مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ سه شنبه ۶ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 هنر اسلامی ؛انعكاس هستی پیش از انعكاس طبيعت
دکتر عليرضا باونديان، استاديار دانشكده هنر دانشگاه فردوسی مشهد است. معرفی دکتر باوندیان در چند خط کار بسیار دشوار و تقریبا غیرممکنی است چرا که سراغ او را در جاهای بسیاری می‌توان گرفت. در کمیته علمی جشنواره فرهنگی هنری امام رضا(ع)، در شورای فرهنگ عمومی استان خراسان رضوی و یا در دفتر تأسیس دانشکده هنر دانشگاه فردوسی مشهد
دکتر عليرضا باونديان، استاديار دانشكده هنر دانشگاه فردوسی مشهد است. معرفی دکتر باوندیان در چند خط کار بسیار دشوار و تقریبا غیرممکنی است چرا که سراغ او را در جاهای بسیاری می‌توان گرفت. در کمیته علمی جشنواره فرهنگی هنری امام رضا(ع)، در شورای فرهنگ عمومی استان خراسان رضوی و یا در دفتر تأسیس دانشکده هنر دانشگاه فردوسی مشهد.

گاهی فقط نمایشنامه‌هایی مذهبی برای رادیو مشهد نوشته و گاهی نمایش‌هایی مثل «فریاد بی‌صدا»، «بادواران»، «مازالاق»، «نماز ِخون» و ... را علاوه بر نوشتن، کارگردانی هم کرده است.
فعالیت‌های اجرایی بسيار این همشهری از مجال این نوشته خارج است، اما بد نیست بگوییم که مقالات و پژوهش‌های بسیاری از وی در زمینه‌های هنری و دینی در مجلات و سمینارهای معتبر کشور ارائه شده‌ است. او همچنین کتاب‌های «بربال کبوتران»، «از بهار تا بهار»، «آیا خورشید دوباره می‌آید؟»، «هنر مفهومي»، «جلوه‌هایی از هنر و تمدن اسلامی»‌(پژوهش برترسال 81 خراسان)، «حکمت هنراسلامی»، «تأملات فرهنگی و هنری»، «ریشه‌ها و شیوه‌های طنز فاخر در فرهنگ مکتوب ایران‌اسلامی» و ... را به چاپ رسانده است. تاملات و تحقیقات بسیار ایشان در زمینه هنر اسلامی و مظاهر آن، ما را بر آن داشت تا در خطوط زیر روبه‌رویش بنشینیم و گفتگویی داشته باشیم:
آقای دکتر باوندیان به‌طور خلاصه بفرماييدكه اصولا می‌توانیم هنر اسلامی را از منظر محتوا تعریف کنیم؟
هنراسلامي‌؛ هنري است كه عنصر سازنده‌اي از انديشه اسلامي در آن وجود داشته باشد، مانند آهنگ‌هاي قرآني و معماري اسلامي. هنراسلامي بر مبناي انديشه قرآني بنا شده است؛ اين انديشه، همان انديشه جاودانگي خداوند و فناي موجودات و كائنات است؛ «وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ»( و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند- آیه ۲۷ الرحمن)هنراسلامي به تأسي از قرآن دوام و بقاي هرچيزي را به مشيت و اراده خداوند مرتبط و متصل مي‌داند و البته اوجی را برای انسان در نظر گرفته است به نام «شهود».
اصولا موضوعات هنر و زيبايي‌شناختي تنها يك پديده عيني و خارجي نيست بلكه احساس زيبايي و درك نمودن آن در فطرت دروني و خاطره‌هاي ازلي ِجمال‌دوستي آدمي نهفته است و صرفا به جهان بيروني باز نمي‌گردد؛ يعني به قطب درون‌ ذاتي ِزيبايي ربط پيدا مي‌كند؛ پس اصل هنر و زيبايي در درون ماست، نه در صورت فيزيكي و ساختمان خارجي هنر.
هنر؛ مبتني بر نوعي معرفت باطني است كه سرچشمه‌اي آسماني دارد. هنر كه سراپا زيبايي و آفرينندگي است، با نوعي خودآگاهي عرفاني و شهود دروني پيوند وثيق دارد. هنرمند آنچه را در جمال ِهستي شهود مي‌نمايد، با زبان و قالب هنر، به تبيين مي‌نشيند. در اينجا بيان بي‌دغدغه عين طبيعت مورد نظر نيست. اين مهم در هنراسلامي، كه آبشخور محتوايي خود را از آموزه‌هاي قرآني دارد‌، به ناب‌ترين شكل خود جلوه‌گر مي‌شود. براي همين است كه هنراسلامي بيش و پيش از آنكه به دنبال انعكاس طبيعت باشد، به دنبال انعكاس هستي است.
