مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ سه شنبه ۶ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 نگاهي به جايگاه مختار ثقفي در روايات اهل بيت(ع)؛ مرد سياست
مختار بن ابي عبيده بن مسعود بن عمرو ثقفي از قبيله ثقيف بود. پدر مختار ابوعبيده ثقفي از صحابه بزرگ پيغمبر اکرم(ص) و از بزرگ مردان اسلام به شمار مي رفت که جانفشاني ها و دلاوريهاي بي نظيري از خود نشان داد و سرانجام در سال سيزدهم هجرت در ميدان جنگ شهيد شد
مختار بن ابي عبيده بن مسعود بن عمرو ثقفي از قبيله ثقيف بود.
پدر مختار ابوعبيده ثقفي از صحابه بزرگ پيغمبر اکرم(ص) و از بزرگ مردان اسلام به شمار مي رفت که جانفشاني ها و دلاوريهاي بي نظيري از خود نشان داد و سرانجام در سال سيزدهم هجرت در ميدان جنگ شهيد شد. مختار در آن زمان سيزده ساله بود و خواست به ميدان برود و انتقام پدر را بگيرد که عمويش سعد مانع او شد، البته دو برادرش حکم و جبر به ميدان تاختند تا کشته شدند. (فرسان الهيجا، ج 2 ، ص 200 )
مادر مختار، دومه دختر وهب بن معتب از بانوان ارزشمند بود. ابوعبيده از او پنج پسر داشت و دختري داشت به نام صفيه که به همسري عبدا... بن عمر درآمد. او چند بار جان مختار را نجات داد و زني بود که به ملاقات رسول خدا(ص) نايل شده بود. (همان، ص 202 )
علامه مجلسي مي نويسد: مادر مختار- دومه- از زنان با شخصيتي است که سخنور و با تدبير و عاقله بوده است و چون وجاهت و محسنات ديگري هم داشت، او را «دومه الحسناء» لقب دادند، او زني شجاع و بي باک بود و تا زمان شهادت پسرش مختار زنده بود.
يکي از ويژگي هايي که در تاريخ براي مختار ثقفي نام برده شده «کيسان» است. علت اين لقب را چنين نگاشته اند که مختار در کودکي به همراه پدرش خدمت امير مؤمنان رسيد، روي زانوي ايشان نشسته بود و آن حضرت دست لطف و محبت بر سر او کشيده، فرمودند: يا کيس يا کيس يعني اي زيرک! بعضي بر اين اساس اشتباهاً او را به مذهب کيسانيه که قائل به امامت محمد حنفيه بودند نسبت دادند، اما طبري در تاريخ خود و شهرستاني در ملل و نحل گفته اند: مؤسس اين مذهب ابو عمره، آزاد کرده علي(ع) بود. (همان، ج 2 ، ص 202 )
آية ا... خوئي(ره) در معجم رجال الحديث (ج 18 ص 101 ، 102 ) مي نويسد: علت اينکه مختار به لقب کيسان معروف شد، همان فرمايش امير مؤمنان(ع) بود که فرمود يا کيس يا کيس و البته نسبت به مذهب کيسانيه را به مختار بشدت رد مي فرمايد. زيرا اين فرقه پس از وفات محمد بن حنفيه تأسيس يافت، در حالي که مختار قبل از محمد بن حنفيه شهيد شده بود.

