مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ دوشنبه ۲۸ مهر
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 حرف‌های فریبرز عرب‌نیا در برنامه «هفت»
فریبرز عرب نیا" که برای بار دوم در برنامه ی "هفت" حضور پیدا کرده بود، بیشتر وقت خود را به بررسی و نقد واکنش رسانه ها نسبت به سخنان خود اختصاص داد
"فریبرز عرب نیا" که برای بار دوم در برنامه ی "هفت" حضور پیدا کرده بود، بیشتر وقت خود را به بررسی و نقد واکنش رسانه ها نسبت به سخنان خود اختصاص داد و در ابتدا گفت:

ادعا ندارم که حرف های من به تمامی درست است و این احتمال هست که من دچار لغزش هایی شده باشم من مسائلی را مطرح کردم که سال هاست درباره شان صحبت نشده و نسبت به آنها بی توجه بوده ایم. وی با توجه به واکنش های مختلفی که از صحبت ها وی منتشر شده بود گفت: به نظرمن گروهی با شیطنت ها و بی رحمی ها، عامدانه صورت مسئله را پاک کرده اند و موضوع را مخدوش کرده اند. دوستانی در معدود مواردی از من ایراد گرفته اند که چرا از مقام رهبری برای چنین گفت و گویی هزینه کرده ام؟ و گروهی دیگر اشاره ی من به واژه های عدالت و اعتدال را نشانه ای قرار دادند و بنده را به جریان آقای احمدی نژاد و شخص رئیس جمهور منتسب کرده اند. بخش اساسی صحبت من در ارتباط با مسئولین صرف این شد که بگویم من بیش از هر چیز یک آدم فرهنگی هستم و من خودم را سرباز سیاست های جمهوری اسلامی نمی دانم و خودم را یک خادم و یک مهره ی فرهنگی و برای خدمت به این مر زو بوم می دانم.

و اگر از کلام رهبری مثال می آورم به این دلیل است که از شخصیت فرهنگی ایشان مثال آورده ام و ایشان کسی هستند که رهبری فرهنگی کشور را به عهده دارند و فرمان های اصلی جریان هنری از ایشان نشات می گیرد. وقتی کلام و خطوط قرمز مشخص است چرا حرف ها باید مطابق سلیقه ی شخصی تعبیر شود؟ من به عنوان کسی که در 20سال فعالیت هنری ام از سیاست دور بوده ام و در هیچ وقت چه در انتخابات ریاست جمهوری و دیگر انتخابات از کسی حمایت نکرده ام. مسئله این است که سایه ی سیاست بر فرهنگ کشور سنگینی پیدا کرده است. من به صراحت اعلام می کنم که رای من به آقای احمدی نژاد نبوده است و اگر هم بود این جفا است که واژه ی عدالت را به یک مقام سیاسی منتسب کنیم. شان هنرمند را بالاتر از سیاست زدگی می دانم اما متاسفانه سایه ی سیاست بر فرهنگ کشور سنگینی پیدا کرده است.

هنرمند اصیل فقط و فقط به دنبال ایجاد اتحاد و گفت و گوی فرهنگی است و درک متقابل بین تمام افراد نوع بشر. رفتار سیاسی و سیاست بازی و سیاست زدگی متفاوت است از هوشیاری یک هنرمند در فهم تاثیر سیاست در حوزه ی کاری اش. من بازیگرم و از طریق حرفه ام و عشق به مردم تکثیرمی شوم. مقام بازیگر میراث فرهنگی یک سرزمین است و یک انسان مستقل است. اینکه هنرمند ها تلاش میکند خود را به یک جریانی منتسب کنند آسیب زننده است و سینمای مستقل را هم حذف می کند.

 

بحث درباره دستمزد کارگر و هنرمند

عرب نیا به اشاره ی غیر مستقیم "مسعود فراستی" درباره ی بازی وی در فیلم "شوکران" و کم ارزش خواندن آن و بالا بودن دستمزد وی در سریال مختار نامه واکنش نشان داد و گفت: این حرف من خطاب به شخصی ایشان نیست. خطاب به جریانی است که ایشان هم در آن حضور دارند. اشاره ی ایشان به دستمزد من و مقایسه ی آن با دستمزد یک کارگر ناشی از حرف های نخ نمای عقاید کمونیستی است. باید تفاوت باشد بین شایستگی ها و اهداف و خروجی کار افراد. این که دستمزد من از یک کارگر بیشتر است نشان می دهد که من فروتن نیستم؟ اگر من به دستمزدم اشاره کردم به این دلیل بود که نشان دهم می شود درباره ی این موضوع شفاف بود و صحبت کرد و دلایلش را بررسی کرد. اگر من دستمزد را با دستمزد یک فصل مربی فوتبال مقایسه کردم به هدف کم ارزش جلوه دادن کار مربی های فوتبال نبوده است. میزان گردش مالی که در فوتبال صورت می گیرد خیلی بیشتر است.پس دستمزد را موضوعات دیگری هم تعیین می کند.

