مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ يکشنبه ۱۹ مرداد
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
گفتگو با کارگردان «عصر روز دهم»:
 مجتبی راعی: «عصر روز دهم» یک مستند داستانی است
وجوه مستند گونه و رئالیستی فیلم بیش از سویه تخیلی و ذهنی آن است. آنچه که محصول تراوشات ذهنی من به عنوان نویسنده است همین قصه دختر و مادری است که برای پیدا کردن خواهر و فرزند گمشده خود به عراق سفر می کنند. اساسا من بدون تحقیق دست به نگارش فیلمنامه نمی زنم و در کارهای قبلی نیز همین شیوه را دنبال کردم
عصر روز دهم فارغ از نقاط ضعف و قدرتش می تواند به فیلمی خاطره انگیز بدل شود . یکی به خاطر اینکه قرار بود مرحوم «رسول ملاقلی پور» این فیلم را بسازد که اجل مهلتش نداد. دوم اینکه شاید برای اولین بار است که صحنه های واقعی و مستندی از کربلا و نجف در یک فیلم سینمایی به تصویر در می آید و سوم اینکه در این فیلم می توان صحنه هایی از عراق معاصر با همه بحران ها و ناامنی آن پس از سقوط صدام را لمس کرد. همه اینها بهانه ای شد تا به سراغ مجتبی راعی کارگردان فیلم برویم و درباره عصر روز دهم گفتگو کنیم.
برای اینکه یادی هم از مرحوم «رسول ملاقلی پور» کرده باشیم ابتدا می خواستم بپرسم آیا این فیلمی که اکنون روی پرده سینما می بینیم همان سناریویی است که قرار بود ایشان کار کنند یا خیر؟
ـ واقعیتش این است که من سناریوي مرحوم «ملاقلی پور» را نخواندم. چون باید مدام مراقب بودم که فیلمی که می سازم مثل آن فیلمنامه بشود یا نشود. من در برنامه هفت تازه متوجه شدم که شخصیت اصلی این قصه یک خبرنگار است که برای کشف این ماجرا به عراق سفر می کند و سر از زندان ابوغریب در می آورد و... خدا رحمتشان کند حتما اگر ایشان زنده بودند فیلم بهتری می ساختند . به هر حال طراح این فیلمنامه منوچهر محمدی تهیه کننده فیلم است که براساس آن یکی از دختران خانواده ای ایرانی در زمان جنگ به دست نیروهای عراقی افتاده و خواهر او در ایران بعد از بیست و پنچ سال و پس از سرنگونی صدام درسال  2004 فرصت پیدا می کند که به عراق برود و خواهرش را پیدا کند. نتیجه کار هم همانی است که شما برپرده سینما دیدید.
عصر روز دهم به دلیل موضوع و لوکیشن که در کشور عراق بود ایجاب می کرد که در پیش تولید تحقیقاتی درباره آن صورت بگیرد. مرحوم ملاقلی پور نیز پیش از مرگش به خاطر همین فیلم سفری به کربلا داشتند. آیا شما هم قبل از کلید خوردن پروژه به عراق سفر کردید؟
ـ بله ما سه سفر تحقیقاتی به کشور عراق داشتیم و خود من نیز به دلیل شرایط جنگی و امنیتی حاکم بر این کشور با موانع و مشکلات زیادی مواجه شدم مثلا اجازه نمی دانند که به "وادی السلام" برويم و ورود خانم ها که مطلقا ممنوع بود. به خاطر برخی اتفاقات ناجوری که در آنجا رخ داده بود. بنابراین وقتی ما در صحنه مربوط به "وادی السلام" یک موقعیت تعرض می گذاریم ریشه در تحقیقات عملی دارد. همه موقعیت ها و صحنه های این فیلم یک مبنای تحقیقاتی دارد. مثلا در این تحقیقات متوجه شدم که سازمان هلال احمر افراد را برای یکی – دو ماه به کربلا و نجف برای درمانگاههای که در آنجا دارد اعزام می کند. برای همین قهرمان قصه خود را یک خانم دکتر گذاشتم که از طریق هلال احمر موفق می شود که به عراق سفر کند.این طبیعی ترین و معقول ترین راهی بود که می توانستیم برای سفر به کربلا در قصه پیش بینی کنیم. در واقع وجوه مستند گونه و رئالیستی فیلم بیش از سویه تخیلی و ذهنی آن است. آنچه که محصول تراوشات ذهنی من به عنوان نویسنده است همین قصه دختر و مادری است که برای پیدا کردن خواهر و فرزند گمشده خود به عراق سفر می کنند. اساسا من بدون تحقیق دست به نگارش فیلمنامه نمی زنم و در کارهای قبلی نیز همین شیوه را دنبال کردم.
شاید مهمترین نقدی که بر فیلم وارد باشد نیز از همین موقعیت ناشی می شود بدین معنی که بخش های مستند فیلم حجم زیادی دارد و مهمتر از همه اینکه در خدمت درام نیست. انگار قصد فیلمساز این بوده تا برای مخاطبان مشتاق و معتقد ایرانی تصاویری از کربلا و نجف و اماکن مقدس را به تصویر بکشد.
