مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ يکشنبه ۱۹ مرداد
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
یک مبلغ هنرمند:
 دين و هنر همزاد و از يك ريشه‌اند
دين و هنر همزاد و از يك ريشه‌اند،گفتگو با حسينعلي عنابستاني؛ روحاني داستان‌نويس مشهدي كمتر كسي از اهالي ادبيات داستاني، داستان‌نويسي در كسوت روحانيت سراغ دارد
كمتر كسي از اهالي ادبيات داستاني، داستان‌نويسي در كسوت روحانيت سراغ دارد، با اين حال اين امر غيرممكن نيست. در همين مشهد خودمان داريم طلبه‌ها و روحانيون علاقه‌مند به اين حوزه كه اگرچه شمار آن‌ها اندك است اما به هر حال هستند و سابقه قابل قبولي هم دارند.حسينعلي عنابستاني، شايد با سابقه‌ترين روحاني داستان‌نويس مشهدي باشد. وي كه در سال 1345 در مشهد به دنيا آمده، سال‌هاست در زمينه داستان‌نويسي قلم مي‌زند. دستاورد آن چاپ آثار در نشرياتي چون خراسان،‌ قدس و جمهوري اسلامي و انتشار دو كتاب «مجسمه آزادي»(مجموعه داستان) و «دختر جوان و حقيقت‌ پنهان»(داستان بلند) است. عنابستاني،‌ دو كتاب ديگر نيز با عنوان «سفري به آن طرف دنيا»(سفرنامه برزيل) و «نگاهي گذرا به زندگي استاد اخلاق،‌ حاج آقاي واله»(شرح حال) زير چاپ دارد.

با توجه به فضاي غالب داستان‌هاي حسينعلي عنابستاني كه در طبقه ادبيات موسوم به ارزشي قرار مي‌گيرد، گفتگوي ما با ايشان نيز بر محور همين‌گونه از ادبيات صورت گرفته است. با هم مي‌خوانيم:
اگر موافقيد اين گفتگو را با شرح اجمالي از ورود شما به عرصه داستان‌نويسي آغاز كنيم؟
علاقه به ادبيات از دوران نوجواني در من وجود داشت و حتي زماني كه وارد حوزه علميه شدم، مطالعات ادبي خود را حفظ كردم. اين در حالي بود كه در آن فضا از خواندن ادبيات و به‌ويژه رمان ممانعت به عمل مي‌آمد. من مجبور شدم براي خواندن «جنگ و صلح» با وجود اينكه استاد با شخصيت و محترمي داشتيم، روي جلد اين كتاب را روزنامه بكشم. دليل اين امر هم اين بودكه در حوزه، آشنايي با ادبيات داستاني وجود نداشت. به هر حال اين علاقه به حدي بودكه مثلا يك شب كه در خانه تنها بودم چنان مجذوب مطالعه «بينوايان» شده بودم كه وقتي به خود آمدم ديدم دارند اذان صبح را مي‌گويند.
بعدها وارد حوزه هنري مشهد شدم و در جلسات نقد داستان آن زمان فعاليت خود را با نوشتن داستان پيگيري كردم؛ جلساتي كه در آن كساني چون سعيدسهيلي، احمد كاوري، جواد اردكاني، حميدرضا فردوسي، سعيد عاكف و رضا خسروي حضور داشتند. آن زمان افزون بر داستان‌هايي كه در نشريات به چاپ رساندم در صفحه «گفتم گفت» نشريه توس نقدها و مطالبي پيرامون ادبيات دفاع مقدس مي‌نوشتم. سالي كه امام فوت كردند، به فرمايش مقام معظم رهبري سنگ‌بناي اوليه كنگره شعر و قصه حوزه در دانشگاه علوم اسلامي رضوي گذاشته شد. در اين كنگره كه از جمله بنيانگذاران و اداره‌كنندگان آن سيدمحمد‌حسيني، ضياءالدين شفيعي و عليرضا قزوه بودند، غالب آثار داستاني من مقام مي‌آورد. در سال 1375 مسابقه‌اي ادبي ميان برگزيدگان سال‌هاي قبل برگزار شد كه باز داستان معروف من «تپه‌اي كه لخت است و خاكستري‌رنگ» مقام نخست را آورد. اين كنگره كه اكنون باعنوان «هنر آسماني» فعاليت مي‌كند توفيقي را براي من به دنبال داشت و آن رسيدن به حضور مقام معظم رهبري بود. حجت‌الاسلام زم من را به عنوان طلبه‌اي كه در ميان 14كشور جهان اسلام مقام اول را به‌دست آورده، خدمت رهبري معرفي كردند. نشانه‌هاي خوشحالي آقا از اينكه من، هم از حوزه مشهد بودم و هم داستان‌نويس در سيمايشان پيدا بود و حتي داستان‌هايم را گرفتند و گفتند كه حتما مي‌خوانند. در همين زمان به دست ايشان ملبس شدم.
