مدیریت | عضویت امروز: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۷ اسفند
نشست هنرمتعالی

  



مشروح اخــــبار
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
از سلسله میزگردهای هنر متعالی:
 سینما و آیین های دینی
میزگرد تخصصی «سینما و آیین های دینی» با حضور سعید مستغاثی، رییس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، سیدرضا میرکریمی، نویسنده و کارگردان، فرهاد توحیدی، عضو هیئت مدیره خانه سینما و حسین مهکام نویسنده سینما به همت گروه مبلغان هنرمند دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.
 

میزگرد تخصصی «سینما و آیین های دینی» با حضور سعید مستغاثی، رییس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، سیدرضا میرکریمی، نویسنده و کارگردان، فرهاد توحیدی، عضو هیئت مدیره خانه سینما و حسین مهکام نویسنده سینما به همت گروه مبلغان هنرمند دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی در حاشیه این سوگواره برگزار شد.

در سینمای غرب، فیلم باری به هرجهت ساخته نمی شود/ هویت و ملیت و ریشه های فرهنگی مان را باور داشته و بر این اساس فیلم بسازیم

مستغاثی در ابتدای این نشست که در جمع شرکت کنندگان در بخش فیلم سوگواره لحظه های عاشورایی برگزار شد در خصوص ضرورت پرداختن به مباحث دینی و ایدئولوژیک در سینما اظهار داشت: به اغلب کسانی که وارد سینما می شوند اینگونه القا می شود که سینما یک هنر بالذات است و هنر برای هنر.

در حالی که اصولا پایه گذاری این رسانه های دیداری و شنیداری بر اساس باورهای ایدئولوژیک و مذهبی بوده است .

متاسفانه در اغلب دانشکده ها و مراکز عالی سینمایی ما به این نکات اشاره نمی شود و حتی فیلم هایی مثل برباد رفته که برای ما ممکن است جذاب باشد دقیقا یک فیلم ایدئولوژیک نژادپرستانه است؛ این نگاه ایدئولوژیک از دیرباز حتی در فیلم های ملودرام و کمدی وجود داشته و خصوصا در هزاره اخیر در سینمای غرب بسیار شدید شده و آرایش آخرالزمانی گرفته است به گونه ای که در مراسم اسکار سال گذشته ده فیلم نامزد دریافت بهترین جایزه هر یک به گونه ای عریان مباحث آخرالزمان را به تصویر می کشند.

عقیده هنر برای هنر و پرهیز از مطرح شدن باورها در سینما که از سوی غرب القا می شود فقط برای جامعه ماست نه سایر ملت ها از این رو اگر ما از این فضا در نشر معارف شیعه استفاده نکنیم دشمن بر ما پیشی خواهد گرفت.

در سینمای غرب فیلم باری به هرجهت ساخته نمی شود به عنوان مثال، پشت سریالی مانند «لاست» یک تفکر و موسسه عظیم پژوهشی قرار دارد و سال ها روی آن کار شده است.

در حالی که سینمای فعلی ما یک سینمای بسیار بی هدف و بدون هیچ گونه چشم انداز و مقصدی است .

مستغاثی در پاسخ به این پرسش که با توجه به محدودیت های موجود در به تصویر کشیدن نمادهای دینی چگونه می توان به این فضا نزدیک شد که هم قداست نمادها حفظ شود و هم بدان در سینما پرداخته شود گفت: موسسات فیلمسازی در غرب از طریق جذابیت هایی که در اطراف موضوع ایجاد می کنند و شخصیت هایی با جلوه های ویِژه خاص اعتقاداتشان را در متن فیلم می گنجانند.

ما هنوز تحت یک سری تفکراتی هستیم که غرب به ما القا کرده ولی خودش از این مراحل گذشته است، می گوییم نمی شود در مورد امام زمان(عج) فیلم ساخت در حالی که باید این تابوها را شکست و وارد میدان شد، عرصه آزمون و خطاست چنانکه غرب این کار را می کند و از چندصد فیلمشان فقط ده فیلم تاثیرگذار است.

یکی از چیرهایی که سینما از ان فاصله گرفته هویت و ریشه ها و زمینه های فرهنگی خودش است، هویت ما هم ملی است هم دینی ولی سینمای ما هیچ وقت این را موردتوجه قرار نداده است که حالا بگوییم از آن فاصله گرفته است و یکی از دلایل این امر، پایه گیری سینمای ایران است که از همان اول خشت کج نهاده شده و قاعده این بوده که سینما به سمت این هویت و ملیت و ریشه های فرهنگی نرود.

سینمای ما وارداتی است و به بیراهه رفته، نمی شود یکی دو روزه این فضا را از بین برد آن ها ده قرن کار کردند. باید این باور به توانمندی ها و ادبیات و داشته هامان را تقویت کنیم تا بی هدف و تنها برای خنده و تفریح و سرگرمی فیلم نسازیم.

