مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ سه شنبه ۶ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
خديجه زمانيان :
 عکاسي آييني؛ نيايشهاي عکاسانه
رسول اوليازاده رئيس خانه عکاسان ايران است. براي گفتگو به سراغ او رفتيم تا پيرامون عکاسي و آنچه دغدغه اوست، يعني «عکاسي آييني»، گفتگويي انجام دهيم.
رسول اوليازاده رئيس خانه عکاسان ايران است. براي گفتگو به سراغ او رفتيم تا پيرامون عکاسي و آنچه دغدغه اوست، يعني

«عکاسي آييني»، گفتگويي انجام دهيم. اگر به هنر عکاسي بخصوص عکاسي آييني علاقه منديد، گفتگوي امروز صفحه هنر را بخوانيد.
* آقاي اوليازاده، چطور شد که عکاس شديد؟
من عکاسي را با انقلاب شروع کردم. توي شهر شما (مشهد) هم عکاسي مي کردم. اولين باري که دوربين دستم گرفتم تا عکاسي کنم، راهپيمايي ملي روز تاسوعاي مشهد سال 57 بود. بعد از 17 شهريور به تهران آمدم و بعد با دوستاني که داشتم، مثل مرحوم رسول ملاقلي پور، شروع به عکاسي کرديم . در کنار عکاسي، شيمي عکاسي را آموختم تا بتوانم مشکلات چاپ عکس را خودم برطرف کنم و توي خانه خودم، عکسها را چاپ کنم، چون آن موقع ترس از لو رفتن عکسها و افتادن دست آدمها زياد بود و لابراتوارهاي بيرون زياد امنيت نداشت. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي سعي کردم علمي تر با عکاسي برخورد کنم و به همين خاطر سعي کردم شيمي عکاسي، فيزيک عکاسي و خود عکاسي را به طور جدي تر، علمي تر و تجربي تر ياد بگيرم. در سال 59 وارد عرصه حرفه اي عکاسي شدم و به عنوان يک عکاس خبري شروع به فعاليت کردم. بعد از باز گشايي دانشگاهها و مسايل انقلاب فرهنگي به

دانشگاه مراجعه کردم و در رشته نقاشي شروع به تحصيل کردم و فوق ليسانس نقاشي و گرافيک را گرفتم، در دو زمينه يا شايد سه زمينه کار مي کردم از عکاسي و گرافيک براي امرار معاش و به صورت کار رسمي و حرفه اي استفاده مي کردم و براي دلم نقاشي مي کشيدم و نمايشگاههاي نقاشي خوبي را هم در سال 69 و سالهاي بعد برگزار کردم. گرايش من به سمت عکاسي خبري بود، اما به طور نامنظم و جسته وگريخته ژانرهاي ديگر عکاسي مثل تبليغاتي، مستند اجتماعي و جنگ را هم کار مي کردم، اما دغدغه اصلي من عکاسي آييني بود که با موضوعات مختلف مراسم آييني عکس هاي زيادي گرفتم و تکميل اين ماجرا با عکاسي از مراسم حج و عتبات عاليات بود که اين گونه عکاسي به يک شکل منسجم تري رسيد.
* چرا از ميان انواع مختلف عکاسي، عکاسي آييني را انتخاب کرديد؟
** ببينيد، وقتي که يک عکاس مي خواهد اثري روي مخاطب بگذارد بايد موضوعاتي را به کار بگيرد که هم دامنه گسترده اي داشته باشد وهم اثرگذاري بيشتري داشته باشد. ما در جامعه اي زندگي مي کنيم که از زمان طفوليت با مسايل مذهبي مانوس هستيم، همه زندگي ما رنگ زيباي مذهبي به خودش گرفته و به خاطر همين من فکر مي کنم خلق اثر هنري در اين زمينه مي تواند اثرگذاري بيشتري داشته باشد.
* پس شما بيشتر به خاطر تأثيرگذاري اين نوع عکاسي به اين ژانر توجه کرديد؟
** نه، دغدغه خودم بوده، اما من نمي توانم براي خودم عکس بگيرم و عکسهايم را آرشيو کنم. براي يک هنرمند دغدغه شخصي يک طرف قضيه است و ارائه و به نمايش گذاشتن آنها براي مخاطب، وجه دومش است. من اگر هزارها فريم عکاسي کنم، اما در اختيار بازديد کننده اي قرار ندهم، چه اثري خواهد داشت؟ به همين خاطر يک هنرمند موقعي مي تواند مطرح باشد که عکسهايش ارائه شده باشد و در جامعه نقد و بررسي شود تا بتواند دو چيز را اصلاح کند، يکي روند حرکتي خودش را و دوم روند تأثيرگذاري آثارش را.