اهل بيت(ع)، مختار را تأييد کرده اند

در کتب روايي و تاريخي برخي از فرمايشات اهل بيت و ائمه معصومين(ع) در تأييد مختار نگاشته شده است.
1 - امير مؤمنان(ع) فرمود: چه زود است که خداوند با شمشير انتقام، کساني را که جرم و گناه مرتکب شدند، عذاب کند، همچون انتقامي که از بني اسرائيل گرفت.
سؤال شد: آن کس کيست؟ فرمود: جواني از ثقيف که گفته مي شود نامش مختار بن ابي عبيده است. (بحار ج 10 ، ص 280 )
2 - چونکه مختار سر ابن زياد را به خدمت امام سجاد(ع) فرستاد امام(ع) به سجده افتاد و دعا کرد: خدا به مختار جزاي خير عطا نمايد و سپس فرمود: خدا را شکر که من را زنده داشت تا انتقام خون پدرم را از دشمنان ما درک کنم. (تتمه المنتهي، ص 90 و 91 و بهجة الامال، ج 7 ، ص 4 )
3 - وقتي مختار سر عمر سعد و پسرش حفص را با سي هزار دينار براي محمد بن حنفيه فرستاد، محمد بن حنفيه از ديدن اين دو سر به سجده افتاد و خدا را شکر کرد. آنگاه دستهاي خود را بلند کرده و گفت: خدايا! خدمات مختار را از ياد مبر و او را در مقابل پشتيباني که از خاندان پيغمبر کرده، از اهل بيت پاداش عنايت کن. (مقتل خوارزمي، ج 2 ، ص 222 )
4 - ابوالحکم بن المختار (پسر مختار ثقفي) در حالي که پيرمردي بود در موسم حج امام باقر(ع) را ملاقات و عرض کرد مردم براي پدرم حرفها مي گويند، شما هرچه بگوييد براي من حجت است و حرف، حرف شماست. امام(ع) فرمود: چه مي گويند؟ عرض کرد؛ مي گويند کذاب است؟ امام باقر(ع) فرمودند: خدا رحمت کند پدرت را، مختار همه حق ما را از ظالمان ستانيد، قاتلان ما را کشت و به خونخواهي ما برخاست.
5 - سيد ابن طاووس به نقل از سرير، از امام باقر(ع) نقل کرده که فرمود: دشنام به مختار ندهيد، زيرا او به خونخواهي ما قيام کرد و قاتلان ما را کشت، در ازدواجهاي ما کمک کرد و در زمان عسرت به ما مال فراوان تقسيم کرد. البته در رجال ابن داود از قول امام باقر(ع) آورده که: هرگز و ابداً مختار را دشنام ندهيد. (بهجة الامال، ج 7 ، ص 5 - 8 )
6 - علامه اميني در الغدير مي نويسد: امام سجاد و باقر و صادق(ع) او را بسيار ستوده اند و اين شخصيت و اعمالش هميشه در پيشگاه خاندان پاک پيامبر(ص) مورد سپاس بوده است. (الغدير، ج 2 ، ص 343 )

ستايش مختار از سوي علماي شيعه

در مورد مختار سخنهاي ضد و نقيض بسيار گفته اند، ولي آنچه واضح است که عمده علماي شيعه و اماميه، ايشان را بزرگ شمرده و به پيراستگي ستوده اند، از آن جمله سيد بن طاووس در «رجال»، علامه حلي در «خلاصه»، ابن داود در رجال، ابن نماي فقيه در رساله جداگانه اي به نام «ذوب النضار»، محقق اردبيلي در کتاب «حديقه الشيعه»، صاحب معالم در تحرير طاووسي، قاضي نورا... مرعشي در «مجالس المؤمنين»، شيخ ابوعلي حائري در «منتهي المقال»، کشي در «رجال»، شيخ عبدالرزاق رازي در «نقض الفضايح»، سيد عبدالرزاق مقرم در کتاب «تنزيه المختار»، علامه اردوبادي در رساله خود، علامه مامقاني در «رجال»، علامه سيد محسن عاملي در کتاب «اصدق الاخبار»، دجيلي در کتاب «المختار الثقفي» و ملا علي العلياري التبريزي در بهجة الامال في شرح زبده المقال و آية ا... سيد ابوالقاسم خوئي در معجم رجال ج 18 به طور مفصل از قيام مختار تمجيد کرده اند.
علامه اميني مؤلف الغدير، در نهايت عظمت از مختار ياد مي کند و مي گويد: هر کس بر تاريخ وحديث و علم رجال با ديدي نافذ نظر اندازد، در مي يابد که مختار، در پيشاپيش مردان دين و هدايت و اخلاص است و نهضت بزرگ او جز براي برپا داشتن عدل، از راه بر کندن بنيان کافران و درآوردن ريشه ستم امويان نبوده و ساحت او از آيين کيساني به دور بوده و آن همه تهمت هايي که بر وي بسته اند، راهي به درستي و راستي ندارد و به همين جهت پيشوايان و رهبران بزرگوار ما يعني حضرات سجاد، باقر، صادق(ع) بر وي رحمت آورده اند. (الغدير، ج 2 ، ص 343 )
علامه مقدس اردبيلي در «حديقه الشيعه» مي نويسد: ... در حسن عقيده مختار ترديدي نيست و علامه حلي(ره) او را مقبول شمرده و حضرت باقر(ع) جمعي را که مختار را به بدي ياد مي کردند از اين کار منع فرمود و حضرت صادق(ع) به او رحمت فرستاد، زين العابدين(ع) نيز برايش دعاي خير نموده، پس مختار و امثال او به يقين درجات رفيعه و مراتب عليه خواهند داشت...
آية ا... سيد ابوالقاسم خويي(ره) در مورد مختار معتقد است: در حسن حال مختار همين بس که او با کشتن قاتلان امام حسين(ع) دل اهل بيت پيامبر(ص) را شاد کرد و اين خدمتي بزرگ به ساحت مقدس آنها بود که استحقاق پاداش از جانب آن بزرگواران دارد و از ظاهر بعضي روايات بر مي آيد که قيام او با اذن و اجازه خاص امام سجاد(ع) بوده است.

