مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ چهارشنبه ۱۵ مرداد
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 با این تکنیک مخاطب را بیشتر درگیر کنید
تحریک احساسات مثبت در گزارش‌های خبری باعث می‌شود مخاطبان برای یک اقدام مثبت در راستای حل مشکل ترغیب شوند.
خیلی وقت‌ها که فشار مشکلات یا محدودیت‌ها زیاد می‌شود یا همه‌چیز ناامیدکننده به‌نظر می‌رسد، آدم فقط به یک انگیزه نیاز دارد برای اینکه امیدش را از دست ندهد و برای حل شدن مشکلات تلاش کند. امید، شادی، غرور؛ روانشناسی مثبت‌گرا می‌گوید این‌ها احساساتی هستند که به آدم‌ها انگیزه فعالیت می‌دهند و کمک می‌کنند محدودیت‌ها و مشکلات را راحت‌تر پشت سر بگذارند. اما این موضوع فقط محدود به تجربه‌های فردی نیست و در مورد موضوعات اجتماعی هم کاربرد دارد. به همین خاطر است که تحریک احساسات مثبت اخیراً به‌عنوان یک تکنیک موثر در روزنامه‌نگاری سازنده مطرح شده و هدف از آن این است که هم از سرخوردگی مخاطبین به‌خاطر حجم زیاد اخبار منفی جلوگیری کند و هم آن‌ها را به مشارکت فعال در حل مشکلات ترغیب نماید. در این گزارش به بررسی این تکنیک و کاربرد آن در روزنامه‌نگاری می‌پردازیم. احساسات مثبت پیشرفت را کلید می‌زند «مارتین سلیگمن» که جزو پیشگامان روانشناسی مثبت‌گرا و از افراد صاحبنظر در این رشته است می‌گوید احساسات مثبت مثل امید، شادی و رضایت، نشان‌دهنده و شاخص وجود رشد و پیشرفت هستند؛‌ یعنی وقتی در یک زمینه فردی یا اجتماعی پیشرفت اتفاق بیفتد، این احساسات را می‌توان در آدم‌ها دید. اما «باربارا فردریکسون» استاد روانشناسی دانشگاه میشیگان می‌گوید احساسات مثبت فقط نتیجه رشد و پیشرفت نیستند؛ بلکه خودشان می‌توانند پیشرفت را به‌وجود بیاورند یا تقویت کنند. او این موضوع را در نظریه مشهور خود به نام «بسط دادن و ساختن» ( broaden-and-build) مطرح کرده و اینطور توضیح می‌دهد که احساسات مثبت، فرد را تشویق می‌کند یک کار موثر برای حل مشکل انجام دهد و ذهنش را برای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری بهتر باز می‌کند. مثلا «شادی» می‌تواند برای خلاقیت، انگیزه به‌وجود بیاورد و باعث کنار زدن محدودیت‌ها توسط فرد شود. «علاقه» به یک موضوع، او را برای کشف اطلاعات بیشتر مشتاق می‌کند و احساس «غرور» باعث می‌شود موفقیت‌هایش را با دیگران به اشتراک بگذارد و برای رسیدن به موفقیت‌های آینده ایده‌پردازی کند. تمام‌ این‌ها باعث می‌شود فرد به یک موفقیتی دست پیدا کند که دوباره احساسات مثبت را به‌وجود می‌آورد؛ در نتیجه یک مارپیچ مثبت و رو به بالا را شکل می‌دهد. نکته بسیار مهم دیگری که فردریکسون در تحقیقاتش متوجه شد این بود که احساسات مثبت می‌تواند تاثیرات بد مربوط به احساسات منفی را خنثی کند و قدرت تحمل روانی‌ فرد را بیشتر نماید. خیلی وقت‌ها که فشار مشکلات یا محدودیت‌ها زیاد می‌شود یا همه‌چیز ناامیدکننده به‌نظر می‌رسد، آدم فقط به یک انگیزه نیاز دارد برای اینکه امیدش را از دست ندهد و برای حل شدن مشکلات تلاش کند. امید، شادی، غرور؛ روانشناسی مثبت‌گرا می‌گوید این‌ها احساساتی هستند که به آدم‌ها انگیزه فعالیت می‌دهند و کمک می‌کنند محدودیت‌ها و مشکلات را راحت‌تر پشت سر بگذارند. اما این موضوع فقط محدود به تجربه‌های فردی نیست و در مورد موضوعات اجتماعی هم کاربرد دارد. به همین