مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ چهارشنبه ۳۰ مهر
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
نگاهي به مجموعه تلويزيوني «مختارنامه»:
 فيلمساز ايراني و نمايش تقابل اشقيا و اتقيا!
مختارنامه»، در تاريخ صداوسيما از آغاز تا به امروز، در شمار پربيننده‌ترين مجموعه‌هاي تلويزيوني است اما نكته قابل توجه اين است كه كارگردان آن، داوود ميرباقري اين محبوبيت را به‌هر قيمتي به دست نياورده است؛

 «مختارنامه»، در تاريخ صداوسيما از آغاز تا به امروز، در شمار پربيننده‌ترين مجموعه‌هاي تلويزيوني است اما نكته قابل توجه اين است كه كارگردان آن، داوود ميرباقري اين محبوبيت را به‌هر قيمتي به دست نياورده است؛ او با آشنايي و توانايي ويژه خود در اموري چون سينما و تلويزيون، تاريخ اسلام و مفاهيم ديني و مذهبي، به زيبايي توانسته است بدون غلطيدن در ابتذال- كه دامي است كه به‌شدت آثار مخاطب‌محور را تهديد مي‌كند- نگاه آرماني خود را در قالبي دراماتيك عرضه كند. دستاورد تلاش هشت‌ساله ميرباقري اثري فاخر است كه با دامنه گسترده‌اي از مخاطبان ارتباط برقرار مي‌كند و اين مهم به ياري ويژگي‌هاي مثبت بسيار اين مجموعه تلويزيوني به‌دست آمده است. در اين نوشتار، چندان خود را پايبند چارچوب و ساختار يك مقاله نكرده‌ام، بلكه مي‌كوشم برخي ويژگي‌هاي مثبت و منفي «مختارنامه» را از ديد خود و به بياني تا حد امكان ساده، برشمارم.

حلقه دام بلا...
اصطلاحي در داستان‌نويسي داريم با عنوان «آستانه لغزنده»؛ يعني آغازي كه خواننده داستان را به درون اثر بلغزاند، به‌طوري كه او را راغب به خواندن داستان كند. اين لغزندگي، نه‌تنها در آغاز نخستين قسمت مجموعه «مختارنامه»- كه با سكانس شكار گراز، اين ويژگي‌ را در خود داشت- بلكه از همان عنوان‌بندي آغازين، بيننده را ميخكوب مي‌كند. ما در عنوان‌بندي آغازين، پيش از ظاهر شدن نام عوامل مجموعه بر صفحه تلويزيون، سواري سبزپوش را مي‌بينيم كه مشت بسته‌اي را ناگهان مي‌گشايد و خون به آسمان مي‌پاشد و از آن خون، آسمان سرتاسر به رنگ سرخ درمي‌آيد و بعد، نام عوامل بر صفحه آشكار مي‌شود. تاثيرگذاري اين صحنه تكان‌دهنده دوچندان مي‌شود هنگامي كه بيننده، روايت مشهوري را كه به شكل گرفتن اين بخش انجاميده، شنيده باشد؛ اين صحنه كه بعدها در قسمت رويارويي مختار(فريبرز عرب‌نيا) با حرمله(انوش‌معظمي)، كامل‌تر به نمايش درمي‌آيد، به لحظه‌اي از تاريخ واقعه كربلا برمي‌گردد كه بنا به روايات، يكي از اشقيا به نام حرمله، گلوي علي‌اصغر(ع)، كودك شش‌ماهه سيدالشهدا(ع) را هدف تير خود قرار مي‌دهد و امام حسين(ع) مشتي از خون كودك شيرخوارش را نثار آسمان مي‌كند؛ و روايات مي‌گويند حتي قطره‌اي از آن خون به زمين بازنگشت.
سرشار از ماجرا
«مختارنامه» مانند مجموعه تلويزيوني «امام علي(ع)»- كه شايد عامل اصلي شهرت ميرباقري باشد- سرشار است از صحنه‌هاي پركشش تصويري و داستاني. اين صحنه‌ها تركيبي از واقعيت‌هاي تاريخي و خيال‌پردازي‌ها و پرورش داستاني هستند و گاه چنان منحصربه‌فردند كه به‌نوعي به امضاي خاص ميرباقري تبديل مي‌شوند: تخت پرنده ابن‌زبير، مبارزه تن‌به‌تن مختار با پهلوان غول‌پيكر شامي و پريدن با اسبش دلدل از روي سر او، گريز از چنگ ابن‌زبير(رضا كيانيان) با استفاده از چندين بدل، تمسخر و تحقير بن‌مطيع(محمد صادقي) به خاطر گريختن از دست مختار با پوشش زنانه در قالب نمايشي در ميدان شهر كوفه، تعقيب و گريزهاي ميان ياران مختار و حرمله و مبارزه شخص مختار با او و...
