مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ سه شنبه ۲۱ مرداد
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
نقد فيلم/ جواد امين خندقي:
 جرمِ مسعود کیمیایی، ورود بی‌اخلاقی آزاد و نود درجه تب گیشه!
دمای هوای اتاق آپارات آن‌قدر بالا است که گمانم گپ و گفت‌مان را به شدت داغ کرد. بعد از اینکه از بحث‌های مربوط به پول‌های میلیونی پیش‌پرداختی به فیلم‌ها، باند بازی‌های روزمره، دوز و کلک‌های اکران و... گذر کردیم، در مورد جرم صحبت کردیم. اگرچه عامیانه و به اصطلاح کوچه‌بازاری صحبت می‌کرد

نگاهی به سه اثر مسعود کیمیایی، رامبد جوان و حميد رضا صلاحمند

جرمِ مسعود کیمیایی!

(نقد فیلم جرم / محصول 1389)

«جرم» آخرین فیلم «مسعود کیمیایی» شاعر، رمان‌نویس، كارگردان، نويسنده، تهيه‌كننده، سرمايه‌گذار، تدوين‌گر، طراح صحنه، طراح لباس، طراح دكور، طراح تيتراژ، سازنده‌ی آنونس، و... سینما که به نوعی «همه‌کاره‌ی سینمای ایران» محسوب می‌شود. در مورد فیلمِ مسعود کیمیایی (کسره مهمترین جزء این ترکیب است) واقعا چه باید گفت؟

ابتدا قصد داشتم مفصل در مورد فیلم بحث کنم ولی آن‌قدر صحبت‌ شده که حرف تکراری واقعا ملال‌آور است. روزی که توفیق دیدن فیلم را در سینما پیدا کردم برای گپ زدن سری هم به آپارات‌چی محترم سینما زدم. تعبیر آپارات‌چی در مورد این فیلم آن‌قدر جالب بود که تقریبا همه‌ی حرف‌های گفته و ناگفته جرم را در خود داشت و به همین گفته می‌توان اکتفا کرد.

دمای هوای اتاق آپارات آن‌قدر بالا است که گمانم گپ و گفت‌مان را به شدت داغ کرد. بعد از اینکه از بحث‌های مربوط به پول‌های میلیونی پیش‌پرداختی به فیلم‌ها، باند بازی‌های روزمره، دوز و کلک‌های اکران و... گذر کردیم، در مورد جرم صحبت کردیم. اگرچه عامیانه و به اصطلاح کوچه‌بازاری صحبت می‌کرد ولی در باره این فیلم دو نکته‌ی بسیار جالب و دقیق گفت. می‌گفت: (با سعی بر امانت‌داری اصل جملات)«این جرم که سیاه سفیده و مردم هم که فیلم هنری حالیشون نمیشه همش میگن پول بی‌خود دادیم. کیمیایی هم که عشقش همین چاقویه که از فیلمهاش حذف نمیکنه»

به زبان دیگر این صحبت تبدیل می‌شود به اینکه کیمیایی همچنان سعی در بازسازی فیلم دهه‌ی چهل و پنجاه خودش را دارد. همه چیز از سبک داستان، بازی، میزانسن‌ها و شخصیت‌ها همان چیزی است که در دهه‌های قبلی هم از این کارگردان دیده‌ایم. بماند که جرم مشکلات اساسی ساختاری در داستان و پردازش شخصیت‌ها دارد و برخی پلان‌ها فقط شبیه شوهای لباس و مد برای پولاد کیمایی است تا به قول یکی از دوستان پدر قد و بالای پسرش را از پشت لنز نگاه کند و چه نگاه‌های طولانی در جرم هست. واقعا تاسف دارد که سیر کارهای کیمیایی نزولی است و «محاکمه در خیابان» بهتر از جرم و «رئیس» بهتر از هر دو ارزیابی می‌شود و همین‌طور می‌توان به بهترین کارها در گذشته یا همان «قیصر» رسید.

فیلم شباهت‌های بسیاری با «فیلم نوآر» دارد البته همچون شباهت گرد و گردو! و این مطلب را به خودمان تذکر می‌دهیم که صرف دوبله‌های سینک نشده، شباهت‌سازی به درام‌های جنایی، سیاه و سفید بودن و صفاتی از این قبیل نمی‌توان یک اثر را به زور تبدیل به فیلم نوآر کرد.

جالب است این نوع فیلم‌سازی (یعنی سعی در ساخت آثار موفق قبلی) توسط همین کارگردان مذمت شده که متن بخشی از صحبت‌های ایشان در پانزدهم آذرماه سال هشتاد و هشت در دانشگاه آزاد یزد بر همین مطلب تصریح دارد:

«کارگردان‌های جوان غالبا به دلیل موقعیت‌های مالی یا مسائل دیگر وارد چالش فیلمساز- جامعه نمی‌شوند در نتیجه به تقلید آثار موفق گذشته می‌پردازند.»