خاطر است که تحریک احساسات مثبت اخیراً به‌عنوان یک تکنیک موثر در روزنامه‌نگاری سازنده مطرح شده و هدف از آن این است که هم از سرخوردگی مخاطبین به‌خاطر حجم زیاد اخبار منفی جلوگیری کند و هم آن‌ها را به مشارکت فعال در حل مشکلات ترغیب نماید. در این گزارش به بررسی این تکنیک و کاربرد آن در روزنامه‌نگاری می‌پردازیم. احساسات مثبت پیشرفت را کلید می‌زند «مارتین سلیگمن» که جزو پیشگامان روانشناسی مثبت‌گرا و از افراد صاحبنظر در این رشته است می‌گوید احساسات مثبت مثل امید، شادی و رضایت، نشان‌دهنده و شاخص وجود رشد و پیشرفت هستند؛‌ یعنی وقتی در یک زمینه فردی یا اجتماعی پیشرفت اتفاق بیفتد، این احساسات را می‌توان در آدم‌ها دید. اما «باربارا فردریکسون» استاد روانشناسی دانشگاه میشیگان می‌گوید احساسات مثبت فقط نتیجه رشد و پیشرفت نیستند؛ بلکه خودشان می‌توانند پیشرفت را به‌وجود بیاورند یا تقویت کنند. او این موضوع را در نظریه مشهور خود به نام «بسط دادن و ساختن» ( broaden-and-build) مطرح کرده و اینطور توضیح می‌دهد که احساسات مثبت، فرد را تشویق می‌کند یک کار موثر برای حل مشکل انجام دهد و ذهنش را برای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری بهتر باز می‌کند. مثلا «شادی» می‌تواند برای خلاقیت، انگیزه به‌وجود بیاورد و باعث کنار زدن محدودیت‌ها توسط فرد شود. «علاقه» به یک موضوع، او را برای کشف اطلاعات بیشتر مشتاق می‌کند و احساس «غرور» باعث می‌شود موفقیت‌هایش را با دیگران به اشتراک بگذارد و برای رسیدن به موفقیت‌های آینده ایده‌پردازی کند. تمام‌ این‌ها باعث می‌شود فرد به یک موفقیتی دست پیدا کند که دوباره احساسات مثبت را به‌وجود می‌آورد؛ در نتیجه یک مارپیچ مثبت و رو به بالا را شکل می‌دهد. نکته بسیار مهم دیگری که فردریکسون در تحقیقاتش متوجه شد این بود که احساسات مثبت می‌تواند تاثیرات بد مربوط به احساسات منفی را خنثی کند و قدرت تحمل روانی‌ فرد را بیشتر نماید. این اتفاق به‌خاطر همان اصلی است که فردریکسون در تئوری‌اش مورد اشاره قرار می‌دهد؛ اینکه برانگیخته شدن یک احساس مثبت در افراد، آن‌ها را به یک اقدام مثبت ترغیب می‌کند و یا باعث شود در ذهن آن‌ها محدودیت‌ها و مشکلات قابل کنار زدن باشد و همین به آن‌ها انگیزه بیشتری برای مشارکت در حل آن‌ها بدهد. تحقیقات نتایج را تأیید می‌کند دنیس بیدن استاد دانشگاه ساوتمپتون انگلیس نیز برای اینکه بررسی کند این تکنیک چقدر موثر است یک آزمایش را طراحی کرد که در آن، سه گزارش با پرداختن به زاویه‌های مختلفی از یک موضوع یکسان تنظیم شده بود‌؛ گزارش اول،‌ یک روایت معمولی از ماجرا بود، گزارش دوم، احساسات منفی مانند ناامیدی و غم را در مخاطب به‌وجود می‌آورد و سومین گزارش به شکلی تنظیم شده بود که به مخاطب احساسات مثبت مانند امید و شادی را منتقل می‌کرد. هدف این بود که واکنش مخاطبین بعد از خواندن هر یک از این سه نوع گزارش، بررسی و با هم مقایسه شود. نتیجه این تحقیق نشان داد مخاطبانی که گزارش سوم را خوانده بودند و محتوای آن احساسات مثبتی در آن‌ها به‌وجود آورده بود،‌ نسبت به دو گروه دیگری خیلی بیشتر در موضوع گزارش درگیر شده بودند و تمایل داشتند یک کار عملی برای حل مشکلی که در گزارش به آن پرداخته شده بود،‌ انجام بدهند.
تاريخ: ۱۳۹۸/۱۰/۳

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.