جلوه‌هاي ويژه ميداني و طراحي جنگ‌ها از ديگر جاذبه‌هاي اين مجموعه هستند. كارگردان ايراني با امكانات محدود كشور ما گاه چنان صحنه‌هاي باشكوه، پرزرق و برق و مهيجي را به تصوير كشيده كه دست كمي از فيلم‌هاي مطرح تاريخي هاليوود ندارد. نمايش لحظه‌هاي نبرد، آرايش‌هاي جنگي در نبردهاي گروهي و شيوه‌هاي مبارزه در رويارويي‌هاي تن‌به‌تن بسيار فراتر از خيلي از نمونه‌هاي داخلي از كار درآمده است كه براي مثال مي‌توان به صحنه كشته شدن غلام‌بچه شرحبيل (اسماعيل يوسف‌پور) زير سم اسب اشاره كرد.
پيشتاز در چهره‌پردازي
چهره‌پردازي‌ها در «مختارنامه» بسيار به چشم مي‌آيند كه شايد دو علت در اين امر نقش داشته باشد؛ نخست حضور يك پيشكسوت و استاد تمام‌عيار چهره‌پردازي يعني عبدا... اسكندري در مقام مشاور كارگردان و ديگر، چهره‌پردازي‌هاي متفاوت بازيگران. شمايل ابن‌زبير (رضا كيانيان) يا شرحبيل(ولي‌ا... مومني) پهلوان بد هيبت اموي از نمونه‌هاي شاخص در اين رابطه هستند.
نواي اندوه ابراهيم
موسيقي «مختارنامه» چند ويژگي دارد. نخست اينكه استفاده از موسيقي نواحي جنوب و تركيب آن با موسيقي‌هاي روز و نيز تاكيد بر كهن‌گرايي، موسيقي متمايزي را براي اين مجموعه فراهم آورده است. اين تمايز شايد از اين رو كه كوشيده در خدمت فضا و حال و هواي مجموعه باشد، چندان فاحش نيست اما به هر حال وجود دارد. دوم، تاثيرگذاري است كه به ويژه در موسيقي‌هاي عنوان‌بندي آغازين (با خوانندگي اكبر سلطانعلي) و پاياني (صديقه بحراني) جلوه‌گر است. ترانه آغازين با صداي خسته و نالان سلطانعلي و نواي پاياني كه مويه‌هاي زني بر از دست رفتن طفلي خردسال (حضرت علي‌اصغر(ع)) را تداعي مي‌كند، چونان سوگواري و ذكر مصيبتي براي شهداي كربلا عمل كرده، تاثير بايسته‌اي بر بيننده مي‌گذارد. سومين ويژگي، تنوع موسيقايي است، چنانكه در بخش‌هاي گوناگون با موسيقي‌هاي گوناگون روبه‌رو مي‌شويم؛ مثلا بخش‌هاي حضور ابراهيم بن‌مالك‌اشتر(حسن ميرباقري) با موسيقي حزن‌انگيزي كه القاگر اندوه ابراهيم بر از دست رفتن دوست ديرينش، حضرت عباس (كاوه فتوحي) است، همراه مي‌شود، يا بخش‌هايي كه كاخ شدادي ابن‌زبير در مكه به نمايش درمي‌آيد، موسيقي متن، هجوآلود مي‌نمايد.
صحنه‌هاي جانگداز
تاثيرگذاري؛ طبعا از ويژگي‌هاي موردنظر ميرباقري در اين مجموعه تلويزيوني بوده است كه گاه بسيار موفق عمل مي‌كند و گاه در آن ناكام است. صحنه‌هايي كه حضرت مسلم (امين‌زندگاني) پيشاپيش بيعت‌كنندگان به قصد قيام عليه ابن‌زياد (فرهاد اصلاني) كوچه‌هاي كوفه را مي‌پيمايد و كوفيان همين‌طور مي‌گريزند و از تعدادشان كاسته مي‌شود؛ صحنه‌اي كه در كشاكش پيكار كربلا، امام حسين(ع) نماز را برپا مي‌دارد و تعدادي از يارانش سپر بلاي حضرت و ديگر نمازگزاران در برابر رگبار تيرهاي اشقيا مي‌شوند؛ صحنه تب و لرز ابراهيم در كنار نهر و دست دراز كردن به سوي حضرت عباس(ع) كه سوار بر اسب و در ميان آب، او را به ياري امام حسين(ع) مي‌خواند و صحنه تيراندازي حرمله به سوي حضرت علي‌اصغر(ع) و پاشيدن خون علي‌اصغر(ع) به آسمان توسط امام(ع)؛ از موفق‌ترين بخش‌هايي هستند كه در برانگيختن عواطف انساني بيننده بسيار خوب عمل مي‌كنند و حتي گاه به اشك ريختن او مي‌انجامند.
