مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ شنبه ۱۰ آبان
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
احمد صبريان:
 فرجام يک عشق وسوسه انگيز
يادداشتي بر مجموعه تلويزيوني «معصوميت از دست رفته» ساخته داوود ميرباقري

وقتي مي خواهم فيلم نامه بنويسم، دايم بايد مواظب باشم که دروغ نگويم و نان به نرخ روز نخورم. مصلحت انديشي نکنم و خلاف اعتقاداتم چيزي ننويسم. اين موارد آن قدر فکرم را به خود مشغول مي کند که از خود بيخود مي شوم و احساس خاصي احاطه ام مي کند.

داوود ميرباقري

بار ديگر پس از چند سال، به تماشاي «معصوميت از دست رفته» اثري زيبا و ماندگار از «داوود ميرباقري» نشسته ايم. آن هم در وانفساي انبوه برنامه هاي سطحي، مبتذل و عوام فريب  تلويزيون . تلاش ميرباقري به عنوان کارگرداني که به شعور مخاطبش احترام مي گذارد و از سکانس ها و فصل هاي تصويري بي مورد پرهيز مي کند، قابل تحسين است.به ويژه ديالوگ هاي فوق العاده آثارش. شايد به جرات بتوان گفت پس از زنده ياد «علي حاتمي» ، نغزترين و جذاب ترين ديالوگ ها را مي توان در ساخته هاي ميرباقري سراغ گرفت. داستان سريال «معصوميت از دست رفته» ، در يک بستر و مقطع تاريخي بيان مي شود. اما ديالوگ هايش چنان آلايش و پالايش شده است که خوشايند هر مخاطبي، با هر نوع سليقه اي قرار مي گيرد. اگرچه اين ديالوگ ها با زبان فاخر تاريخي و گاه کوچه بازاري آميخته شده، اما اين موضوع به هيچ وجه از جذابيت آن ها نکاسته است. برنامه سازاني که از نبود الگويي براي ساخت برنامه هايشان گلايه مندند، گويا فقط به ديدن دستپخت خودشان مي نشينند. به يقين همين گونه است و گرنه «معصوميت از دست رفته » نمونه اي است که اگر بخواهند، مي توانند از آن بياموزند و الگو بگيرند.

***

«معصوميت از دست رفته» به قدر کافي ارزش و جذابيت دارد که پس از سال ها، ديگر بار روانه آنتن شود. آن هم در حالي که اکنون از ميرباقري شاهد پخش «مختارنامه» هستيم. ارزش و جذابيتي که برخي روزه نديدن سريال هاي تلويزيوني را، بشکنند و با ديدن آن، خستگي روحي شان را از بازخورد هيچ و پوچ تصويري تلويزيون از تن بيرون کنند. «معصوميت از دست رفته» با روايت داستاني در مقطعي حساس روايتگر عشق و ايمان و بيانگر اين نکته مهم است که چگونه بهترين انسان ها، با غفلت از وسوسه هاي پيدا و پنهان، همه چيزشان را از دست مي دهند و به هيچ مي رسند. تقابل عشق پاک دختري نصراني(ماريا- فريبا کوثري) و دلدادگي و عشق وسوسه انگيز دختري يهودي (حميرا- سارا خوئيني ها). به «شوذب» خزانه دار (امين تارخ)چنان زيبا، به دور از شعار، حسي و ظريف از کار درآمده است که مرهمي مي شود بر دل داغديده بيننده گريزان از مثلث هاي عشقي تهوع آور سينما و تلويزيون. بي ترديد ميرباقري ديگر بار ثابت نمود که مي توان به وقايع تاريخي که به لحاظ تصويري با موانعي همراه است، از حاشيه نگريست و آن را به تصوير کشيد. بدين مفهوم که با دور زدن محدوديت ها ، مي توان بر جذابيت اثر افزود و آن را ماندگار ساخت. بي شک «معصوميت از دست رفته» مويد اين نکته مي باشد که مي توان با اندکي مشقت، هوشمندي و تيزبيني هم از مرزهاي سطحي نگري و ساده پسندي گذشت و هم به شعور مخاطب احترام گذاشت. نکته اي که برنامه سازان تلويزيون به عمد يا سهو، از آن فاکتور گرفته و به سادگي از کنار آن مي گذرند.