به نظر شما اصولا مي‌توان نگره‌اي كه داستان را به دو گروه ارزشي و غيرارزشي تقسيم مي‌كند، موجه دانست؟
ما در حوزه هنر يك ساختار داريم و يك پيام. بحث از اينجا وارد مي‌شود كه در ادبيات يكي از اين دو را اصل بدانيم. مثلا بعضي‌ها در اين ميان خلط‌مبحث كردند و اثر ادبي را يا ساختاري معرفي كردند يا ارزشي و داراي پيام؛ در حالي كه به نظر من يك اثر هنري نمي‌تواند از ساختار دور باشد و همچنين هيچ اثري بدون پيام نيست چراكه پشت هر سخني، انديشه‌اي قرار گرفته است. بنابراين به اعتقاد من اين بحث چندان بحث جدي‌اي نيست كه ميان ادبيات ارزشي و غيرارزشي تفكيك قائل مي‌شود.
پس چرا اصلا چنين مسئله‌اي عنوان مي‌شود؟
ببينيد؛ در حقيقت اين نگاه ماست كه بايد عوض شود. غير از داستان خيلي چيزهاي ديگر هم هست كه احتمالا از ديد ما بي‌ارزش اما برآمده از نگاهي منطقه‌اي و محدود است. اگر بخواهيم جهاني بينديشيم و بنويسيم با چنين نگاهي ره به جايي نمي‌بريم. نگاه نويسندگان غرب شايد از ديد ما ارزشي نباشد ولي در ميان خود آن‌ها اين‌گونه نيست. نويسنده بزرگي مثل ويكتور هوگو اثر جهاني «بينوايان» را خلق كرده است؛ طبيعتا ما او را از ديد انديشه ديني قبول نداريم اما نمي‌توانيم نويسنده‌اي غيرارزشي بدانيم. شخصيت خيالي ژان والژان او در انقلاب فرانسه تاثيرگذار بوده تا جايي كه سنگ يادبودي براي او تهيه كردند و هر سال بر سر قبر خالي‌اش گل مي‌گذارند.
به انديشه ديني اشاره داشتيد؛ ارزيابي شما از كيفيت يا امكان رابطه دين و هنر چيست؟
به باور من، دين و هنر همزاد و از يك ريشه‌اند و ميوه‌ها‌يشان قابل تفكيك نيست. نويسندگان و هنرمندان و هم‌دينداران، هيچ يك در محدوده حسي باقي نمانده‌اند بلكه از ظاهر به باطن راه برده‌اند. بنابراين دينداران را مي‌شود گفت هنرورانند و هنر پلكان دينداري است.
علم تنها با لايه‌هاي رويين و سطحي خلقت و فلسفه با نگاهي كلي‌گرايانه به هستي سروكار دارد اما هنر نگاهي ظريف به زندگي دارد. از اين روي وقتي هنرمند نويسنده ديدي متفاوت به روابط آدم‌ها دارد، همين نگاه او را از ديگران متمايز مي‌سازد. تعامل دين و هنر بيش از تعامل دين و علم و نيز بيش از تعامل هنر و علم است. بده‌بستان‌هاي دين و هنر چندان فراوانند كه گاه تفكيك آن از هم دشوار است.
به عنوان يك روحاني،‌ فكر مي‌كنيد تعامل حوزويان با هنر چگونه بايد باشد؟
در اينجا ذكر دو مطلب بايسته است؛ نخست اينكه هنر گفت و شنود انسان‌هاست، در حقيقت رابطه جان‌هاست و نه ارتباط چهره‌ها و رنگ‌ها و نژادها و ملت‌ها و مرزها. پس هنر همچون دين مرز و اقليم نمي‌شناسد، در چارچوب زمان و مكان محدود نمي‌ماند و عرب و عجم و ترك و رومي و خاور و باختر نمي‌شناسد. با اين نگاه است كه معتقديم روحاني هنرمند نبايد در مرزبندي‌هاي خودساخته بماند و از ديدن و شنيدن و خواندن آثار اصيل هنري خود را محروم كند.