مذهب مختار اماميه بوده است

صاحب کتاب فرسان الهيجا (ص 242 ، ج 2 ) مي نويسد: مختار در محبت و ولايت خاندان نبوت غرق بوده و از ابتداي زندگي با آنها رفت و آمد داشته است، از محمد بن حنفيه و ابن عباس کسب علم و دانش نموده و پيوسته از حکومت بني اميه ناراحت بوده و در هر فرصتي با آنها مخالفت مي کرده، او شيعه اثني عشري بوده و اعتقادي صحيح داشته است.
معلوم است: اگر کسي مذهب صحيح نداشته باشد، امام معصوم(ع) بر او رحمت نمي فرستد و اين در حالي است که سه امام معصوم بر مختار رحمت فرستاده اند.

مختار نايب امام سجاد(ع) و محمد بن حنفيه بود

عزالدين علي بن اثير در کتاب «تاريخ کامل بزرگ اسلام و ايران» مي نويسد: چون مختار ادعا مي کرد مورد تأييد امام سجاد(ع) و محمد بن حنفيه است، عده اي به نام هاي عبدالرحمان بن شريح، سعيد بن منتقذ، سعد بن ابي سعد، اسود بن جراء کندي و قدامه بن مالک با شتاب به طرف مدينه حرکت کرده خدمت محمد بن حنفيه رسيدند و کسب تکليف نمودند، محمد گفت: به خدا سوگند! پيوسته آرزو دارم از دشمنان ما انتقام گرفته شود به وسيله هر کس باشد.
در اثبات ادعاي مختار بر نيابت امام سجاد(ع) و محمد بن حنفيهنجم الدين جعفر معروف به ابن نما در رساله اش «اخذالثار» مي نويسد: محمد بن حنفيه به هيأت اعزامي گفت: حرکت کنيد برويم پيش کسي که امام بر من و شماست و از او در اين مورد سؤال کنيم. همين که خدمت امام زين العابدين(ع) رسيدند و محمد بن حنفيه جريان ادعاي مختار را به عرض رسانيد، امام(ع) فرمود: عمو جان! اگر غلامي سياه به حمايت از خانواده ما قيام کند بر مردم مسلمان لازم است او را پشتيباني کنند. من اين امر را به عهده شما گذاشتم، هرچه صلاح مي دانيد انجام دهيد.
حقير مي گويد: پس مختار به طور ضمني مورد تأييد امام سجاد(ع) بوده است و پر واضح است با وضع موجود آن زمان و خفقان آل زبير و بني اميه و مصلحت هاي زمان که امام بر حق بايد بر آن اشراف داشته باشد، ايجاب نمي کرد که به صراحت مختار را تأييد کنند، چه بسا پس از شهادت مختار مزاحمتهاي فراوان براي امام(ع) ايجاد مي کردند.
مختار در عين حالي که شجاع، بي پروا، سخاوتمند و قاطع بود، در مقام عبوديت پروردگار هم عابدي نمونه بود. او در انتقامهايي که از شيادان کربلا مي گرفت همواره روزه دار بود، نماز شکر مي گزارد و مي گفت: اين روزه ها براي شکر است، در حالي که هوا هم بسيار گرم بود. حکايت کشتن حرمله قاتل طفل رضيع امام حسين(ع) از اين نمونه است. (بحار چاپ قديم ج 10 ص 278 )
نمونه ديگر، اعتراف همسر شجاع، با وفا و متدين مختار به نام عمره، دختر نعمان بن بشير است که وقتي به دست نيروهاي خبيث آل زبير يعني مصعب دستگير شد و مأمور شد به مختار ناسزا بگويد تا رهايش کنند، با قاطعيت گفت: مرگ که يک بار بيشتر نيست... هرگز لعن نمي کنم و تبري نمي جويم از مردي که فقط اتکايش به خدا بود، روزها را روزه مي گرفت و شبها را به عبادت و نماز مي گذراند و جان خود را در راه خدا و رسول خدا تقديم کرد.
تاريخ: ۱۳۸۹/۱۲/۲

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.