فراستی در بخش دیگری از سخنان خود عرب نیا را متوهم خطاب کرده بود که منجر به واکنش دیگری از سوی این بازیگر شد که عرب نیا در پاسخ به این منتقد گفت: من حاضرم یک روان شناس در اینجا حضور پیدا کند و ببیند که بین من و ایشان چه کسی از نظر روحی و روانی ایرادات بیشتری دارد؟ نارسیسم در ایشان به حدی است که به میراث فرهنگی یک کشور توهین می کنند. واژه ای که ایشان در باره ی "مسعود کیمیایی" به کار برد جامعه و رسانه ها را ملتهب کرد. حرف من رعایت ادب در نقد است . ایشان با وآژه ای که در حد ادب تربیت خودشان است درباره ی فیلم "شوکران" اظهار نظر کردند و فراموش کردند که این فیلم _فارغ از سلیقه ای که ایشان می توانند داشته باشند و حتی می توانند از این فیلم متنفر باشند_ تا به چه حد مدیران فرهنگی کشور را به فکر واداشت.

 

آیا شان بازیگر در سینمای ایران حفظ شده است؟

"فریبرز عرب نیا" با انتقاد از به فیلم کوتاهی که در هفته ی گذشته از همین برنامه پخش شد و بازیگرانی مثل "بهروز وثوقی"، "فردین" و "ناصر ملک مطیعی" را لات خطاب کرده بود گفت: آیا شان بازیگر در جامعه ی ما حفظ می شود؟ آیا این درست است که آن ها را با این اسامی خطاب کنیم و بگویم که اینان با لباسی که سر صحنه می پوشیدند معنی پیدا می کردند؟ با حضور فردین بود که سلطه ی سینمای هند از ایران به کنار رفت. جایگاه بهروز وثوقی فارغ از دیدگاه های سیاسی ایشان در سینمای ایران جایگاه برجسته ای است. من فکر می کنم وثوقی به عنوان کسی که میراث بازیگری این کشور است به او مدیونیم. این ها در سینمای ایران ارج و قربی دارند و نباید با این نام ها خطاب شوند و بهتر است که همه چیز را با خوب و بدش ببینیم.

"فریدون جیرانی" هم برای رفع ابهام از برداشت عرب نیا گفت: منظور ما از لباس، نقشی بوده است که اینان بازی می کردند و نه توهین به شخصیت بازیگرانی که نام برده شد و برای اولین بار است که در تلویزیون ایران درباره ی این بازیگر ها و نقش هایش صحبت شده است و این حرکت یک جسارت به حساب می آید و تحلیل ما صرفا به وقایع و اتفاقات سال 57 مربوط می شود.

 

دستمزد بازیگران تابع چه عواملی است؟

"فریبرز عرب نیا" در ادامه ی توضیح جایگاه بازیگر در سینمای ایران به تشریح علل دستمزد های بازیگران اشاره کرد و گفت:

هنر سینما هنر عوام است و بار اصلی چرخه ی سینما را طبقه ی متوسط و عوام به دوش می کشند.چرا که با به میل خود به دیدن یک فیلم می روند و این پول را "به زور" به کسی نمی دهند پس درباره ی دستمزدی که هنرمندان اصیل دریافت می کنند باید واقعی تر برخورد کرد و درباره ی آن بحث کرد. تعیین دستمزد بازیگران در سینمای ایران شامل سه عامل است: 1.شایستگی و توانایی 2. میزان استقبال تماشاچی از بازی آن بازیگر و 3.قوانین روشن و عملی و کارکرد حضور بازیگر در شکل درست.

وی در خصوص تعیین سقف دستمزد بازیگران گفت: این روش به جایی نمی رسد. بیشترین واکنشی که از حرف های من در رسانه ها منتشر شد مربوط به افشای دستمزد بازی من در "مختارنامه" بود و این نشان می دهد که تقسیم ثروت در کل جامعه رعایت نمی شود و این واکنش ها هشداری است برای مسئولین که بدانند ثورت در جامعه عدلانه صورت می گیرد یا نه.