***

ميرباقري در «معصوميت از دست رفته» داستان زندگي «شوذب» (خزانه دار کوفه) را در زمان «ابن زياد» به تصوير مي کشد. داستان اصلي روايتگر ماجراهايي است که ميان مردي مسلمان و دو زن يهودي و مسيحي اتفاق مي افتد و در اين مواجهه، نوعي تلاقي فرهنگي نيز صورت مي گيرد. حوادث اصلي داستان «معصوميت از دست رفته» به گونه اي غير مستقيم به واقعه عاشورا نقب مي زند و بيننده مي تواند آگاهي نسبتا جامع و کاملي را، از اين دوره تاريخي و ديني کسب کند. بي شک پرداختن به دوران حساس تاريخي امام حسين (ع) آن هم با توجه به محدوديت هايي چون نشان ندادن چهره بزرگان د ين بسيار دشوار است. اما ميرباقري به سبب پرداخت غيرمستقيم، دراماتيک کردن فضاي داستان و واقعه عاشورا، شخصيت پردازي هاي مناسب و ايجاد فراز و نشيب هاي داستاني اين آزمون را با موفقيت پشت سر مي گذارد.«معصوميت از دست رفته» از بازي بازيگراني سود مي جويد که مي توان ادعا کرد بهترين بازي هاي دوران بازيگري شان را، در اين سريال ارائه کرده اند. امين تارخ (شوذب) با بازي حسي، روان و باورپذير، فريبا کوثري (ماريا) با بازي زيرپوستي، ظريف و تکنيکي و سارا خوئيني ها (حميرا)، سه قطب قدرقدرت بازيگري «معصوميت از دست رفته» هستند. هرچند بازي قدرتمندانه داريوش فرهنگ، در نقش «ابن زياد» را نيز نمي توان ناديده گرفت. چهره پردازي  ماهرانه و باورپذير «اسکندري»، طراحي صحنه و لباس منسجم و چشمگير«ويشکا آسايش»، موسيقي دلنشين و همخوان «فريدون شهبازيان» نيز از نقاط قوت و عطف کارنامه هنري آنان است. تيتراژ آغازين و پاياني سريال چنان جذاب و زيبا از کار در آمده است که هر مخاطبي را، ناخواسته به ديدن سريال تشويق مي کند. بي شک پخش ديگرباره «معصوميت از دست رفته» در اين بي برهوت بي برنامگي سيما، همچون غنيمتي کمياب است.

***

دور از انصاف است که بخواهيم «معصوميت از دست رفته» را، با سريال هاي تاريخي «امام علي(ع)» و «مختارنامه» مقايسه کنيم. اما بي ترديد ميرباقري در اين سريال همچون ديگر آثار سينمايي و تلويزيوني اش، بيشتر به جنبه هاي هنري اثرش توجه کرده است. به همين سبب جنبه هاي دراماتيک و جذاب داستان پردازي که در ديگر کارهاي ميرباقري لحاظ شده است، در «معصوميت از دست رفته» نيز قابل پي گيري و مشهود است. بيشتر شخصيت هاي داستان «معصوميت از دست رفته»، به جز آدم هاي اصلي داستان در حاشيه قرار دارند . با توجه به جريان هايي که براي شخصيت هاي فرعي اتفاق مي افتد، آيينه اي مقابل شخصيت والاي امام حسين(ع) نهاده مي شود، تا همه چيز به گونه اي غيرمستقيم به مخاطب انتقال يابد. ميرباقري علاوه بر آن که به لحاظ محتوايي با تکيه بر اسناد تاريخي و مذهبي آثارش را ارزشمند و قابل تامل مي سازد، به لحاظ تکنيکي نيز دقت و وسواس لازم را در ساختار آثارش رعايت مي کند. بي شک ميرباقري هنرمندي متعهد، خلاق و مذهبي است که بيشتر مطالعات و دانسته هاي تاريخي و ديني اش را، از ضمير ناخودآگاهش مي گذراند تا در آميزش با تخيل خلاقانه، داستان، شخصيت ها، فراز و فرود داستاني و تعليق ، اثرش را براي مخاطب باورپذير کند. امتيازي که بسياري از برنامه سازان رسانه ملي از آن در ساخت آثارشان غفلت کرده اند

در «معصوميت از دست رفته»، موقعيت داستاني بر مبناي سنت شکني و عبور از مرزهاي تعريف شده، آن هم در مقطعي از تاريخ بنا نهاده شده است. اين موقعيت (دلباختگي دو زن از دو دين مختلف به «شوذب») فضايي عاشقانه را تداعي مي کند. فضايي که بر پايه هيچ منطق و اصول عقلاني قابل تعريف نيست و در چارچوب معيارهاي منطقي نمي گنجد. زيرا «ماريا» و «شوذب» خواسته يا ناخواسته هنجارشکني کرده اند. آن ها در نخستين قسمت هاي سريال «معصوميت از دست رفته»، محکم ترين گره هاي داستاني را به وجود مي آورند، تا تعليق لازم، کافي و قوي براي پي گيري داستان فراهم شود. از آن جا که «معصوميت از دست رفته» مضموني جسارت آميز را دستمايه قرار داده است، مي بايست تمام مولفه هاي لازم براي همراه کردن مخاطب با اثر در آن در نظر گرفته شود. بهره گيري به جاي ميرباقري از تکنيک هاي کارگرداني، بازيگري، تصويربرداري، چهره پردازي، طراحي صحنه، موسيقي، تدوين، شخصيت پردازي، نحوه روايت و طراحي لباس، نيز براي رسيدن به اين هدف مهم صورت گرفته است. خلق و آفرينش موضوعاتي که به نوعي گنجينه هاي در پستوي تاريخ مانده را به عينيت تصويري برساند، در خور ستايش است. نکته اي که در «معصوميت از دست رفته» تا حد زيادي تجلي و نمود دارد. مهم ترين نکته در «معصوميت از دست رفته» اين است که ميرباقري پس از معرفي شخصيت هاي اصلي داستانش و نيز پرداخت و روايت آن، مخاطب را در پي خود مي کشاند و داستانش را در اوج به پايان مي رساند. او آنقدر براي مخاطبش احترام قائل است که جايي را براي تفکر و تعمق وي باقي مي گذارد. اتفاق خوشايند « تفکر پس از تماشا»، گوهري که به ندرت مي توان نشاني از آن را، در بيشتر برنامه هاي تلويزيون سراغ گرفت.!

به نقل از روزنامه خراسان

تاريخ: ۱۳۸۹/۹/۲۹

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.