصه شویم؟
اندرسون:
سؤال اصلی این است که چه‌جور داستانی می‌خواهید تعریف کنید؟ من تعداد محدودی فیلم ایرانی دیده‌ام؛ بیشتر آنها تمرکز دارد روی آدم‌ها و روابطشان و سبک روایی عاطفی ظریفی در آنها وجود دارد. آیا صنعت سینمای ایران، صنعتی است که به‌طور معمول ترانسفورمرها بسازد؟ نمی‌دانم! منظورم این است که اصلاً دلیلی دارد؟ اولین چیزی که باید از خودتان بپرسید این است که واقعاً به چه هدفی می‌خواهید برسید.

اگر مسئله این است که می‌خواهید توانایی ساختن فیلم‌های عظیم‌تری را پیدا کنید که داستان‌های پیچیده‌تری با آدم‌های بیشتری تعریف کنند، فکر می‌کنم چیزهایی هست که می‌توانید یاد بگیرید. اما این فقط در مورد سی.‌جی.‌آی نیست؛ سی.‌جی.‌آی فقط یک ابزار دیگر در انبار است، چون اگر کارهای دیگر را درست انجام دهید، سی.‌جی.‌آی هم جای متناسب خودش را پیدا می‌کند.

من معتقدم فیلمی مثل محمد(ص) صنعت سینمای یک کشور را تغییر می‌دهد؛ همه تلاش می‌کنند از پس چنین کار بزرگی برآیند و بنابراین با این مقیاس بزرگ سازگار می‌شوند. دیگران هم نتیجه را می‌بینند و مشتاق می‌شوند که کاری عظیم‌تر از قبل انجام دهند؛ چنین فیلمی بدون توجه به استفاده از سی.‌جی‌.آی یا هر تکنیک دیگری تحول خودش را به‌وجود خواهد آورد.

تاريخ: ۱۳۹۰/۶/۲۳

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.