این جمله تحلیل بسیار دقیقی از فیلم جرم توسط خود کارگردان است که البته ایشان در آن جلسه خطاب به دیگران و کارگردان‌های جوان فرموده‌اند.

نکته‌ی مهم دیگر نوع نگاه کارگردان به جامعه و چالش‌های آن است که در آثار قبلی هم مشهود بود. نگاهی تیره و تلخ و قهرمان‌های ناشناخته‌ی قیصری که در این فیلم هم به وضوح دیده می‌شود. چنین نگاه تیره‌ای به جهان پیرامون واقعا قابل تامل است و همین نگاه قبل و بعد انقلاب برای ایشان یکسان است. جالب است سوال و جوابی در همان جلسه‌ی مذکور این مطلب را نشان می‌دهد.

«سوال: آقای کیمیایی دید شما بسیار تیره است. لحن‌تون تلخ و دیالوگ‌هاتون سرد و جذاب و آدم‌های داستان‌هایتان عجیب و غریب! واقعاً با این دنیا زندگی می‌کنید؟

کیمیایی: بله دنیایی است که می‌بینم و وقتی می‌بینم باهاش زندگی می‌کنم.»

نگرش فیلم به دین حتی با توجه به زمان داستان هم جالب است. نگاه حداقلی به دین که در غالب فیلم‌ها هم مشابه آن دیده می‌شود. در پایان امیدواریم پس از این شاهد آثار فاخری از جهت محتوا و فرم از اساتید سینمای ایران باشیم.

ورود بی‌اخلاقی آزاد!

(نقد فیلم ورود آقایان ممنوع! / محصول 1389)

«رامبد جوان» کارگردان و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون بعد از «پسر آدم دختر حوا» اثری با عنوان «ورود آقایان ممنوع» روی پرده‌ی سینما آورده است. رامبد جوان به دلیل ویژگی‌های خاص فردی یکی از محبوب‌ترین کمدین‌های ایرانی است که با فیلم «اسپاگتی در هشت دقیقه» در سال 1383 به عرصه‌ی کارگردانی پا گذاشت. اساس جذب مخاطب ورود آقایان ممنوع مرهون فیلمنامه‌ی «پیمان قاسم‌خانی» است. فیلمنامه‌ای که با سعی در خلق موقعیت و مقدم داشتن آن بر کلام، این فیلم را از غالب آثار کمدی حاضر جدا می‌سازد. با آنکه مضمون اصلی داستان امری تکراری بوده و بارها در قالب داستان‌های گوناگون مطرح شده، باز هم می‌توان نوآوری‌هایی را در خلق موقعیت خاص داستانی مشاهده نمود.

فیلم با بازی «رضا عطاران»، «ویشکا آسایش» و «مانی حقیقی» همراه دیگر بازیگران ترکیب متفاوت و جالبی ایجاد کرده است. نوع داستان و موقعیت‌ها معمولا اجازه‌ی دکوپاژهای ویژه را از رامبد جوان گرفته است اما در بخش‌هایی مثل بازی والیبال کارگردان تونایی‌اش را نشان می‌دهد.

موقعیت اغراق‌آمیز دبیرستان برای ایجاد طنز مناسب است ولی اگر فیلم با نگاهی به بحث حقوق زنان و نقد فمنیسم می‌خواهد بحث اجتماعی داشته باشد، ایجاد این نوع فضا ارتباط مخاطب را با فیلم کاهش داده و تا حد فقط دو ساعت برنامه‌ی شاد برای مخاطبین پایین می‌آورد.

شخصیت مدیر دبیرستان (با بازی ویشکا آسایش) به ندرت قابل انطباق بر فردی در دنیای واقعی است، حتی اگر تسامح‌های بسیاری در این باره جهت ایجاد تطابق صورت گیرد.

اما به صورت کلی می‌توان گفت فیلم بخشی از علل گرایش به «فمنیسم عوامانه» را بیان می‌دارد. عده‌ای که با سرخوردگی‌های اجتماعی، روانی یا خانوادگی در گذشته بدون داشتن تحلیلی فمنیسمی، پرچم مقابله با مردان را بلند می‌کنند. این گونه افراد با قرار گرفتن در موقعیت جدید و مناسب از این عقیده چشم پوشیده و تغییر نگرش می‌دهند. همین الگو دست‌مایه‌ی اصلی داستان را تشکیل می‌دهد.

نکته‌ي بسیار مهم و قابل تامل نوع برخی شوخی‌ها و طنزها است. قاسم‌خانی معمولا شوخی‌هایی با نگرش غربی را در فیلمنامه‌های خود استفاده می‌کند. در این فیلم شخصیت دکتر به عنوان پدر یکی از دانش‌آموزان برداشت بسیار نامناسبی از فیلم‌های طنز هالیوودی است. مردی که تمام همتش را در جهت ایجاد ارتباط با جنس مخالف استفاده می‌کند. فردی که زنش فوت کرده و با جذابیت‌های ویژه همه را جذب خود می‌کند. در این میان دخترش هم با این مسئله مشکلی نداشته و حتی برای جذب خانم‌ها، در نوع لباس پوشیدن هم به او کمک می‌کند.