منظورتان چيست، چه تفاوتی میان طبیعت و هستی قائلید؟
طبيعت، عالم كثرت و جزئيات است در‌حالي‌كه هست، ثابت و مطلق است. همه عظمت هستي، معطوف به همين حقيقت بي‌نظير است. اما اين بدان‌معني نيست كه هنر اسلامي از طبيعت چشم بردارد. او طبيعت بين است اما طبيعت‌گرا نيست. هنر اسلامي با واسطه طبيعت به هستي پل مي‌زند و با دگرگون‌سازي موقت منطق مادي طبيعت، دنياي ناديدني معقول را در مطلوب‌ترين شكل ممكن متجلي مي‌سازد. اين درك وجود است كه ذاتا شهودي است و هنر اسلامي از آنجا كه با وجود در رابطه‌اي انسي و تمام عيار است از همان ابتدا، كار خود را با شهود آغاز مي‌كند. به نظر بنده در ميان تعريف‌هايي كه از هنر صورت گرفته، تعريف «بِنِدِتوكِروچه» به نفس هنر اسلامي نزديك‌تر است زيرا او ماهيت هنر را گونه‌اي شهود معرفی می‌کند.
شما می‌دانید که رسیدن به درجه شهود، گذر از مرز زمان و مكان، ‌شكستن تعینات مادی و رهایی از فرم‌ها و قالب‌های ظاهری‌، آن‌چنان چیزی نیست كه هر فرد مسلح به ابزار بینایی قادر به درك و فهم آن باشد‌. یعنی اینكه عین و بصر از ادراك این نور عاجز است و این مقوله در حوصله قوه بینایی و معاینه چشم نمی‌گنجد. به‌طور مثال «ابوعبيده» در «لسان العرب وتاج‌العروس» درباره آيه «شَهِدَ ا.. أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلاَئِكَةُ وَ أُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»(ا... حکم کرد و فرشتگان و دانشمندان نيز که هيچ خدايی بر پای دارنده عدل جز او نيست خدايی جز او نيست که پيروزمند و حکيم است - آیه 18 آل‌عمران) مي‌گويد: «شهد ا... يعني خداوند حكم كرد كه معبودي جز او وجود ندارد، خداوند از حقيقت آن خبر دارد و آن را بيان كرده است. چون شاهد همان عالمي است كه علمش را بيان و آشكار مي‌كند‌، و خداوند به جميع آنچه كه خلق كرد به توحيد و يگانگي‌اش دلالت دارد؛ پس بيان داشت كه احدي قادر نيست حتي يك شي از آنچه كه به وجود آورده است‌، به وجود آورد.» درباره اين آيه، شگفت‌تر و بديع‌تر، مطلبي است كه «راغب» گفته است؛ «پس شهادت خداوند به وحدانيت خود‌، آفرينش همان چيزهايي است كه در جهان و درون ما بر وحدانيت او دلالت مي‌كند.»
در این میان به نظر شما مهم‌ترین خصوصیتی که هنر اسلامی را از هنر در ادیان دیگر متمايز مي‌كند، چیست‌؟
هنراسلامي‌، آيه‌نگر و مُسبّح است‌. هنرمند هر يك از نشانه‌هاي فراسوي خود را بسان آينه‌اي مي‌يابد كه مجلاي جمال حضرت خالقند. هيچ يك از اين آيه‌ها و آينه‌ها نفسا واجد ارزش نيستند؛ ارزش آن‌ها همه به تصويري است كه برمي‌تابند. همه نشانه‌ها روي به جانب آن بي‌نشان دارند؛ و نيز همه شناور در تسبيح و تقديس اويند. بي‌سبب نيست كه همه اجزاي آثار هنر اسلامي با هدف شناور‌سازي مخاطب در فضاي عبادي به وجود آمده‌اند. در اين وادي هرگز هيچ جزئي بر جزء ديگر تفوق ندارد و همه با حركتي يك‌آهنگ‌، برآنند تا حقايق وحياني را در زيباشناسانه‌ترين گونه ممكن در خاطره‌هاي حقاني مخاطب جلوه‌گر سازند.
هنرمند در اين مقام متصف به صفت حضرت حق‌تعالي است. «وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ»( او آن كسي است كه آسمان‌ها و زمين را به حق آفريده است و هر وقت مي‌گويد: باش! پس مي‌شود. سخن او حق است و مالكيّت از آن او است، در آن روزي كه در صور دميده شود. داناي آشكار و پنهان است و او حكيم آگاه است. - آیه 73 انعام) در اينجا هنرمند به گونه‌اي شهيد تلقي مي‌شود زيرا به شهود حقيقت مي‌پردازد ؛ وي از تعينات نازل اين جهاني روي برمي‌تابد و به كنه امور روي مي‌كند.