* چه تعريفي از عکاسي آييني ايراني داريد.صرف اينکه نمادهاي مذهبي توي عکس باشد، کافي است يا بايد يک حس را منتقل کند؟
** ما بايد ببينيم آيين و مذهب از ما چه مي خواهد. مي خواهد که ما کارهاي خارق العاده و خاص انجام دهيم يا نه، خيلي لطيف و البته ظريف به مسايل نگاه مي کند. اسلام مي آيد انسانها را بسازد و انسانها بايد جوامع را بسازند. مثلاً اگر بخواهيم يک عکس قرآني بگيريم، آيا نشان دادن اينکه يک نفر مي خواهد قرآن بخواند، عکس قرآني است؟ اين لايه رويي و ظاهري کار است، در حالي که قرآن آمده که انسان بسازد. در عين حال اگر شما ببينيد سوژه عکسي جواني است که دست نابينايي را گرفته و مي خواهد او را به سلامت از خيابان عبور دهد، عکس قرآني نيست؟! اين يک عکس قرآني است، چون جواني که اين کار را کرده از قرآن و تعاليم ديني تأثير گرفته و دارد به آدمهاي اطرافش خدمت مي کند. به همين خاطر عکاس نبايد به دنبال المانهاي ظاهري باشد، بلکه بايد از انسانهايي که در اين مکتب ساخته شدند و کارهاي مؤثر و مطلوب را انجام مي دهند، عکس بگيرد. به اين صورت ما مي توانيم به عکاسي آييني نزديک شويم.
* در حال حاضر جشنواره هاي زيادي با موضوعات آييني برگزار مي شود و حتماً به عنوان داور، نگاه آدمهايي را که توي اين جشنواره ها شرکت مي کنند، ديده ايد. فکر مي کنيد جشنواره ها توانسته اند نگاه عکاسان جوان را به اين تعريفي که شما از عکس آييني کرديد، نزديک کنند؟
** اهداف برگزارکنندگان، اهداف خوبي است، اما مسيرهايي که انتخاب مي شود مسيرهاي درستي نيست. اولاً تب برگزاري جشنواره و مسابقه را در شرايط فعلي بايد عالمانه و عاقلانه کنترل کرد. چون ممکن است نوع برخورد غير اصولي ما باعث شود ما به اصل ماجرا آسيب برسانيم. مطلب بعدي اين است که برگزار کنندگان بايد تعريف درستي از عکس آييني در فراخوانها ارائه دهند که بر اساس آن بتوانيم عکس هاي درستي را دريافت کنيم، چون توي اين جشنواره ها حتي صورت مسأله براي خودشان هم شفاف نيست، چه برسد به فردي که بخواهد براي اين ماجرا عکس بفرستد و در اين مسابقه شرکت کند. ببينيد فردي که مي رود توي مراسمي و مي خواهد از مراسم مذهبي عکاسي کند يک موقعيت معنوي را از دست داده است. او به جاي فيض بردن از مراسم، دوربينش را برداشته و رفته توي آن مراسم و از اين مراسم عکاسي کرده و خودش را از اين فيض محروم کرده، اما توانسته آثاري را خلق کند که آن آثار، اثرات بيشتري را روي مردم بگذارد تا بتواند ديگران را به فيض برساند. در حقيقت آن عکاس دارد نيايش مي کند، مثل همان افرادي که توي آن مراسم هستند. من اسم اين لحظه ها و سوژه هاي عکاسي را مي گذارم نيايشهاي عکاسانه. به همين لحاظ ما بايد با برگزاري اين جشنواره ها و مسابقات دو تا کار بکنيم، يکي اينکه برگزاري جشنواره ها را هدفمند کنيم که بتوانيم اثرات مطلوبي را، هم روي مخاطبان و هم روي نگاه عکاسان داشته باشيم. مطلب دوم اينکه ما بتوانيم با يک برنامه ريزي هدفمند، برگزاري اين مسابقات را سامان دهي کنيم، چون ازدياد اين مراسم اثرات نامطلوبي در جامعه خواهد داشت.