نامناسب‌تر از آن پلان خواب خانم مدیر است. خانم مدیر در خواب ابراز علاقه‌ی معلم شیمی (با بازی رضا عطاران) را می‌بیند که ناگهان از خواب برخواسته و دهان و زبان (!) خود را مسواک می‌زند. چنین پلانی در فیلم‌های غربی معمول است اما در ایران و مخاطب مسلمان چه جایگاهی دارد؟! مهم‌تر آنکه فیلم بدون درجه‌ی سنی بوده و کودکان و نوجوانان هم چنین فیلمی را در سینما می‌بینند.

برخی منتقدین، خنده‌ی مخاطب در سینما را عامل موفقیت فیلم می‌دانند. خوب است همین افراد عکس‌العمل مخاطبین (مخصوصا سنین پایین‌تر) را هم در مقابل چنین صحنه‌هایی ببینند و ساکت ننشینند. چنین شوخی‌ها و تصاویری که قطعا تاثیر بسیار منفی در مخاطبین دارد، در فیلم‌های جدید سینمایی گسترش یافته است.

مسئولین سینمایی چه جوابی برای این چنین تصاویری دارند؟ آیا فقط ممیزی سیاسی (که غالبا هم اشتباه برداشت دارند) لازم است؟ آیا تحریک‌های جنسی و تاثیر خاص بر ذهن کودک و نوجوان ابزار خنده و طنز محسوب می‌شود؟ آیا هیچ جایگزین سالمی نیست که خدای ناکرده با دین همخوانی داشته باشد؟

شروع چنین جریانی آسیب‌هایی در پی خواهد داشت که به زودی شاهد انفجار آن خواهیم بود.

نود درجه تب گیشه!

(نقد فیلم سه درجه تب / محصول 1389)

«حمیدرضا صلاحمند» کارگردان فیلم «سه درجه تب» پیش از این فیلمی طنز «نیش و زنبور» را در کارگردانی کرده است. اگرچه محتوای فیلم نیش و زنبور قابل تامل است، اما از هر جهت فیلم بهتری در کارنامه او است. فیلم سه درجه تب به هیچ وجه کمدی مناسبی محسوب نمی‌شود. فقط داستانی تکراری با پرداختی بسیار نامناسب است.

اگرچه کارگردان قصد پرداخت مسئله‌ی اجتماعی مهم «بحران هویت» را در نظر داشته اما تب همه‌گیر گیشه‌ فیلم را به سطحی‌ترین حالت تحلیلی هم نزدیک نمی‌کند. فیلم یکی از علل فراموشی هویت و مشکلات اجتماعی در این زمینه را ازدواج می‌داند. به این توضیح که ازدواج باعث می‌شود افرادی زیادی هویت اصلی و اصیل خود را فراموش کرده و به نوعی دچار «از خود بیگانگی» شوند و برای وصول به همسر رویایی از خود فاصله بگیرند.

کارگردان در مصاحبه‌ای پیرامون فیلم گفته است: «ما سعی کردیم یک فیلم با توجه با استانداردهای سینمای ایران در ژانر کمدی موقعیت تولید کنیم و فکر می‌کنم این رضایت بعد از دیدن فیلم و بازخود مخاطبین و منتقدین مشخص می‌شود ... تلاش کردیم کم فروشی نکنیم و دانش‌ اجتماعی مخاطب را دست کم نگیریم.»

به توضیح مختصر بالا می‌توان عدم نارضایتی مخاطبین و منتقدین را از اکران فیلم اضافه نمود که نشان می‌دهد سازندگان به هیچ‌وجه به مطلوب خود دست نیافته‌اند.

علاوه بر ضعف‌های فیلمنامه، کارگردانی متفاوتی نیز دیده نمی‌شود و بازی «رضا عطاران» یا «علی صادقی» ادامه‌ی بازی‌ در فیلم‌های قبلی است و نوآوری جدیدی ندارد. فیلم به حدی از جهت ساختاری مشکل دارد که حتی مخاطب عام را نیز به خود جلب نکرده است.

مشکل اساسی دیگر بحث‌ شوخی‌ها و طنزها است که همچون فیلم قبلی در همین نوشتار، جریان متفاوتی در آن دیده می‌شود. به عنوان مثال فال مهره در فیلم و دیالوگ‌های بسیار زشت و دور از اخلاق نمونه‌ای از این جریان جدید در فیلم است.

به راحتی می‌توان عامل همه‌ی ضعف‌های ساختاری و مشکلات محتوایی را در گیشه محوری و تب گیشه سازندگان آن دانست. گیشه‌ای که افراد را به هر متن و دیالوگ و چرندیاتی مجبور می‌سازد. در مجموع با یک فیلم بسیار ضعیف روبرو هستیم که دیدن آن از هر جهت (حتی سطحی‌ترین نگرش‌های عامیانه) فقط وقت تلف کردن محسوب می‌شود.

تاريخ: ۱۳۹۰/۴/۳

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.