به گفته ارنست کونل «در وادي هنر اسلامي، اشتراك در معتقدات ديني تأثيري قوي‌تر از آنچه در دنياي مسيحيت وجود دارد بر فعاليت‌هاي فرهنگي ملل مختلف داشته است.» اشتراك در مذهب باعث شده تا برروي اختلافات نژادي و سنن باستاني ملت‌ها پل بسته و از فراز آن نه تنها علايق معنوي بلكه حتي آداب و رسوم كشورهاي گوناگون را به طرز حيرت‌انگيزي در جهت روشن و مشخصي هدايت نمايند. چيزي كه بيش از همه در اين فعل و انفعال جهت ايجاد وحدت و پاسخ به جميع مسائل زندگي قاطعيت داشت، قرآن بود. انتشار قرآن پيوندي به وجود آورد كه تمام دنياي اسلام را به هم مربوط ساخت و عامل مهمي در خلق هر نوع اثر ديني گرديد. براساس آموزه‌هاي قرآني، دوستداری جمال و زیبایی، از صفات حضرت باریتعالی است‌. هیچ موجودی نیست مگر آنكه مشهدی از مشاهد زیبایی و جمال است‌. هنر نزد مسلمانان از مفهوم عام و جهانی «ا... جمیل و یحب الجمال» سرچشمه گرفته است. مسلمانان با الهام ارجمند از همین مفهوم عام‌، چیره‌دستی و ذوقي پالوده در گونه‌های مختلف هنر از خود نشان داده‌اند. آنان خود را معطل فقط وجه زيباشناسانه آثار هنري نمي‌كردند بلكه مي‌كوشيدند تا سودمندي را هم چاشني آن سازند. اين همان نکته ارزنده‌اي است كه از آن به «حُسن» تعبير مي‌شود.
در پایان، بفرمایید كه آیا تنها تأسی به قرآن برای هنراسلامی کفایت می‌کند‌؟
هنراسلامی به عنوان عالی‌ترین جلوه تأسي هنرمندانه به قرآن‌، همیشه به موازات برآورده‌سازی حاجات آفاقی و این‌جهانی مخاطبان خود به نیازمندی‌های انفسي‌، فطری و معنوی ایشان نيز اندیشیده است. آرامش و استعلا از مهم‌ترين مطالبات روح انسان بوده است. همه خلاقيت‌هاي ارزشمند انساني در بستر آرامش شكل مي‌گيرد. به كارگيري هوشمندانه نور‌، رنگ‌، بافت و فرم در ابعاد مختلف تزييني بناها با رويكرد به گسترش دامنه آرامش باطني مخاطب به وقوع مي‌پيوندد. گفتگو با شريف‌ترين نقطه عالم وجود‌، نيازمند به حضور در شريف‌ترين مكان است. وقتي در قرآن بر نماز به عنوان والاترين جلوه عبادي وجود انسان تأكيد مي‌شود‌، هنراسلامي نيز ثقل تحرك و تعالي و تلولو خود را بر همين مهم مي‌گذارد‌. قرآن مجيد مي‌فرمايد«اِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلوَاةَ لِذِكْرِي»(منم من خدايى كه جز من خدايى نيست پس مرا پرستش كن و به ياد من نماز برپا دار – آیه۱۴ طه) يا «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ»(آنان که به غيب ايمان می‌آورند و نماز می‌گزارند ، و از آنچه روزي‌شان‌، داده‌ايم انفاق می‌کنند- آیه 3 بقره)
بر پايه توصيه‌هاي مكرر قرآني مبني براقامه نماز و اهميت ياد مستمر حضرت حق‌تعالي است كه هنر اسلامي به معماري‌ – آن‌هم معماري مساجد‌– تا به اين حد بها مي‌دهد. اين توجه تا آنجاست كه معماران دوران اسلامي، فرآيند ساخته‌شدن مسجد را فرآيندي اعتقادي مي‌دانستند پيش از آنكه از آن به مثابه مهارت ياد كنند. احساس و استنباط آنان اين بود كه خانه دل مي‌سازند‌. استحكام اعتقادي بناهاي ايشان تا آنجا بود كه خود را فراموش مي‌كردند و همه تن، بصيرت مي‌شدند. افزايش خود خواسته شعف عبادتگري در هنگامه ورود به مسجد، همان غايتي بود كه معماران از بناي مساجد در سر مي‌پروراندند. ترجيح برگزاري نماز در يك مسجد‌، شكل‌گيري خانه حضرت محمد‌(ص) در مدينه به عنوان نخستين مسجد اسلامي‌، پرهيز از بازنمايي موجودات زنده و تثبيت قرآن در مقام ارجمندترين منبع معارف اسلامي‌، ازمهم‌ترين عناصري بودند كه در شكل‌گيري هنراسلامي موثر افتادند
به نقل از روزنامه شهرآرا.
تاريخ: ۱۳۸۹/۱۱/۸

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.