ـ چقدر خوب شد که به این نکته اشاره کردید. ببینید وقتی ما در تحقیقاتمان به این نتیجه می رسیم که لشکري کربلا آمده خرمشهر را تخریب و تصرف کرده و قهرمان داستان ما برای یافتن گمشده خویش باید به این شهر سفر کنند من نمی توانم به راحتی از اماکن و بناها مذهبی و تاریخی این شهر بگذرم. به ویژه اینکه شخصیت های قصه به واسطه اعتقادات مذهبی خود طبیعی است که به زیارت این اماکن مذهبی بروند. واقعیت این است که درام فیلم با وجوه مستند گونه آن تناسب منطقی دارد و در خدمت درام است. مثلا والدین فرزند عراقی به دلیل بیماری که وی در کودکی پیدا کرده نذر می کنند که اگر فرزندشان خوب شد هر سال عصر روز عاشورا کنار حرم حضرت عباس(س) به عزاداران چای بدهند خوب طبیعی است که قرار گرفتن حرم آن حضرت در فیلم به خاطر مقتضیات درام بوده است نه صرفا نمایش مستندگونه این اماکن.
یعنی همه این فضا سازی ها به دلیل مقتضیات درام بوده نه جذابیت و تقدس این امکان برای مخاطب؟
ـ هرگز. برای اینکه معتقدم این فضاسازی براساس مقتضیات درام صورت گرفته نه خارج از آن. به عبات دیگر فضا دقیقا در خدمت درام است و کارکرد مستقلی ندارد. اگر قصه داستان در موقعیت جغرافیایی دیگر مثلا در بحرین رخ می داد و ما اماکن مذهبی عراق را نشان می دادیم آنوقت این نقد وارد بود ولی زمانی که مکان روایت قصه در شهرهای مذهبی عراق است طبیعی است که این امکان در تیررس دوربین و تصویر قرار بگیرد. ضمن اینکه من در ساخت هر فیلمی به لوکیشن و انتخاب مکان و فضای قصه خیلی اهمیت می دهم و به شکل بیخ دیواری عمل نمی کنم که یک بازیگر را پشت یک دیوار قرار دهم و تند تند پلان بگیرم. به نظر من در سینما علاوه بر قصه خود لوکیشن ها نیز باید جذاب و دیدنی باشند.یکی از عواملی که موجب می شود تا فیلم های جاده ای جذاب باشند به دلیل همین تنوع و تعدد لوکیشن است و به این خاطر که لوکیشن حضور موثر و پررنگی در شکل گیری قصه و فیلم دارد. به ویژه اینکه سینما هنر تصویر است و استفاده درست و زیباشناسانه از آن یکی از ابعاد هنری سینماست که در همه جای دنیا نیز اهمیت زیادی دارد. در فیلم "تولد یک پروانه" هم به خاطر جاده ای بودن فیلم شاهد لوکیشن های زیبا و چشم نواز هستیم ..
شاید بشود پذیرفت که نگاهی نشانه شناسی به این اماکن صورت گرفته بدین معنی که مفاهیم و انگاره های مذهبی نهفته در داستان به واسطه این نماد های بیرونی بازنمایی شده است؟
ـ مساله همین بود. حتی گاهی معانی فراتر از درام نیزپیدا می کند که ما به دنبال آنها بودیم. دنبال این بودیم که بگوییم دو تا ملت با هم هشت سال جنگ کردند و آنها بهترین فرزندان ایران را به شهادت رساندند و ما حق داریم که یک کینه صد ساله از آنها داشته باشیم. آنها نیز در جنگ کشته دادند و بالطبع می توانند از ما کینه داشته باشند ولی همین باورها و اعتقادات مشترک مذهبی و همین شیعه بودن هر دو گروه است که موجب می شود امروز در کنار هم به زیارت کربلا بروند و در کنار هم همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند. مطمئن باشید اگر این باورهای مشترک و این اماکن مقدس نبود کینه بین این ملت از بین رفتنی نبود.
شما این فیلم را از حیث ژانر و گونه سینمای اش چگونه تعریف می کنید چون به نظر می رسد که یک ژانر واحدی ندارد.
