مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ دوشنبه ۲۸ مهر
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 سينمايي که به تعهد خود عمل نکرد
روز گذشته مصادف بود با سالروز شهادت «شهيد سيدمرتضي آويني»، شهيدي که در فکه کاري ناتمام داشت.

روز گذشته مصادف بود با سالروز شهادت «شهيد سيدمرتضي آويني»، شهيدي که در فکه کاري ناتمام داشت. کاري که هيچ کس جز خودش لياقت ديدن پايانش را نداشت. اما اگر شهيد «سيدمرتضي آويني» را تنها سازنده برنامه هاي «روايت فتح» بدانيم بسياري از داشته هاي تئوريک در حوزه سينماي متعهد را ناديده گرفته ايم. داشته هايي که وي در شرايطي آن ها را بيان مي کرد که حتي اشاره مختصر به آن، با هجمه هاي متعددي رو به رو مي شد. با اين وجود آقا مرتضي آن ها را گفت . همه شان را گفت. اما با گذشت دو دهه از روزگار «مرتضي آويني» آيا سينما به تعهد خود، درباره انقلاب اسلامي عمل کرده است؟ تاکنون چند فيلم بر پرده سينماهاي ما نقش بسته است که در ظلمات سالن نمايش، فريم به فريم آن آرمان هاي انقلاب اسلامي را بيان کرده باشد؟ پاسخ به اين سوالات اگر نگوييم راحت است بايد بپذيريم چندان هم سخت نيست. اگرچه نمي توان ادعا کرد هيچ آثاري نداشته ايم که در آن از مفاهيم انقلاب اسلامي خبري نباشد يا به اين آرمان ها نپرداخته باشد، اما بياييد انصاف دهيم چندان سخت نيست انتخاب آثاري از سينماي ايران در ۳۲ سال گذشته آثاري که در ميان مفاهيم آن، بتوان ردي از بزرگ ترين انقلاب قرن بيست و يک را هم يافت. تا جايي که اگر ذهن ياري مي کرد به راحتي مي شد تعداد اندک اين آثار را، در همين مجال فهرست کرد. به راستي چرا اين اتفاق افتاده است؟

توقع از سينما

قبل از ادامه بحث اجازه دهيد به اين موضوع مهم اشاره کنيم که آيا اصولا انقلاب اسلامي حقي بر گردن سينما دارد؟ آيا اين توقع که سينما بايد دين خود را به انقلاب اسلامي ادا کند، توقع به جايي است يا نا به جا؟

مقام معظم رهبري در ديدار وزير، معاونين و مديران کل وزارت ارشاد اسلامي در سال ۱۳۷۱ ، درباره اين توقع فرموده اند: " جامعه هنري ما، بايد در تبيين ابعاد اين حقيقت باعظمت، با پديد آوردن کارهاي هنري ارزشمند در همه زمينه ها به ويژه هنر سينما که گوياي ابعاد عظيم اين انقلاب باشد، دين خود را به انقلاب ادا کند." بر همين اساس است که بايد دست اندرکاران اين حوزه پاسخ دهند که تاکنون در اين باره چه کرده اند.

اجازه دهيد اين سوالات را شکل ديگري مطرح کنيم. تاکنون که بيش از ۳۲ سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد،  دست کم بايد ۲ نسل در سينماي انقلاب رشد مي يافت. دو نسل که هم و غم شان در آثاري که توليد مي کنند، صدور انقلاب اسلامي آن هم به زبان سينما باشد. زباني که رهبر معظم انقلاب اسلامي آن را اين گونه توصيف مي کنند: " هنر سينما،... بلاشک يک هنر برتر است؛ يک روايت گر کاملا مسلط که هيچ روايت گري تا کنون در بين اين شيوه هاي هنري روايت يک واقعيت و يک حقيقت، تا امروز به اين کارآمدي نيامده و يک هنر پيچيده و پيشرفته و متعالي- ديدار کارگردانان سينما ، ۱۳۸۵-."چه کرده ايم؟بايد اقرار کنيم که اگر هيچ تعريف ديگري هم براي سينما نداشتيم، همين يک تعريف و نيز آن توقع که معظم له بيان کرده اند، خود به تنهايي نقشه راهي براي سينما محسوب مي شود. با اين وجود آيا براي اين پرسش که تاکنون چند سينما گر براي سينماي انقلاب تربيت شده است، پاسخي داريم؟ آيا به جز چند نام که آن ها هم با توجه به درونيات خود و به برکت دوران دفاع مقدس، گام در حوزه سينماي انقلاب گذاشته بودند، مي توان نام هاي ديگري را هم بيان کرد؟ در دهه 80 شمسي که 20 روز از پايان آن مي گذرد، چند سينما گر در سينماي انقلاب سر برافراشته اند؟

