مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ يکشنبه ۱۹ مرداد
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 فيلم نامه «مختارنامه» بدون هيچ حذف و اصلاحي نوشته شد
محمد بيرانوند» به همراه «حسن ميرباقري» فيلم نامه اوليه مجموعه «مختارنامه» را به رشته تحرير درآورده است. متولد ۱۳۵۲، اهل خرم آباد و در رشته کارشناسي خبر تحصيل کرده است

«محمد بيرانوند» به همراه «حسن ميرباقري» فيلم نامه اوليه مجموعه «مختارنامه» را به رشته تحرير درآورده است. متولد ۱۳۵۲، اهل خرم آباد و در رشته کارشناسي خبر تحصيل کرده است. با لهجه شيرين خرم آبادي مي گويد که با «حسن ميرباقري» مشغول نگارش فيلم نامه اي با نام «ابوطالب» است و مي خواهد اداي دين به پيامبري کند که دوستش دارد. در فرصت کوتاهي که دست داد، با وي درباره سريال «مختارنامه» گفت وگويي داشتيم.

* چه کتاب هايي را براي نگارش «مختارنامه» مطالعه کرديد؟

** ما منابع زيادي نداريم و منابع موجود مستند درباره تاريخ طبري و يعقوبي است. درباره سال هاي ۶۰-۶۱ و يا ۶۵ هجري قمري، اطلاعات تنها در حد ۵ صفحه موجود است. ما به اندازه عمرمان مطالعه مي کنيم يعني يک هنرمند حرفه اي بايد هميشه در حال مطالعه و کنکاش باشد.

* به نظر مي رسد بخشي از نگارش فيلم نامه به تخيل باز مي گردد.

** تخيل فاصله هاي بين واقعيت ها را پر کرده است. همان روزهاي اول که تاريخ طبري را مطالعه کردم، تنها يک خط درباره مختار اطلاعات داشت. درباره همسران مختار هم اطلاعات کمي آمده است. ما بر اساس وجوهي که از شخصيت ها مي شناسيم و با توجه به آشنايي مان با روان شناسي و جامعه شناسي شخصيت ها را نوشتيم.

* اغلب شخصيت هاي آثار ميرباقري در مقطعي از زندگي خود بر سر دو راهي تصميم گيري قرار مي گيرند. نمونه بارزش نيز شوذب «معصوميت از دست رفته» يا کيان ايراني «مختارنامه» و يا حتي خود «مختار» و ... است.

** اين شخصيت ها از قلم ما آمده است. البته ما تحت تاثير دنياي ميرباقري «مختارنامه» را نوشتيم ولي ترديد جزو رئاليسم زندگي هر انساني است. همه ما دچار شک ها، ترديدها، فکرها و وسوسه ها مي شويم و مختار هم مانند ما بود. ما تنها معصومين را مي توانيم بگوييم که دچار وسوسه نمي شوند.

* فيلم نامه اي که نوشتيد تا چه حد توسط «داوود ميرباقري» حذف و اصلاح شد؟

** داوود ميرباقري اين مجال را داد که نوشته مان را همان گونه که تحرير شد بدون هيچ حذف و اصلاحي به تصوير کشيده شود. «مختارنامه» ايرادهايي هم دارد و اگر امروز نوشته مي شد، شخصيت هاي منفي را قوي تر مي نوشتيم. البته چون با نگاه تعزيه کار شده است در نهايت نيز همين در مي آمد.

* براي اين که همه شخصيت ها را به مخاطب معرفي کنيد و فراز و فرود آن ها را در قصه بنويسيد، طرحي نوشتيد؟

** هميشه قصه يک خير و شر دارد، قهرمان و ضدقهرمان. بقيه شخصيت ها بايد قصه کشمکش خير و شر را به دوش بکشند. هنر نويسنده است که اين مهره چيني ها را مانند شطرنج حرکت شان بدهد. نوع پردازش داده ها و اطلاعاتي که مي دهي بايد آن قدر جذابيت داشته باشد که از همان اول لو ندهي که قرار است چه اتفاقي بيفتد.

* ريتم «مختارنامه» از نقاط قوت اين مجموعه تاريخي به شمار مي رود. اين مسئله به فيلم نامه و ريتم آن بر مي گردد. نظر شما در اين باره چيست؟

** خيلي ها مي گويند که ريتم خوب است ولي مي توانست از اين بهتر هم باشد. اگر «مختارنامه» امروز فيلم برداري مي شد، سينمايي تر و کم گفت وگوتر کار مي کرديم. «مختارنامه» يک کار دلي بود و دلي نوشته شد. آدم حيفش مي آمد که يک موضوع دلي را، فداي ضرب آهنگ تکنيکي کند.

* گويا «جمشيد هاشم  پور» را براي نقش «مختار» در نظر داشتيد؟

** بله، چون «هاشم پور» به خاطر صلابت و شخصيتي که دارد يک جنم پررنگ، مردانه و حماسي تري نسبت به «عرب نيا» دارد. «عرب نيا» در نوع خودش با اين شکل از يک قهرمان که ما قرار است صلابت در نوع نگاهش ببينيم، خوب است. اما متاسفانه نتوانسته است بازي ها را در بياورد يعني بايد به کارش رنگ هايي مي داد که بتوان از آن، همه جوانب يک قهرمان را به شکل بيروني اش ديد.

تاريخ: ۱۳۹۰/۴/۲۷

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.