 

نبود قهرمان در سینمای ایران

"فربیرز عرب نیا" در بخش انتهایی سخنان خود به علل نبود قهرمان در سینمای ایران اشاره داشت و گفت: ما باید بدانیم که چه در سینما و چه در حیطه ی بازیگری و چه در اجتماع می توانیم مسائل تربیتی مان را از کودکی و در مدرسه و خانواده آغاز کنیم. باید ببینم که ما در جامعه چه کودکانی تربیت می کنیم. آیا به آنها یاد می دهیم که صاحب رای باشند و حق اعتراض داشته باشند و میل به کشف نا شناخته ها و عدم ترس از چیز هایی که با آن ها رو برو نشده اند در آنها وجود داشته باشد یا بله قربان گو باشند؟

 

چرا وقتی به سن بلوغ می رسیم سرشار از تزویر و ریا و مفعت طلب می شویم؟

نقش مسئولین در این تربیت و این فرهنگ سازی نباید فراموش شود. یک مدیر مثل چاه آب مرکز شهر می ماند که همه می توانند از انرژی و حمایت او برداشت کنند و چون خودش مظهر انرژی است بتواند دیگران را هم به چنین مولدی تبدیل کند و آن ها هم یکی از مهره های اجتماع باشند. نگره های تربیتی و اجتماع گاهی با هم در تضاد است و تضاد اولین چیزی است که نباید در وجود یک قهرمان وجود داشته باشد تا بتواند قدرت اختیار و انتخاب داشته باشد. وی در بخشی از همین سخنان خود به اختلاف بین معاونت سینمایی و خانه سینما اشاره کرد و گفت: بخشی از این تربیت را صنوف باید به عهده بگیرند. هنرمندان باید از این جامعه تاثیر بگیرند تا بتوانند قهرمان خلق کنند. وقتی افرادی که در این دو نهاد حضور دارند در یک وضعیت "پادر هوا" به سر می برند چه طور می توانیم قهرمان خلق کنیم؟ نفوذ سیاست که بهتر است بگویم نفوذ خفقان سیاسی در عرصه ی فرهنگ باعث شده است که از مدیران فرهنگی تا پائین ترین افراد در این حوزه جرات ورود به عرصه های مختلف و موضوعات مختلف را نداشته باشند و همین ها مانع قهرمان سازی می شود. متاسفانه ما قدرت ،حوزه ی قدرت و نحوه ی استفاده از قدرت را نمی شناسیم و هر کس که وارد این حوزه می شود از آن قدرت در جهت منافع شخصی اش استفاده می کند. حوزه ی قدرت باید به واسطه ی کس دیگری مشروعیت پیدا کند و در جهت خواسته های عموم باشد و اگر در جهت خواسته های شخصی باشد فساد ایجاد می شود. ما یا در برابر یک موضوع مرعوبیم یا مجذوب و کسی این مسائل را تحلیل نمی کند و همه ی واکنش های ما اعتراض و تهدید است. قهرمان ساخته نمی شود مگر اینکه اجتماع از سن پائین و توسط رسانه و مسئولین حمایت شود. همه ما به عنوان یک مرد ، درون خود یک پادشاه داریم و به عنوان یک زن درون خود ملکه ای داریم به عنوان ولی امر خدا و نباید به موجودی تبدیل شویم که به فکر مصلحت خودمان باشیم

قهرمان از جامعه تاثیر می گیرد در جامعه تاثیر می گذارد. هنوز که هنوز است اگر کسی جوانمردی کند می گویند: "فردین بازی در آورد!" و اگر کسی بخواد کاری کند کارستان می گویند که "پاشنه ور کشید" . هامون هم برآمده از شرایط روشنفکر زمان خودش در دهه ی شصت بود . نباید به هنرمند بگویند قهرمان نساز. این بازی بازی جذابی نیست چرا که می خواهیم همه چیز را خاموش کنیم

بازی وقتی دلپذیر می شود که هر دو حریف جوان مرد باشند.

 

فریبرز عرب نیاد سخنان خود را با ابیاتی از مولانا به پایان رساند و گفت:

من یک جانم که صد هزار است تنم چه جان و چه تن که هر دو هم خویشتنم

خود را بتکلف دگری ساخته ام تا خوش باشد آن دگری را که منم

تاريخ: ۱۳۹۰/۳/۹

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.