آیین ها و سنت ها خاستگاه هنر است/ ظرفیت بالای ادبیات آیینی در سینما مغفول مانده است

فرهاد توحیدی در ادامه این نشست تحلیلی، سینما را تبلور آیین و دین دانست و اظهار داشت: آیین و سنت و مذهب در واقع خاستگاه هنر است؛ ما باید ابتدا در رابطه با ادیان و مذاهب و سنت ها بحث کنیم ضمن اینکه مطمئن باشیم که مذهب شیعه قوی ترین دین است .

سایر کشورها و مذاهب در این عرصه سرمایه گذاری کرده و موفق هم هستند، ما به خاطر عدم شناختی که نسبت به دین و مذهبمان داریم قدرت خودمان را نمی بینیم.

مساله دیگر این است که آن بارقه دینی و عرفانی و سطح بالای تفکر انسانی را که در ادبیات و فرهنگمان هست استفاده نمی کنیم، وقتی می خواهیم برای امام زمان(عج) کار کنیم می خواهیم رو کار کنیم و به نقش قصه های ایرانی در پیشرفت سینما توجهی نداریم.

نگاه مذهبی این نیست که اگر می خواهید از امام زمان(عج) فیلم بسازید حتما یک سوار سبزپوش بیاید

مستغاثی تصریح کرد: نگاه مذهبی این نیست که اگر می خواهید از امام زمان(عج) فیلم بسازید حتما یک سوار سبزپوش بیاید بلکه سینما به انحاء مختلف بدان می پردازد ولی اصل مطلبی که می خواهد بگوید آن باور آخرالزمانی است.

فیلم ایدئولوژیک حتما این نیست که ائمه یا عبادات را به تصویر بکشیم بلکه فیلمی است که به نوعی بایک قصه و داستان یک مفهوم و اعتقاد و باور ایدئولوژیک را در قالب ملودرام و کمدی و... به مخاطب برسانیم .

مستغاثی با بیان اینکه تبیین مذهب از طریق ایده خوب امکان پذیر است نه شعار اظهار داشت: برخلاف غرب که رسانه ها درون مراکز تحقیقاتی هستند و هنر را به خدمت ایدئولوژی گرفته اند، رسانه های ما در حال حاضر از مراکز پژوهشی و علمی دور و همچون جزایری جداگانه هستند.

بهترین نوع نزدیک شدن به آیین های دینی ریختن آن در قالب امری دراماتیک است/ فیلم هایی که آیین را در متن زندگی نشان می دهند توفیق بیشتری دارند

توحیدی در خصوص نسبت سینما با آیین های دینی ابراز داشت: در سینما از انجا که هنری جامع از کلام و عکس و موسیقی و ترکیب بندی (که در فیلمبرداری متجلی می شود)، نور و نقش و چینش صحنه و.....است، با یک ابزار غنی چندمنظوره مواجه هستیم که هر یک از بخش های آن می تواند بازتاباننده یک اندیشه باشد.

آیین های دینی به عنوان بخشی از میراث بشری است لذا در سینما وقتی از بازتاب آیین های دینی بحث می شود گویا بحث را به یک مجرای خاص هدایت کرده ایم، اساسا سینما به لحاظ تعلقاتی که هر هنرمند به اندیشه های دینی دارد می تواند به طور طبیعی تجلی گاه این اندیشه ها باشد.

گاهی اوقات وقتی صحبت از آبین می کنیم صرف صورت آیین مدنظر است و گاهی به جوهره آیین ها و کارکرد دین و بحث معرفت شناسانه آیین ها توجه می کنیم؛ اگر ایین های دینی را اینگونه معنا کنیم که اموری هستند که ما بدان ها تمسک می جوییم تا به منبعی وصل شویم و نیرو کسب کنیم دیگر فقط صرف نمایش صورت نیست.

فیلم هایی که از ایین به مثابه امری دراماتیک استفاده می کنند تا کارکرد آن را در متن زندگی روزمره نشان دهند در همه جای دنیا و همه رویکردهای متفاوت به سینمای دینی توفیق بیشتری دارند تا فیلم هایی که پوسته آیین ها را توجه می کنند البته من مستند را جدا می کنم زیرا در مستند سراغ خود قضیه و کیفیت و چند و چون ان می رویم.

اما در سینما بهترین نوع نزدیک شدن به آیین های دینی ریختن ان ها در قالب امری دراماتیک است.

خاستگاه حظ فیلم خود را بر اساس فطرت بگذارید نه غریزه/ آیین و سینما هر دو ابزارند برای اینکه ما دچار غفلت نشویم

میرکریمی در ادامه این نشست تخصصی اظهار داشت: آیین مفهوم یا معنا نیست که بخواهیم رابطه اش را با سینما بررسی کنیم؛ آیین و سینما هر دو ابزارند و طراحی می شوند برای اینکه ما دچار غفلت نشویم در حالی که ما آنفدر به آن ها توجه کرده ایم که نقش ابزاری را از آن ها گرفته و تبدیل به متن کرده ایم .

