مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ يکشنبه ۱۹ مرداد
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
گفت‌وگو با رضا كيانيان:
 غذا خوردن و نماز خواندن بزرگ‌ترین لذت‌های زندگی او بود.
از بازيگران پرشمار سريال تاريخي «مختارنامه» يكي هم رضا كيانيان است در نقش حاكم مكه و رئيس يكي از 3 قطب موجود در فضاي سياسي ـ‌ اجتماعي دوران امام حسين(ع)‌ و امام زين‌العابدين(ع)‌.

از بازيگران پرشمار سريال تاريخي «مختارنامه» يكي هم رضا كيانيان است در نقش حاكم مكه و رئيس يكي از 3 قطب موجود در فضاي سياسي ـ‌ اجتماعي دوران امام حسين(ع)‌ و امام زين‌العابدين(ع)‌. نقشي كه در فيلمنامه وجود داشت با حضور رضا كيانيان جزئياتي به آن اضافه شد تا شاه‌ابراهيمي به عنوان مدير هنري، اندروني خانه رئيس زبيريان را دوباره بسازد. گفت‌وگو با رضا كيانيان درباره مختارنامه پيش‌روي شماست.

* من بخش‌هايي از بازي شما را در مختارنامه ديده‌ام. در يك بخش شما داريد با دست غذا برمي‌داريد. اين پلان در ذهن من حك شد. يعني گويي اين آدم تا به حال در عمرش قاشق نديده و چنان با مهارت، بيشترين ميزان غذا را در 3 انگشت جا مي‌داد كه گويي علاقه خاصي دارد به اين كار. من مايلم راجع به حاكم مكه در مختارنامه توضيح بدهيد.

- آقاي ميرباقري به عنوان كارگردان اجازه اين نوع بازي را مي‌دهد. چرا كه خودش دارد مختار را نقد مي‌كند. مختار يك آدم مطلقا خوب نيست. در تاريخ هم مطلقا خوب نبوده. شما چند بار درباره مختار شنيده‌ايد؟ خيلي كم... اما يادمان باشد مختار آدم است. يعني خاكستري است. در آن زمان 3 قدرت در عربستان وجود داشت؛ علويان، امويان و زبيريان. من حاكم زبيريان هستم. اين 3 قدرت با هم صلح كرده‌اند، اما امويان كاري مي‌كنند كه جنگ مي‌شود. اينها تاريخ است. من قرار است شخصيت عبدالله زبير را بازي كنم كه بزرگ‌ترين لذت زندگي او غذا خوردن و نماز خواندن است و در جنگ قدرت هم سياس و قلدر است. هم خوب است و هم بد است. او هم آدم است و هم خاكستري است. من بايد او را نقد كنم كه به كمك متن و كارگردان اين نقد را انجام مي‌دهم. روز‌ها و شب‌هاي فيلمبرداري ساعات خوش و لذتبخشي بودند و غذا خوردن او بخشي توضيح‌دهنده و روشن‌كننده از زندگي اوست.

 

* پس اين كه شما روي اين طرز غذا خوردن تاكيد داريد به اين دليل است؟

- اين در فيلمنامه نبود. ولي آقاي ميرباقري در توضيح اين شخصيت به من گفت كه غذا خوردن و نماز خواندن بزرگ‌ترين لذت‌هاي زندگي او بوده و من گفتم چرا نشان ندهيم؟ سكانس اضافه شد. ميرباقري سكانس را نوشت. از محسن شاه‌ابراهيمي خواست اندروني عبدالله را بسازد و من بازي كردم. نماز خواندن او را هم نشان مي‌دهيم كه زار زار گريه مي‌كند، اما در همان لحظه دارد كارهاي ديگري هم مي‌كند. براي اين كه آدم است. اصلا شما از اين آدم بدتان نمي‌آيد. ولي در جاهايي از او متنفر مي‌شوي. در جاهايي از دست او مي‌خندي. در جاهايي آرزو مي‌كني زودتر بيايد. در جاهايي هم دوستش داري. چون آدم است. اگر بازيگري بتواند چنين ملغمه‌اي را در نمايش يك آدم به وجود بياورد يعني اين كه دارد آن شخصيت را نقد مي‌كند. ولي اگر از اول بگوييم او آدم بد يا خوبي است هيچ اتفاقي نمي‌افتد. چون همه از اول مي‌دانند تكليفشان با اين آدم چيست. اينها در سكانس‌بندي و در جريان فيلمبرداري به وجود آمد. در فيلمنامه آقاي ميرباقري هست، اما در طول ماجرا اينها شكل گرفتند و ديدني شدند.

 

* به هر حال ما درباره زماني صحبت مي‌كنيم كه دوره مدرن نيست و آدم‌ها و ارزش‌ها مطلق هستند و همه چيز در دوقطبي حق و باطل قابل صورت‌بندي است. آيا در اين بافت و دوره تاريخي نيز مي‌توانيم چنين آدم‌هاي خاكستري‌اي داشته باشيم؟

- آدم‌ها هميشه خاكستري بوده‌اند. قبل از ما و در زماني كه آدم‌ها در غار هم زندگي مي‌كردند، خاكستري بودند. حيوانات هم همين طور هستند. به زندگي حيوان‌ها نگاه كن. حيوان ابله داريم. حيوان زرنگ داريم. حيوان ملوس داريم. حيوان عاشق‌پيشه هم داريم. درختان هم همين طور هستند. سنگ‌ها هم همين طورند. جهان اصلا اين طور است. فقط خدا مطلق است. اين نسبيت در تمام جهان و در تمام خلقت هست. اگر ما خدا را دوست داشته باشيم خلقت او را هم دوست داريم. خلقت خداوند خاكستري است. خوب و بد در هم هستند. سياهي و سپيدي درهم تنيده شده‌اند. از طرفي كار بد هست و از طرف ديگر در توبه باز است.

 

* اما كارهاي تاريخي كه تماشاگر تا به حال ديده غالبا با هم مرزهاي قابل رويت و غيرقابل تركيبي داشته‌اند.

- من در آن كارها بازي نمي‌كنم.

 

* يعني شما حتي در نقش‌هاي تاريخي در حال آشنايي‌زدايي هستيد؟

- من اصلا شكل كارم همين طور است. تلاش مي‌كنم با هر شخصيت به عنوان آدم برخورد كنم. نه به عنوان ديو و فرشته. همه ما ملغمه‌اي از خوب و بديم.

 

* كارگردان مختارنامه ميرباقري است و بازيگر حاكم مكه هم رضا كيانيان. كيانيان را بازيگري مولف مي‌دانند و من مايلم بدانم شيوه كار اين دو چگونه است؟ تا هم بتوان آنچه در فكر و ذهن و شكل كار شماست را به تصوير كشيد و هم آنچه در ذهن ميرباقري هست؟

- وقتي آن نقش را مي‌بينيد درمي‌يابيد كه حتما بين كارگردان و بازيگر و گريمور و صدابردار رابطه‌اي بشدت دوستانه وجود دارد وگرنه چنين اتفاقي نمي‌افتد. اگر كارگردان از بازيگري خوشش نيايد، مي‌كوشد زودتر كار را تمام كند. اگر خوشش بيايد مكث مي‌كند. بازيگر هم همين طور. اگر از صحنه‌اي خوشش بيايد، خلاقيتش را بروز مي‌دهد. همه همين طور هستند. در اين سريال دوستي بسيار خوبي بين من و آقاي ميرباقري به وجود آمد. من و ايشان تا به حال با هم كار نكرده بوديم.

تاريخ: ۱۳۸۹/۱۰/۳

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.