از سويي حوزويان در عرصه هنر تنها به برخي ساحت‌هاي هنري رويكرد نشان داده‌اند كه سرآمد آن شعر است. در ديگر وادي‌هاي هنر يا حوزويان وارد نشده‌اند و يا موفقيت چنداني نداشته‌اند كه در اين ميان داستان كوتاه و رمان چندان در گردونه تجربه حوزويان قرار نگرفته است. قصه در متون ديني بسيار ديده مي‌شود، به‌خصوص در قرآن كه سرآمد قصه‌هاي آن قصه يوسف(ع) است.
يكي از تكنيك‌ها و شگردها در داستان مدرن، استفاده از مجازهاي تصويري يا مقارنه‌هاي بصري است. نويسندگان بزرگ دنيا در آثار خود از اين ساختار بهره مي‌برند و به خدمت گرفتن همين عناصر و تكنيك‌هاي مدرن ادبيات داستاني است كه آثار هنري را در جهان سخت منطق‌گرا و پيچيده كرده و باعث لذت انسان از خواندن آن مي‌شود. قصه يوسف(ع) در قرآن از بهترين مظاهر به خدمت گرفتن مجازهاي تصويري است. در اين شيوه ما تصويري را كنار تصوير ديگري مي‌نشانيم تا تصويري فراتر از دو تصوير منفرد به مخاطب ارائه دهيم.
در اينجا احتمال لغزش نويسنده به شعارزدگي وجود دارد؛ از سوي ديگر كم پيش مي‌آيد كه يك داستان به اصطلاح متعهد، جذاب هم باشد. نظر شما در اين‌باره چيست؟
به هر حال نويسنده متعهد در حقيقت بازتاب‌دهنده آرمان‌ها، سياست‌ها، روش‌ها و واقعيت‌هاي جامعه است. اينكه چنين رويكردي به شعارزدگي مي‌انجامد يا نه؛ در حال حاضر پاسخ مستندي برايش ندارم. اما در پاسخ به بخش دوم پرسش شما بايد گفت كه به اعتقاد من، نويسنده و هنرمند دو كار پيش رو دارد؛ روايت هنري و ديدن هنري. گاه نويسنده چيزي را مي‌بيند و با هنر خود روايت مي‌كند كه چيز خاصي نيست و همه آن را مي‌بينند. گاهي چيزي روايت مي‌شود كه ديگران هنر ديدن آن را ندارند.
اگر كسي دست به آفرينش يك اثر هنري بزند اما ديد هنري نداشته باشد و نگاهش يا روايتش هنرمندانه نباشد، مخاطب نخواهد داشت. متاسفانه بسياري از آثاري كه با درونمايه‌هاي مذهبي يا ديني خلق شده، براي فرار از ادبيات كلاسيك امروز يا ادبياتي كه سرآمد آن در غرب است به مصيبت بزرگ‌تري گرفتار گرديده است. اين آثار خالي از هنر شده‌اند و نتوانسته‌اند از ساخت‌هاي هنري استفاده كنند و چون از هنر و ساختار و فرم و تكنيك بهره نبرده‌اند با وجود داشتن درونمايه بسيار قوي نتوانسته‌اند مخاطب را جذب كنند.
مي‌توانيد نمونه‌هايي موفق را نام ببريد؟
«ريشه در اعماق» نوشته ابراهيم حسن بيگي، مثال مناسبي در اين زمينه است. در روايت اين رمان كه در حال و هواي جنگ و دفاع مقدس مي‌گذرد هرگز گفته نمي‌شود كه آيا قهرمان به معشوقه‌اش مي‌رسد يا نه ولي با وجود اين مخاطب ماجرا را پيگيري مي‌كند و فصل به فصل رمان را پيش مي‌برد.
خود من هم در «دختر جوان و حقيقت پنهان» در پس عشقي پاك حرف‌هاي ديگري زده‌ام ولي داستان به‌گونه‌اي روايت مي‌شود كه مخاطب آن را دنبال كند و بخواهد از سرانجام گرفتاري‌هاي قهرمان آگاه شود. اما اين كتاب شما چنانكه بايد مطرح نشده است؟!
البته چاپ اول كتاب تمام شده است. بله، اگر منطقي پشت يك كلام باشد، از آن كلام دفاع مي‌كند اما قسمت ديگر قضيه، بحث تبليغات است. كار ما طلبه‌ها ايجاب نمي‌كند وارد عرصه تبليغات شويم بلكه اين كار شما روزنامه‌نگاران است. از اين گذشته مگر ما چند روحاني داستان‌نويس آن هم در مشهد داريم؟
تاريخ: ۱۳۸۹/۱۱/۴

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.