سینما می تواند به متن بپردازد، اینکه بخواهیم رابطه دو ابزار نمایشی را که فضایی را برای درک معانی ایجاد می کنند تنظیم کنیم، می شود همان کاری که در مستند انجام می دهیم یا کاری که کارشناس میراث فرهنگی در خصوص ابنیه و ... انجام می دهد و ان ها ر ا قابل شمارش و قابل لمس و طبقه بندی می کند و کنار می گذارد .

آنچه باید فراتر از این اتفاق بیفتد این است که اولا ببینیم ایین ها و مناسکمان حاوی چه معانی هستند و دیگر اینکه دقت داشته باشیم در تفکر دینی سینما به هیچ پدیده ای به چشم کم اهمیت نگاه نمی کند و چیزی بی اهیمت نیست و هیچ پدیده ای بی ارتباط با پدیده دیگر نیست، اگر کشف ارتباط بین پدیده ها و اینکه همه اتفاقات اطرافمان دارای پیام است را به عنوان دو اصل بگیریم آنگاه می توانیم معانی پپرامونمان را کشف کنیم و رابطه مان با آیین بخشی از رابطه اصلی مان با معنا باشد.

سینما می تواند به تصحیح فضای احیانا انحرافی که در بسیاری از آیین ها وارد شده (و باعث می شود آن ها به حجابی تبدیل شوند که رسالت اصلی شان را از دست دهند) کمک کند و نیز در ترجمه اجزایی که در مناسک هست برای مخاطب کمک شایانی می تواند داشته باشد.

نکته مهم این است که خاستگاه حظ فیلم خود را بر اساس فطرت بگذارید به جای غریزه؛ درست است که این دو ممکن است مرز مشترک زیادی با هم داشته باشند اما خیلی جاها نقاط تمایزی هم دارند که اگر روی ان کار شود همان مخاطبی که به نظر می رسد اطلاعات بسیار کمی دارد تمام داشته های پنهانش به کمکش می آید و در یک نقطه ای به درک عمیقی از همکاری با شما می رسد.

تفاوت تجربه دینی و دریافت دینی این است که در تجربه دینی توقفی هست و مخاطب را به مشارکت در امری که خودمان تجربه اش کرده ایم دعوت می کنیم لذا ممکن است مخاطب دو قدم جلوتر از ما قرار گیرد اما وقتی از دریافت دینی صحبت می کنیم یعنی پیام دهنده(فیلمساز) کسی است که (در مسیری که نهایتی ندارد) به یک نقطه ای رسیده و از این منظر با مخاطب مواجه شده است، این رابطه اصولا یک طرفه و در واقع همان نسخه دادن است، در چنین رابطه ای هیچ وقت مخاطب جلوتر از پیام دهنده قرار نمی گیرد و رشد نمی کند.

اگر بتوانید جهانی را در قصه تان خلق کرده و به مخاطبتان هم این نوع نگاه را منتقل کنید انگاه هیچ چیز بی معنا نخواهد بود و دیگر لازم نیست قصه های شگرف و عجیب تعریف کنید یا در فیلم کسی به شکلی فجیع کشته شود تا مخاطب توجهش جلب شود بلکه با یک امر بسیار ساده می تواند این اتفاق بیفتد، در این صورت اگر یک زندگی معمولی را هم که مخاطب تجربه اش کرده به او نشان دهیم برایش جذاب خواهد بود .

در سینما اشیاء در خدمت القاء مفاهیم است

توحیدی در ادامه گفت: بحث جان بخشی به شیء‌، پیوند عمیقی با لحن دارد؛ همه کار سینماگر این است که به کمک همه ابزارهایی که دارد به یک لحن و فضای کلی دست یابد که این فضا وقتی خیلی تشخص پیدا کند به عناصر سبکی تبدیل می شوند.

وقتی هنرمند لحن خود را پیدا می کند طبعا بخشی از این لحن در فضای فیلم متجلی می شود مثلا وقتی یک لحظه چشمتان را ببنیدید و به کارگردانان مختلف فکر کنید عناصر مشخصه ای از هر یک در ذهنتان شکل می گیرد .

هرچیزی در سینما تقلید و محاکاة است لذا در بخشی از آن انتقال فضا مفهوم دارد. در سینما اقلیم ها هم صاحب معنا هستند و در واقع شیء در خدمت القاء مفاهیم است.

جشنواره ها باید خروجی مناسب داشته و به صرف برگزاری اکتفا نکنند

حسین مهکام در پاسخ ابراز داشت:‌ مشکلی که ما در حوزه فرهنگ داریم این است که جرأت و جسارت در حوزه تصمصم گیری از مسوولین گرفته شده و همه دوست دارند کم ریسک ترین کار را انجام دهند که همان برگزاری جشنواره هاست نه ساخت و تولید فیلم .

تاريخ: ۱۳۸۹/۳/۱۵

کلیه حقوق سایت متعلق به هنر متعالی می باشد.
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.