در اين ميان، بخش‌هايي هم وجود دارد كه تاثير موردنياز را ندارد؛ مانند رفتار ستمگرانه اشقيايي چون شمربن‌ذوالجوشن(محمدفيلي) و عمربن‌سعد(مهدي‌فخيم‌زاده) با اتقياي كربلا، كه آن‌طور كه بايد به آن پرداخته نمي‌شود و جز اشاره‌هايي گذرا، پليدي اين افراد را به نمايش نمي‌گذارد؛ به اين ترتيب، بيننده بدون ذهنيت پيشين، نمي‌تواند با انتقامجويي مختار از آن‌ها همذات‌پنداري كند.
سرگردان ميان كوفه وتهران
يكي از توانايي‌هاي داوود ميرباقري، گفتگونويسي اوست كه در مجموعه تلويزيوني ماندگار «امام علي(ع)» به اوج خود مي‌رسد. اين ويژگي‌ اما در «مختارنامه» چنانكه بايد، ديده و شنيده نمي‌شود. گفتگوها در اين مجموعه در نوسان است؛ نوسان ميان قوت و ضعف؛ كهن‌گرايي و گفتار و گويش امروزي؛ و استفاده از بافت شعري و سخنوري اعراب صدر اسلام و تعبيرهاي عوام‌الناس تهران سده بيستم! گاه توانايي‌هاي ادبي شخصيت‌ها در سخنوري‌ - همان‌طور كه اعراب به آن شاخص بودند- در حرف‌هاي عبدا... بن‌زبير شنيده مي‌شود و زماني از زبان بن‌مطيع مي‌شنويم: باغت آباد، انگوري!
آلبوم بازيگري
تنوع و تعدد بازيگران «مختارنامه» از ويژگي‌هاي شاخصي است كه باز پيش از اين در مجموعه «امام علي(ع)» با آن روبه‌رو بوده‌ايم. از هزار و پانصد نفر عوامل اين مجموعه، 60بازيگر اصلي و 140نفر بازيگر فرعي در آن حضور يافته‌اند كه از نسل‌هاي گوناگون و با نام‌هاي متفاوتي در كنار هم گرد آمده‌اند. بار ديگر نگاهي به اين نام‌ها بيندازيد: فريبرز عرب‌نيا، رضا رويگري، رضاكيانيان، ماهچهره خليلي، حديث فولادوند،‌ ولي‌ا... شيراندامي، شهرام حقيقت‌دوست، شادروان عباس اميري و...
خطاهاي تاريخي
شخصيت مختاربن‌ابوعبيد ثقفي، شخصيتي بسيار جالب‌توجه و در عين حال مبهم در تاريخ است. ما در بررسي و تحليل رفتارهاي اين شخصيت با نقاط تاريك و گره‌هاي كور بسياري روبه‌رو مي‌شويم كه دلايل خاص خود را دارد؛ بخش عمده تاريخ اسلام توسط مورخاني نوشته شده كه غيرشيعه، در خدمت قدرت‌هاي عصر مانند خلفاي عرب و طبيعتا دشمن علويان بوده‌اند و روشن است كه نوشته‌هاي چنين مورخاني صرفا به‌عنوان منابع موجود است كه در پژوهش پيرامون تاريخ تشيع و قيام‌هاي شيعي اهميت مي‌يابد و نه به مثابه منابعي موثق! اين شايد اصلي‌ترين دليل در به‌وجود آمدن ترديدها و نقاط مبهم ياد شده باشد. براي نمونه، نگاه كنيد به سكوت و صرفا اشاره‌ گذراي محمدبن‌جرير طبري در تاريخ خود در شرح واقعه وفات حضرت فاطمه(س). در اين ميان دست نويسنده و هنرمندي كه بخواهد اثري داستاني يا نمايشي بر مبناي شخصيت انتقامجويي چون مختار بسازد، بسته است و ناچار است از ميان محافظه‌كاري‌ها، دروغ‌ها، سكوت‌ها و تهمت‌هاي تاريخ‌نگاران ناموثق به برداشت و پردازش موردنظر خود برسد. از سوي ديگر، برخي مصلحت‌انديشي‌ها نمايش كامل واقعيت قيام مختار را برنمي‌تابد كه بررسي آن نيازمند نوشتاري ديگر است. شماري