* سؤال اصلي من اين بود که خود کساني که در جشنواره ها شرکت مي کنند نگاهشان به اين تعريف و آرماني که شما مي گوييد، نزديک شده است؟
** عده اي هستند که در اين مراسم، هدفمند شرکت مي کنند. عده اي هم به هر طريقي وارد اين مقوله مي شوند و عکاسي مي کنند. من احساسم اين است که اگر ما بر هدفمند برگزار کردن مسابقات تاکيد داشته باشيم مي توانيم افرادي، که بي هدف در اين مراسم شرکت مي کنند را، به غايت نهايي نزديک کنيم.
* پس هنوز اين جشنواره ها به تعريف شما نزديک نشده اند؟
** نه تا به اين جا برسند، هنوز خيلي مانده است. ما اول راه هستيم. ما بايد اين مسير را خيلي اصولي و دقيق طي کنيم تا به اهدافمان نزديک شويم و به کمال مطلوبي که مد نظر ماست، برسيم.
* الان مهمترين آسيبي که به عکس و عکاسي آييني وارد است، چيست؟
** اينکه خود عکاس نداند مي خواهد چه کند. اينکه عکاس هدفش را گم کرده باشد و فقط به فکر گرفتن جايزه توي مسابقات باشد. چون بعضي ها در جايزه گرفتن حرفه اي شده اند!
* حالا اين هدف ممکن است چي باشد؟
** جامعه عکاسي را به جايي برسانيم که خودش حس درستي از عکاسي مذهبي و آييني داشته باشد و ملاکش اين باشد که با اثري که خلق مي کند، بتواند روي مخاطب تأثير بگذارد.
* آقاي اوليازاده، عکاسي آييني جزء موضوعاتي بوده که هميشه مورد توجه عکاسان بوده است. از ابتدا تا الان، اين نوع عکاسي چه تغييري کرده است و در حال حاضر عکاسان به چه المانهايي توجه مي کنند که قبلاً مورد توجه نبوده اند؟
** اين مسأله به روند عکاسي در ايران بر مي گردد. عکاسي ايران روندي داشته است که تا انقلاب رويکرد خاص خودش را داشته، اما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و در دوران دفاع مقدس و بعد از آن ما با بخش عظيمي از عکاسان درس خوانده مواجه شديم؛ چيزي که قبلاً نبود. چون تا قبل از انقلاب رشته اي به نام رشته عکاسي در دانشگاه نداشتيم. عکاسهاي تحصيلکرده رشته عکاسي آگاه و با شناخت وقتي وارد عرصه شدند و در همه ژانرهاي عکاسي مشغول شدند اين اتفاق در عکاسي آييني هم افتاد و همه اين آگاهي ها عکاسي را دچار تحول کرد که عکاسي آييني از اين قاعده مستثنا نبود. همين مسابقات و جشنواره هاي عکاسي که الان با موضوعات آييني برگزار مي شود، قبلاً وجود نداشت و همه اينها در ارتقاي اين نوع عکاسي بي تأثير نيست.
* الان دغدغه عکاسان اين است که نگاه مدرني به سوژه ها داشته باشند. درعکاسي آييني اين اتفاق چه طور مي افتد؟
** نگاه مدرن باعث نمي شود ما عکاسي آييني نکنيم. الان عکسهاي آييني گرفته مي شود که اگر قبلاً کسي اين طور عکاسي مي کرد، مي گفتند اين طور عکاسي کردن مطلوب نيست. اما اين روزها سواد بصري جامعه ارتقا پيدا کرده در نتيجه، هم عکاس و هم مخاطب توقعشان ازعکس هايي که 20 سال پيش گرفته مي شد، فرق کرده است. اين ارتقاي سطح سواد بصري جامعه و عکاس باعث مي شود نوآوري و خلاقيت درعکس و عکاس به يک ميزان رشد کند. اگر عکاس، هم نگاهش نو باشد و هم افکارش و مسايل آييني را در اين قالبها مطرح کند، عکسش تأثيرگذار خواهد بود.
به نقل از روزنامه قدس
تاريخ: ۱۳۸۹/۱۰/۳۰

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.