ـ بگذارید با یک خاطره برایتان توضیح دهم.من وقتی برای تحقیق به عراق رفتم و لوکیشن ها را می دیدم به این نتیجه رسیدم که حیف است که ما یک فیلم ملودرام بسازیم ولی مستند کار نکنیم. به خودم می گفتم ای کاش می شد قبل از فیلم اصلی یک فیلم مستند از فضای عراق بسازم. چون کشوری که اشغال شده و جنگ زده است فضای بسیار عجیب و متفاوتی دارد و می توان صحنه های تکان دهنده ای از آن را شکار کرد و به ثبت رساند. لذا به این نتیجه رسیدم که درام خود را مستند کنیم برای همین تا می توانستم صحنه ها را خارجی نوشتم که بتوان فضای عراق را بیشتر به نمایش بگذارم. در واقع قصد داشتم در عین اینکه داستان خود را روایت می کنم و به مولفه های درام وفادارم تصویری از عراق معاصر و بحران زده عراق بعد از فروپاشی دیکتاتوری صدام  را نشان دهم که در تاریخ ماندگار شود. مطمئن باشید یکی دو دهه بعد این فیلم به ویژه برای خود مردم عراق بسیار جذاب بوده و یک سند تاریخی مصور از این دوران شناخته می شود. مثلا در این فیلم ما یک میدانی به نام عشرین را می بینیم که به اشغال عراق توسط عراقی ها در سال 1920 برمی گردد که وقتی عراقیها وقتی استقلال خود را بدست آورند و به همین دلیل تاج ملکه انگلیس را به شکل برعکس در این میدان ساختند که نمادی از سرنگونی دشمن انگلیسی بود ولی این دفعه که به عراق رفتم به خاطر ایجاد یک پل هوایی مجبور شدند این میدان را خراب کنند. خب بعدها که یک عراقی فیلم "عصر روز دهم" را می بیند می تواند درباره تاریخ عراق و نمادهای شهری خود به فرزند خود به همین واسطه آگاهی بدهد و آن را معرفی کند. با این حال من معتقدم "عصر روز دهم" پیش از هر چیز یک فیلم جنگی و دفاع مقدسی است چون درام آن برآمده از تجربه جنگ است. در واقع موتور درام این فیلم جنگ است. بعدش یک فیلم اجتماعی است که یک جامعه اشغال شده و نا امن را به تصویر می کشد. ضمن اینکه قصه حال و هوای مذهبی و دینی هم دارد چه در مضمون و درونمایه اثر و چه در مظاهر و نشانه های آن.. به عبارت دیگر فیلم یک ژانر دفاع مقدسی است که آثاري از ژانر اجتماعی و مذهبی نیز در درون خود دارد که یک جاهایی در هم می آمیزند.
به نظر می رسد از خود واقعه عاشورا و مفاهیم آن نیز به شکل تلویحی و نمادین درشخصیت پردازی و روایت قصه استفاده شده است.
ـ البته می خواستیم که از این تشابهات استفاده کنیم ولی می ترسیدم که آن را پررنگ کنیم چون شخصیت حضرت زینب(س) و مصائبی که کشیدند آنقدر عظیم است که هیچ چیز در هستی هرگز با ان قابل قیاس نیست. ولی به شکل تلویحی و کمرنگ در این جا می توانیم به این قیاس اشاره کنیم. اما خواستیم که نقش و اهمیت زنان را در هشت سال جنگ و ظلم و تلخیهایی که زنان ما به ویژه مادران در این جنگ تحمل کردند را به برجسته کنیم. نه فقط مادر ایرانی بلکه آن مادر عراقی هم که به دلیل جبر صدام فرزندانش را در این جنگ از دست داده نیز مصیبت و رنج کشیده است.
با توجه به شرایط عراق و به ویژه زمان تصویربرداری هم به از حیث نا امنی سیاسی و هم موانع فرهنگی به ویژه در اماکن مذهبی درتولید این فیلم با چه دشواری ها و موانعی روبرو بودید؟ آیا کشور عراق به عنوان لوکیشن اصلی زمان تولید فیلم را به تاخیر نیداخت؟
ـ واقعیت این است که با مشکلات و موانع زیادی مواجه شدیم که اگر منصفانه به خود فیلم هم نگاه کنیم می توانیم متوجه این موضوع شویم. شاید برایتالت جالب باشد که بگویم خانمی آلمانی به نام هنکل در جشنواره برلین به من گفت سه نکته این فیلم خیلی مرا جلب کرد یکی اینکه سیاست چقدر در خصوصی ترین زوایای زندگی مردم تاثیر می گذارد. دوم اینکه مردم عراق الان در چه شرایط سخت و دشواری زندگی می کنند و سوم اینکه چقدر این فیلم در شرایط سختی تولید شده است. من در فرایند ساخت این فیلم پیر شدم. مثلا اجازه نمی دانند که در حرم حضرت امیر(ع) بازیگر وارد شود و بازی کند و مجبور شدیم صحنه های مربوط به این سکانس را بدون بازیگر بگیریم و در تهران در یک پرده سبز بزرگی در هلال احمر گرفتیم و در تدوین آن را بازسازی کردیم. یا برای تصویر برداری از اماکن مذهبی عراق با رايزني هایي که منوچهر محمدی و کمک هایی که آقای مسجد جامعی انجام دادند توانستیم با دشواری های فراوان این صحنه ها را فیلمبرداری کنیم. به هر حال در تولید این فیلم سختی های زیادی کشیدیم.
سپنتا امانپور
تاريخ: ۱۳۸۹/۱۰/۱۰

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.