به آوردن ماجراهايي در مجموعه «مختارنامه» نقد دارند كه معتقدند در تاريخ اشاره‌اي به آن نشده؛ فارغ از توضيحات پيشين، اين منتقدان كه عمدتا آشنايي‌اي با هنر ندارند بايد بدانند كه در بحث ساخت اثر تاريخي –اعم از داستان، نمايشنامه و فيلم- ما با بحثي با عنوان دراماتيزه كردن و پرورش داستان روبه‌روييم؛ چراكه روايت كاملا وفادارانه تاريخ با آن خشكي‌هاي خاص خود نمي‌تواند مخاطب جذب كند. بدون شك تمام آثار داستاني تاريخي، جز درصدي از صحنه‌هاي خود، خيال را در پرورش كار به حد قابل توجهي دخيل كرده‌اند؛ بنابراين صحنه‌هاي جذاب درگيري مختار و يارانش با حرمله با همين مسئله پرورش داستاني توجيه مي‌شود.
باوجود اين، خطاهايي نيز در «مختارنامه» از لحاظ همخواني با تاريخ ديده مي‌شود كه در فرصتي ديگر به آن خواهيم پرداخت. همين‌قدر براي خالي نبودن عريضه مي‌توان به استفاده از پرچم سه‌رنگ ايران روي قبر شيرين بانو (الهام حميدي) يا به‌صورت نواري دور كلاه‌هاي ايرانيان اشاره كرد. بايد توجه داشت كه اين پرچم سابقه زيادي نداشته، ريشه در دوران ناصرالدين شاه قاجار دارد. در دوران وقوع قيام مختار، ايرانيان استقلال خود را از دست داده بودند و طبيعتا پرچمي هم نمي‌توانستند داشته باشند. درفش كاويان و پرچم‌هاي متنوعي هم كه در دوران ساسانيان و پيش از حمله عرب وجود داشته، از شكل‌ها و طرح‌هاي ديگري برخوردار است كه در پژوهش‌هايي كه درباره تاريخ پرچم انتشاريافته مي‌توان ديد. مسئله ديگري كه در مورد خطاهاي تاريخي اين مجموعه مي‌توان يادآور شد، بحث سن و سال شخصيت‌هاست. مختاري كه در هنگام قيام، بيش از 60سال سن دارد (67-1ه.ق) بسيار جوان‌تر ترسيم شده و در مقابل، محمدبن‌حنفيه (81-16ه.ق) با بازي محمدرضاشريفي‌نيا، كه در زمان قيام مختار حدود پنجاه سال سن دارد، بسي پيرتر به نظر مي‌رسد، همچنين ابن‌زبير (73-2ه.ق) تقريبا هم‌سن و سال مختار بوده است كه در ساخته ميرباقري، بسيار پيرتر چهره‌پردازي شده است.
سخن آخر
«مختارنامه» با تمام نقاط مثبت و ضعف‌هاي خود، يكي از جذاب‌ترين مجموعه‌هايي است كه تلويزيون ايران از زمان راه‌اندازي‌اش به خود ديده است. فارغ از محبوبيت شخصيت تاريخي و يا افسانه‌اي مختار در ميان شيعيان –كه اكثريت جمعيت ايران را تشكيل مي‌دهند- ويژگي‌هاي فني و خلاقيت‌هاي فراواني كه در ساخت اين مجموعه به كار گرفته شده كمك مهمي به اين جذابيت نموده است كه به برخي از آن اشاره شد. شايد در فرصتي ديگر به تحليل محتوايي و بررسي تاريخي درباره «مختارنامه» پرداختيم اما در اين نوشتار، قصد بر اين بود كه حظ بيشتري از ديدن اين مجموعه تلويزيوني نصيب بينندگان شود و در كنار آن آشنايي بيشتري هم با برخي مسائل فراهم آيد و همچنين اداي ديني هرچند در حد بضاعت، به زحمات پرثمر عوامل مجموعه شود. همين!
وحيد حسيني

تاريخ: ۱۳۹۰/۳/۱۰

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.