مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ يکشنبه ۱۹ مرداد
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
نویسنده «سیب و سلما»:
 هاشم زاده: تقوا در معنای حقیقی خود، اصلی ترین زمینه ی «سیب و سلما» است
مفهوم اصلی و حقیقی تقوا یعنی همیشه خود را در محضر خدا دیدن و خدا را در همه حال ناظر بر اعمال خود دانستن ، دقیقا زمینه اصلی فيلم سينمايي «سیب و سلما» را تشکیل می دهد
بنابر اين گزارش، سیدناصر هاشم زاده، نویسنده فیلمنامه «سیب و سلما»، ضمن بیان این مطلب گفت: پیشینه داستان سیب و سلما، داستانی سنتی است که در متون ادبی قدیم ما به کثرت آمده است.
وی ادامه داد: در داستان این نکته یادآور می شود که چرا انسان باید به مال دیگران چشم داشته باشد، به خصوص اگر این انسان ادعای دیانت هم بکند و از همه مهم تر اینکه مثل شخصیت اصلی فیلم ما ، مبلغ دین هم باشد.
وی افزود: در گذشته تنها استنباطی که از این داستان می شد ، حلال و حرام در سطح مسایل مادی بود ، اما امروزه می توانیم این موضوع داستان را به همه جهات زندگی تعمیم دهیم و خود را همیشه در برابر خداوند حی و حاضر ببینیم ، شبیه "صادق" حتی از حساب و کتاب یک سیب هم نمی گذرد. که البته مشخص است سیب در این فیلم ، مصداقی از مفهوم حقیقی است و به خودی خود ارزش مادی ندارد.
وی خاطر نشان کرد : شخصیت اصلی فیلم تعمدا طلبه انتخاب شده است که به مخاطب یادآور کنیم طلاب و روحانیون ما حتی مواظب یک سیب بی قیمت درخت هم هستند ، چه برسد به مسئولیت های اجتماعی و مسایل اعتقادی مهم ترشان.
وی تاکید کرد : این قصه علیرغم قدیمی بودن زمینه و روایتش ، به شدت با زندگی امروز تطبیق پذیر است و دقیقا طبق آیه قرآن ، این طلبه در پایان قصه به دلیل تقوا پیشه کردنش ، از منبعی مورد عنایت قرار می گیرد که فکرش را هم نمی کرده است.
  هاشم زاده در پاسخ به سؤال خبرنگار ما مبنی بر چگونگي زمینه های جذب مخاطب این داستان گفت : مسلما جنس خوب بی خریدار نخواهد ماند ، گرچه ممکن است کم خریدار باشد. ما در این فیلم به پتانسیل درونی داستان و روح دینی آن تکیه کردیم و از هیچ گونه ترفند و بدل کاری برای فریب مخاطب استفاده ننموده ایم.
وی افزود : سینمای ما هنوز هم مخاطب فرهیخته و اندیشمند دارد ، که اگر همین فیلمنامه ها خوب پرورش داده شوند ، آن گروه را به سالن های سینما خواهد کشاند.
هاشم زاده به اختلاف عمده بین فیلمنامه نویسان و کارگردانان اشاره کرد و گفت : خوشبختانه سیب و سلما همان طور که مورد توافق بنده و فیلم نامه ام بود شکل گرفت. اما در کل اختلاف سلیقه نویسنده و کارگردان امری جاری است که در پایان ، فیلم نامه نویس فکر می کند نقطه های ریزی که وی با وسواس خاصی آنها را نوشته در فیلم آن طور که باید و شاید انعکاس پیدا نکرده است.
وی معتقد است : می توان کارگردان را به قالی بافی تشبیه کرد که گاه قالی اش را با مجموعه ای از گل های ریز و ظریف طی زمانی طولانی و با دقتی فراوان می بافد و گاه با گل ها و کوک های درشت می بافد که قالی زود بالا بیاید و تمام شود. به زعم من تفاوت کارگردان ها دقیقا در همین نوع بافتشان است و رضایت فیلمنامه نویسشان هم به همین نسبت حاصل می شود. 
وی درباره گروه سیب و سلما عنوان کرد : خوشبختانه مسئله ای که گروه از آن رهایی پیدا کرد و کمک شایانی به پیش برد بهتر فیلم نمود ، دور شدن از سلیقه های شخصی و غیر تخصصی و رسیدن به خرد جمعی بود.
هاشم زاده در پایان درباره میزان استقبال مردم از سیب و سلما در جشنواره و اکران بعد از آن ، با توجه به فضای غالب اکران های سینمای ما  گفت : عابد و صالح متاع خویش برند    /    تا چه قبول افتد و که در نظر آید
تاريخ: ۱۳۸۹/۱۰/۱۷

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.