البته پاسخ به اين سوالات برخلاف سوالات ابتدايي خيلي راحت است. به جرات مي توان گفت نه تنها در طول دهه گذشته بلکه سه دهه اي که از پيروزي انقلاب مي گذرد، هيچ نام ديگري به همان معدود نام هايي که همه ما آن ها را مي شناسيم اضافه نشده است. هرچند نبايد فراموش کنيم عمده اين افراد هم حوزه کاريشان سينماي دفاع مقدس بوده است و نه سرشاخه اصلي آن، يعني انقلاب اسلامي.

مسئوليت سينماگران

توقع از سينما را در حقيقت بايد از بدنه انساني آن داشت. جايي که سال هاي متمادي افراد گوناگون اگرچه با عقايد مختلف اما در قالب نام دولت جمهوري اسلامي بر مسند مديريت آن تکيه زده اند. ولي به گواهي آثار بي شماري از سينمايي که برخي نام ابتذال را به آن مي دهند، بايد ادعا کنيم که در اين سال ها ريل گذاري صحيحي براي سينماي ايران انجام نشده است. به بيان ديگري بايد اذعان کرد که اگر از تک آثار سينمايي که بر پايه اعتقادات ديني ساخته شده اند فاکتور بگيريم، چنته سينماي ايران در سي سال گذشته از آثاري که بتوان عنوان انقلابي را به آن ها داد، خالي است. آن هم در شرايطي که رهبري نظام در مطالبه اي از سينما گران فرموده اند: " اهميت فراوان اين هنر و کارآمدي و تأثيرگذاري عميق آن، مسئوليت سينماگران و تمامي دستگاه ها و رده هاي مديريتي مؤثر دراين هنر را کاملا سنگين مي کند- ديدار کارگردانان سينما ، ۱۳۸۵ ."

به دليل بروز چنين نارسايي هايي امروز بايد گفت سينمايي که بايد به طور مستقل، در جهت تعميق بخشيدن به ارزش هاي ديني و انقلابي به کار گرفته مي شد راهي ديگر را پيموده است. راهي که البته براساس همان ريل گذاري هاي غلطي طي شده که دهه هاست درسينماي ايران وجود داشته است. دست يافتن به چنين نتيجه اي چندان کار سختي به نظر نمي رسد. کافيست در ميان آثار سينماي ايران به دنبال فيلم هايي گشت که در آن ها بتوان توجه افکار عمومي و مردم جهان به موضوع ظهور، هدايتگري و آگاهي بخش به جامعه، آرمانگرايي و حق گرايي را يافت. سينمايي استکبار ستيز و کفرستيز که در آن ابتذال و خشونت راه ندارد و مروج ياس و دلسردي نيست. سينمايي هدف دار و جهت دار که در جهت صدور انقلاب اسلامي گام بر مي دارد و در جشنواره هاي خارجي به آن شک و ترديد نگريسته مي شود. اگر اين سينما را يافتيم يعني ريل سينماي ايران بالاخره در مسير صحيح خود قرار گرفته و سينما به تعهد خود دربرابر انقلاب عمل کرده است

امیرحسین یزدان پناه/خراسان.

تاريخ: ۱۳۹۰/۱/۲۱

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.